مردان سیاه پوش تاکنون همواره از زمین و بشریت در برابر موجودات خطرناک جهان مراقبت و محافظت کرده اند. در این سری از ماجراجویی ها آن ها با بزرگترین تهدید طول عمرشان که وجود یک جاسوس در سازمان مردان سیاه پوش می باشد برخورد می کنند…
مردان سیاه پوش تاکنون همواره از زمین و بشریت در برابر موجودات خطرناک جهان مراقبت و محافظت کرده اند. در این سری از ماجراجویی ها آن ها با بزرگترین تهدید طول عمرشان که وجود یک جاسوس در سازمان مردان سیاه پوش می باشد برخورد می کنند…
«مردان سیاهپوش: بینالمللی» روی کاغذ با توجه به بازیگران و کارگردان ایدهٔ خوبی به نظر میرسد — حتی برای خود فرنچایز، رفتن به سمت «بینالمللی» هیجانانگیز است و راه خوبی برای گسترش جهان بدون وابستگی زیاد به فیلمهای اصلی. متأسفانه این تنها یک بلاکباستر خستهکنندهٔ دیگر است که از نوستالژی برای کسب پول سریع استفاده میکند و نمیفهمد آن جرقهٔ خاص فیلم اول از چه...
«مردان سیاهپوش: بینالمللی» روی کاغذ با توجه به بازیگران و کارگردان ایدهٔ خوبی به نظر میرسد — حتی برای خود فرنچایز، رفتن به سمت «بینالمللی» هیجانانگیز است و راه خوبی برای گسترش جهان بدون وابستگی زیاد به فیلمهای اصلی. متأسفانه این تنها یک بلاکباستر خستهکنندهٔ دیگر است که از نوستالژی برای کسب پول سریع استفاده میکند و نمیفهمد آن جرقهٔ خاص فیلم اول از چه ساخته شده بود. حتی یک ترانهٔ رپ از ویل اسمیت یا پیتبول هم نداشتیم، و این بیش از همه آزاردهنده بود.
- کریس دوس سانتوس
کریس همسورث همه چیز را بهتر میکند. تنها بخشهای خوب «شبحگیرها» او بود. فیلمهای ثور او بهترین آثار مستقل دنیای سینمایی مارول بودند و حضورش، فیلمهای انتقامجویان را هم لذتبخشتر میکرد. همین شوخطبعی او باعث شد افت نسبت به «مردان سیاهپوش ۳» قابلتحملتر شود. تماشای او واقعاً سرگرمکننده است.
آنها مکان، بازیگران اصلی، چرخهٔ سفر، جلوهها، (اکثر) بازیگران فرعی، لحن و بازهٔ زمانی را تغییر دادهاند، اما کماکان دقیقاً همان داستان تکراری را داریم. چهار از چهار برای «مردان سیاهپوش» با دقیقاً. همان. داستان. با این حال من سرگرم شدم، پس واقعاً خیلی نمیتوانم شکایت کنم.
امتیاز نهایی: 2.5 ستاره — نکات زیادی داشت که برایم جذاب بود، اما بهعنوان یک کل جواب نداد.
اَخ... سختترین بخش دیدن «مردان سیاهپوش: بینالمللی»، تحمل تلاشهای کریس همسورث برای «بازیگری» بود. تلاش او برای نشاندادن یک تیپ شخصیتی روگمانی کاملاً بیجاذبه است، فاقد توانایی نمایش طنز، حس زمانبندی یا کاریزمایی که این شخصیت نیاز دارد.
با وجود جدا شدن رادیکال از فیلمها و شخصیتهای قبلی، این فیلم ارزشهایی دارد و نفس تازهای به فرنچایز میآورد.
فرنچایز MIB شروع خوبی داشت، فیلم دوم ضعیف بود و فیلم سوم کمی اوضاع را بهتر کرد. این سه فیلم زیر نظر کارگردانی بری ساننفلد ساخته شدند که اکنون پروژه را ترک کرده و فلیکس گری جای او را گرفته؛ بازیگران اصلی ویل اسمیت و تامی لی جونز هم بازنمیگردند، که فیلم را بهنوعی اسپینآف تبدیل کرده است.
فیلمنامه تازگی دارد: ما از خاک آمریکا فاصله میگیریم و آنچه میشناسیم را پشت سر میگذاریم. داستان تقریباً تماماً در اروپا، بین لندن و پاریس، جریان دارد. در آنجا عامل جدیدِ M آموزش میبیند؛ او از کودکی از وجود سازمان خبر داشته و همیشه آرزو داشته عضو آن شود و اکنون فرصتش فراهم شده است. در لندن زیر نظر رئیسش، عامل هایتی، قرار دارد و با عامل اچ، که بهترین عامل بریتانیا محسوب میشود، همکاری میکند. پس از مرگ یک شخصیت سلطنتی از یک سیارهٔ بیگانه که در مراقبتشان بوده، متوجه میشوند تهاجمی به زمین در راه است و وظیفهٔ آنها جلوگیری از این تهدید است.
صادقانه بگویم، مدتی طول کشید نظرم دربارهٔ فیلم را شکل بدهم. از یک سو فرنچایز به خون تازه و ایدههای جدید نیاز داشت؛ دیگر نمیشد به فرمولهای تکراری چسبید. از سوی دیگر، میفهمم کسانی که انتظار حضور چهرههای آشنا (مخصوصاً اسمیت و جونز) را داشتند ممکن است ناامید شوند. بعد از تأمل، به این نتیجه رسیدم که ریسک جدا شدن از گذشته و ارائهٔ اثری با بازیگران متفاوت احتمالاً ایدهٔ خوبی بوده است؛ هرچند هیچگاه همه را راضی نخواهد کرد، اما تغییرات به نظرم بیشتر مزیت داشتند تا ضرر. البته اگر فیلمنامه و شخصیتها خوب طراحی نشده بودند، ممکن بود نتیجه متفاوت باشد.
شخصیتها واقعاً خوب طراحی شدهاند، قدرتمند و قابلتشخیص، و بهویژه شخصیتهای M و H چیزی از شخصیتهای قبلی کم ندارند. انتخاب بازیگران هم هوشمندانه بوده: کار تسّا تامپسون و کریس همسورث را پسندیدم، و اینکه فیلم وسوسهٔ ایجاد یک خط داستانی عاشقانه بین آنها را کنار گذاشته، خوب است. اِما تامپسون نقش کمی دارد ولی آنچه ارائه میدهد خوب است. لیام نیسون بازیگر توانمندی است و نقش خود را بهخوبی بازی میکند، اما از نیمهٔ فیلم به بعد شخصیت او بهصورت ساده و کلیشهای بهعنوان شرور معرفی میشود.
از نظر فنی فیلم ویژگیهای زیادی دارد: فیلمبرداری بسیار خوب با نورپردازی مناسب و استفادهٔ هوشمندانه از رنگها، دوربین دینامیک که بهویژه در صحنههای اکشن حرکات را دنبال میکند، و ظاهری استیلیزه در صحنههای شبانه. فیلم روی CGI باکیفیت حساب کرده که اجازه میدهد کمتر به لوکیشن واقعی تکیه شود. با این حال گاهی محیطهای لندن و پاریس بیش از حد مصنوعی به نظر میرسند و مشخص است بخشهایی دیجیتالی کار شدهاند. ظاهر و طراحی موجودات بیگانه در کلیت جذاب و گاهی بدیع است. صحنهآرایی و لباسها عموماً خوباند و کتوشلوارهای سیاه شخصیتها این بار تنوع بیشتری دارند. موسیقی متن که از موتیفهایی از فیلمهای قبلی بهره میبرد، نسبتاً فراموششدنی است.
خب... این هم یک دنبالهٔ دیگر بود که هیچکس آن را نخواست، و میتوان گفت این یکی از دلایل بزرگ شکست آن است. من اصلاً میل نداشتم دنبالهٔ دیگری از MIB ببینم، بهخصوص بدون ویل اسمیت، و بهویژه وقتی تغییر جنسیتی در برخی نقشها ایجاد شده و فیلم بیشتر شبیه ریبوت تا ریمیک است. همهٔ اینها باعث شد تا وقتی رایگان نشده بود، آن را نبینم. و همانطور که پیشبینی میشد، در حالی که عملاً فرنچایز را از نو راهاندازی میکند، تلاش میکند موضعی سیاسی بگیرد با شوخیهایی از نوع «بخند چون با این موافقی» که بهندرت مؤثرند. در نتیجه حس میشود شبیه اجرای SNL از MIB است در دنبالهای که هیچکس نخواست.
ایدهٔ تازهکردن بازیگران، انتقال به انگلستان و قرار دادن یک ستون پنجم حیلهگر در سازمان MIB برای ایجاد آشوب ممکن بود جواب بدهد، اما متأسفانه اشتباه کردند. همهٔ اینها شاید کار میکرد اگر جلوههای ویژه و موجودات بیگانه با یک داستان خوب پشتیبانی میشدند، ولی چنین نیست. فیلم کاملاً بر دوش کریس همسورث حرکت میکند — و حتی جذابیت او هم حدی دارد. امیدوارم این پایان باشد، وگرنه به سرانجامِ خستهکنندهای میرسد.
«مردان سیاهپوش: بینالمللی» بیش از آنچه انتظار داشتم برایم کار کرد؛ بهنظرم تا حدی یک ریبوت خوب است. کریس همسورث و تسّا تامپسون (بعد از MCU) دوباره کنار هم قرار گرفته و بهخوبی کار میکنند، با لیام نیسون و کومیل ننجیانی در نقشهای پشتیبان محکم. روند داستان بسیار قابلپیشبینی است و چیزی برای حدس زدن به بیننده نمیگذارد؛ این مسئله شخصاً مرا اذیت نکرد چون فیلم همچنان سرگرمکننده است، اما به «چیزی بزرگتر» تبدیل نمیشود چون آن ضربهٔ اضافی لازم را ندارد. از نظر جلوههای ویژه ترکیبی است: برای موجودات بیگانه خوب به نظر میرسد و برای من کارش را انجام داد، اما بعضی لوکیشنها، مثل پاریس در ابتدای فیلم، خیلی طبیعی از آب درنیامدهاند؛ هرچند این نکته تأثیری روی لذت من نداشت، اما وقتی مشخص میشود حواسپرتکن است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران