فیلم در محله ی فقیر نشین «شهر خدا» در حومه ریو دو ژانیرو پیش میرود. محله ای که هیچ قانونی در آن حکمفرما نیست و مافیا شهر را در دست دارد. شهر پر است از خشونت و مواد مخدر. داستان فیلم پیرامون زندگی دو کودک است که در این شهر بزرگ میشوند و هر یک مسیری کاملا جدا را در پیش میگیرند: یکی عکاس می شود و دیگری دلال مواد مخدر.
فیلم در محله ی فقیر نشین «شهر خدا» در حومه ریو دو ژانیرو پیش میرود. محله ای که هیچ قانونی در آن حکمفرما نیست و مافیا شهر را در دست دارد. شهر پر است از خشونت و مواد مخدر. داستان فیلم پیرامون زندگی دو کودک است که در این شهر بزرگ میشوند و هر یک مسیری کاملا جدا را در پیش میگیرند: یکی عکاس می شود و دیگری دلال مواد مخدر.
فیلمی بسیار خوب و کاملاً شایستهٔ احترامی که دارد است. تجربهای طاقتفرسا هم هست؛ ردهبندی ۱۸+ بهخاطر جریان پیوسته و بیرحمانهٔ خشونتِ باندهایی است که برای کنترل منطقهٔ مواد مخدر میجنگند. داستان از زبان «راکت» (الکساندر رودریگز) روایت میشود که برای دور ماندن از جنگ باندیِ برادر و دوستانش تلاش میکند زندگی امنتری پیدا کند.
فیلم ترکیبی از تولید صاف و حرفهای با حس مستندسازانهٔ اصیل...
فیلمی بسیار خوب و کاملاً شایستهٔ احترامی که دارد است. تجربهای طاقتفرسا هم هست؛ ردهبندی ۱۸+ بهخاطر جریان پیوسته و بیرحمانهٔ خشونتِ باندهایی است که برای کنترل منطقهٔ مواد مخدر میجنگند. داستان از زبان «راکت» (الکساندر رودریگز) روایت میشود که برای دور ماندن از جنگ باندیِ برادر و دوستانش تلاش میکند زندگی امنتری پیدا کند.
فیلم ترکیبی از تولید صاف و حرفهای با حس مستندسازانهٔ اصیل دارد و فکر میکنم همین موجب ماندگاریاش شده است. هرچند حس واقعگرایی دارد، اثر بهطور مشخص روایتِ یک داستان واقعی نیست؛ با این حال شهرکِ سیتادی جی دویِد (Cidade de Deus) واقعی است — ساخته شده تا زاغهنشینان را از ریودوژانیرو دور مستقر کنند — و داستان دنیای زیرزمینی آن و چگونگی ساخته شدن فیلم باعث میشود باور کنیم فاصلهٔ زیادی تا حقیقت ندارد. در داستان امید هست، اما خیلی کم.
با نثری خاطرهوار و گاه با روایتِ پسنگر، «راکت» ماجرای کودکیاش در حاشیهٔ ریودوژانیرو را تعریف میکند. جامعهای از خانههای نو ساختهشده که بدون برق و لولهکشیاند و یادِ سکوهای بتونی کنار ساحل را میآورند؛ محلهای نسبتاً رها از قانون. جرمها در ابتدا محدود به تخلفات کوچک است، اما با رشد آرزوها وسعت جرایم افزایش مییابد. یورش به یک موتِل-بروتِل قرار است پول اضافیای برای همه بیاورد، اما نگهبان جوان و مبتکرشان «لیتل دایس» (داگلاس سیلوا) از کنار گذاشته شدن متنفر است و کمی از خودش هم اضافه میکند — صحنهای خشن و جلبکننده توجه. بعد از آن پلیسها مداخله میکنند، اجساد زیاد میشوند و نظم اجتماعی دگرگون میشود.
آن جوانی که بزرگ میشود، در شهری که حالا بیشتر توسعه یافته و تنها با دیپلماسیِ دوستِ دوران کودکیاش «بِنه» (فلّیپه هاگنسن) متعادل میشود، به سرکردهٔ توزیع مواد تبدیل میشود: «لیتل زِه» (لئاندرو فیریمو). بهطرز عجیب و تلخی شکلِ حکومت او برای ساکنان ثبات بیشتری فراهم میکند، و گرچه بسیاری معتادند اما نوعی نظم در جامعه برقرار میشود. سپس کودکانِ بیسرپناه و ناامید وارد ماجرا میشوند؛ بچههایی که امیدی ندارند و تنها رؤیایشان روزی شدنِ «لیتل زِه» خودشان است. کمکم امپراتوری گسترش مییابد تا اینکه تنها «کَروت» (ماتیوس ناچترگائله) در برابرش میایستد. وقتی تراژدیای بسیار نزدیک به پادشاهِ منطقه روی میدهد، آرامش شکننده بین دو گروه به جنگی تمامعیار تبدیل میشود که سرباز تکتیراندازِ ارتش «ناکاوت نِد» (سِئو جورج) را وارد میکند، سلاح به دستِ همهٔ کودکان میدهد و فضایی میآفریند که برای هیچکس امن نیست — و پلیسها از دور نگه میدارند، شاید امیدوار که آنها یکدیگر را نابود کنند.
خوششانسیم که «راکت» دوربین بلد است؛ رئیسی که دارد خواهانِ تبلیغات و نمایشِ قدرت است، روزنامهها هم خواهانِ عکسها. اگر راکت بتواند روی طنابِ نازکِ امنیت و شهرت قدم بزند، ممکن است از دسترسی منحصربهفردش به داستانی که حالا کل کشور را درگیر کرده سود ببرد. این فیلم تصویری جذاب و کامل از بدترین وجوه طبیعت انسان ارائه میدهد؛ جهانی که در آن «هر کس برای خودش» حکمفرماست، انسانیتِ سنتی اندک است و آزارها و خفقانِ نوعی دیکتاتوریِ نامطلوب آشکار میشود. شخصیتپردازیها غالباً بیرحمانه و بهرهکشاند، ولی در دل جمعیتی فقیر که چشمانتظار غذا و آب سالم است، جا برای عشق و وفاداری هم هست؛ مردمی که به خیابانمرگ عادت کردهاند.
نثر فیلم قوی و حسابشده است؛ دیالوگهای اضافه کماند و طنزی تلخ وجود دارد که نه لزوماً فضا را سبک میکند، بلکه نشان میدهد در میان اکثر مردم «بکش یا کشته شو» به مانترا تبدیل شده است. فیریمو، هاگنسن و رودریگز اجراهایی بسیار قوی ارائه میدهند در این تصویربرداریِ چشمگیر و نگاهِ پرتنش به جامعهای که سرش را تنها با تغذیه و گرسنۀ نگه داشتن پیروانش بالا میبرد. بهنظرم فیلم نه چندان صحنههای گرافیکی دارد بلکه نگاهی تأملبرانگیز به بقا برای قویترین، زیرکترین و خوششانسترینهاست. همچنین کمبود مشخصی از مذهب در سراسر اثر دیده میشود. اگر فرصت دیدنِ فیلم در سینما را دارید، ببینید — فیلمی است الهامگرفته از واقعیت و تماشای آن آسان نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران