بکی و کال صدای فریاد یک پسربچه را میشنوند که در مزرعهای از علفهای بلند گم شدهاست و آن ها وارد علفزار ها میشوند تا او را نجات بدهند اما در واقع فقط با یک نیرویی شوم و شیطانی رو ب رو هستن که آنها را از هم جدا کرده و خیلی زود متوجه می شوند که ممکن است اصلا راه خروجی از این مکان وجود نداشته باشد…
بکی و کال صدای فریاد یک پسربچه را میشنوند که در مزرعهای از علفهای بلند گم شدهاست و آن ها وارد علفزار ها میشوند تا او را نجات بدهند اما در واقع فقط با یک نیرویی شوم و شیطانی رو ب رو هستن که آنها را از هم جدا کرده و خیلی زود متوجه می شوند که ممکن است اصلا راه خروجی از این مکان وجود نداشته باشد…
فیلم «در علفهای بلند» براساس داستان کوتاه/نوولائی از استیون کینگ و پسرش جو هیل ساخته شده است. (یادداشتی که نویسنده اصلِ داستان را نخوانده و فیلم را صرفاً بر اساس ارزشهای سینمایی خودش بررسی میکند.) داستان با دو خواهر و برادر، کال و بکی باردار، آغاز میشود که در ایالت کانزاس توقف میکنند چون بکی دچار حالت تهوع صبحگاهی میشود و صدای پسری را از...
فیلم «در علفهای بلند» براساس داستان کوتاه/نوولائی از استیون کینگ و پسرش جو هیل ساخته شده است. (یادداشتی که نویسنده اصلِ داستان را نخوانده و فیلم را صرفاً بر اساس ارزشهای سینمایی خودش بررسی میکند.) داستان با دو خواهر و برادر، کال و بکی باردار، آغاز میشود که در ایالت کانزاس توقف میکنند چون بکی دچار حالت تهوع صبحگاهی میشود و صدای پسری را از میان علفهای بلند کنار جاده میشنوند. آنها از هم جدا میشوند و کمکم متوجه میشوند که چیز عجیبی در میدانِ علف وجود دارد: رفتن در یک جهت لزوماً به معنای پیشروی در آن جهت نیست و زمان نظم طبیعی خود را از دست داده است. شخصیتهای دیگری که وارد میدان میشوند عبارتاند از راس، پسرش توبین، همسرش ناتالی و تراویس، نامزد سابق لیزا.
متأسفانه شخصیتپردازیها ضعیف و کلیشهای است؛ بازیگران عملکردی قابل قبول دارند اما نوشتهٔ شخصیتها چنان سطحی است که تأثیر ماندگاری بر جای نمیگذارد. برخی شخصیتها تقریباً فراموششدنیاند و تنها استثناء، پسربچهای است که در ابتدا بسیار ترسناک ظاهر میشود. دیالوگها اغلب مصنوعی و نمایشیاند و عمق احساسی و انگیزههای شخصیتی بهندرت منتقل میشود؛ میزان همذاتپنداری با شخصیتها گاهی به صدای داد زدنشان برای هم خلاصه میشود.
از منظر بصری، فیلم نقاط قوتِ قابلتوجهی دارد: فیلمبرداریِ زیبا و قاببندیهایی که میدانِ علف را گویی موجودی زنده نشان میدهند، در برخی لحظات تأثیرگذارند. اما چون بیشتر سکانسها در محیط یکسانی میگذرد، سازندگان برای حفظ توجه مخاطب مجبور به استفاده از ترفندهای فنی و جلوههای تصویری میشوند که گاه مصنوعی به نظر میرسند (مثلاً یک نماهای چرخشی ۳۶۰ درجه که برجسته و غیرطبیعی به چشم میآیند). از سوی دیگر، فیلم بهطور مکرر از جَمپسکِر استفاده میکند و در این ژانر آنها تقریباً بار اصلی ترساندن را به دوش میکشند.
از نظر مفهومی، داستان شباهتهایی به آثاری درباره حلقههای زمانی و تناقضات زمانی دارد؛ گذشته، حال و نسخههای آیندهٔ شخصیتها در علفها حضور دارند و بعضی قواعد میدان هم بهصراحت بیان میشوند («علفها چیز مرده را تکان نمیدهد»، «سنگ راهِ خروج است!»). این مفاهیم میتوانستند فیلم را تبدیل به تجربهای فشرده، دلهرهآور و فکری کنند، اما فیلمنامهٔ یکبعدی و افزودن عناصر و موجودات غیرضروری در سیر روایت از انسجامِ ایدهها کاسته است. در بخش پایانی، داستان بهسمتی میرود که از سردرگمی عبور کرده و وارد قلمروِ بیمنطقی میشود؛ برخی رویدادها و تصمیمها بیدلیل به نظر میرسند و حلقهٔ زمانی هم به شیوهای بسته میشود که پرسشهای مهمی را باقی میگذارد.
به طور خلاصه: «در علفهای بلند» در اتمسفر، فیلمبرداری و ایدههای اولیه نقطهقوتهایی دارد و تلاش میکند تمهایی مثل حلقههای زمانی و انتخابها را بررسی کند، اما دیالوگهای ضعیف، شخصیتپردازی سطحی و پایانبندی نامنسجم، تجربهٔ نهایی را تضعیف کردهاند. اگر طرفدار پروپاقرص استیون کینگ یا جو هیل هستید و گزینهٔ دیگری ندارید ممکن است برایتان قابلتحمل باشد، اما برای بیشتر بینندگان ارزش دیدن در مقام یک فیلم کامل را ندارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران