با احتیاط، برازنده، متین... کاش چنین فیلمهایی را به آن افرادی نشان میدادند که با سوپ گوجه یا پوره سیبزمینی به تابلوهای موزه حمله میکنند!
هنر از وقتی پدید آمد که انسانها توانستند زیبایی جهان پیرامونشان را درک کنند و آن را بر سطحی ماندگار ثبت کنند. در آغاز، این ثبت روی دیوار غارها بود، جایی که نیاکان ما حیواناتی را که با آنها زندگی میکردند،...
با احتیاط، برازنده، متین... کاش چنین فیلمهایی را به آن افرادی نشان میدادند که با سوپ گوجه یا پوره سیبزمینی به تابلوهای موزه حمله میکنند!
هنر از وقتی پدید آمد که انسانها توانستند زیبایی جهان پیرامونشان را درک کنند و آن را بر سطحی ماندگار ثبت کنند. در آغاز، این ثبت روی دیوار غارها بود، جایی که نیاکان ما حیواناتی را که با آنها زندگی میکردند، شکارهایی را که انجام میدادند و خودشان را به تصویر میکشیدند. چه با رنگهای زنده و چه بهصورت حکاکی در سنگ، تولد مفهوم هنر رقم خورد و با شکوفایی تمدنها، تکامل جوامع و پیشرفت فنون، بیانی هنری انفجاری و شگفتانگیز پدید آمد که میراث عظیمی برجای گذاشت. امروز ما این میراث را چندان خوب پاس نمیداریم. در قرن بیستویکم سخت است باور کنیم که هنر کالای عمومی است و نه مالکیت انحصاری یک موزه یا یک مجموعهدار؛ آنها تنها پاسداران موقتی چیزیاند که جهانیتر است و باید گرامی داشته شود. این دیدگاه شامل اشیاء و ساختمانهای تاریخی و قومنگارانه، بقایای باستانی و حتی اسناد و آرشیوها هم میشود. همه اینها در کنار هم یک توده فرهنگی بزرگ را تشکیل میدهند که در اصل حافظه جمعی ماست. بهعنوان یک تاریخنگار، من یکی از کسانی هستم که زندگیام را وقف مطالعه، حفظ، ترویج و مراقبت از این حافظه کردهام.
این فیلم، که یک کمدی بسیار سبک و بامزه است، بهخوبی نشان میدهد که هنر چطور میتواند زندگی کسی را تحتتأثیر قرار دهد اگر خود را به آن بسپاریم. فیلمنامه سبک و خوب نوشته شده است و سه نگهبان موزه را کنار هم میآورد که از فروش سه اثر موردعلاقهشان به موزهای دانمارکی ناراضیاند و تصمیم میگیرند پیش از انتقال آثار، آنها را بدزدند. نقشه شامل جایگزین کردن تابلوها با کپیهای یکسان است و همانطور که معمول این نوع فیلمهاست، همهچیز بیدردسر پیش نمیرود: حوادث خندهدار متعددی رخ میدهد و بارها طرح در معرض شکست جدی قرار میگیرد. فیلم پرانرژی است؛ فیلمی سبک که با اینحال مهر و احترامی را که هنر شایسته آن است، نشان میدهد. راستش را بخواهید، این فیلم را به آن گروههای بیفکر که غذا و آشغال را به تابلوها میپاشند، نشان میدادم!
فیلم سه بازیگر درجهیک را در نقشهای اصلی کنار هم قرار داده: کریستوفر واکن، مورگان فریمن و ویلیام میسی. هر کدام تلاش خوبی کردهاند و بهوضوح از کار در این پروژه لذت بردهاند. مارشیا گی هاردن هم حضور دارد و از trio حمایت میکند اما نقش فرعیتری دارد. فیلم از نظر ایده چندان بدیع نیست و تا حدودی مرا به یاد «اوشنز الون» یا «ماجرای توماس کراون» انداخت؛ خود سرقت هم تا حدی باورپذیر است: طرح پیچیده یا غیرمعقول نیست و میتواند بهطور واقعگرایانهای اجرا شود. با این حال، نقاط ضعفی هم وجود دارد: بزرگترین مشکل فیلم داستان فرعی خانوادگی واکن و هاردن است که برخی جزئیات آن بهدرستی توضیح داده نمیشود؛ شخصیتها (بهجز واکن) چندان کاوششده نیستند و گذشته و شخصیت آنها روشن نمیگردد. اما از آنجا که فیلم کمدی است، این نکته چندان جدی بهنظر نمیرسد.
از نظر فنی، با توجه به بودجه نسبتاً اندک و عرضه مستقیم به ویدئو، فیلم عملکرد بسیار خوبی دارد. معمولاً این سرنوشت برای فیلمهای دستاول پیش میآید، اما این اثر حتی شایسته پخش در سالنهای سینمایی نیز بود، چون هر ریال خرجشده را بهجا نشان میدهد و صرفهجویی یا «مستأصلبودن» ساخت را بهچشم نمیآورد؛ با اینحال فیلمی متین و احتمالاً بهسرعت فراموششدنی است. فیلم در لوکیشنهایی میان بوستون و پورتوریکو تصویربرداری شده و از ارزشهای تولیدی خوب، دکورها و لباسهای مناسب و فیلمبرداری قابل قبولی برخوردار است. شوخیها چندان تند و آزاردهنده نیستند، همیشه کارساز نیستند و احتمالاً طرفداران طنز بیپرواتر را راضی نخواهند کرد. موسیقی متن هم مؤثر است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران