« والتر نف » ( مك موراى ) زخمى وارد دفتر كارش مىیشود و خطاب به دستگاه ضبط صدا ماجراى خود را تعریف میكند: این كه چطور به عنوان مأمور بیمه به خانه ى آقاى « دیتریكس » رفت و به خانم خانه، « فیلیس » ( استانویك ) دل باخت، طورى كه قبول كرد در نقشه ى قتل شوهر ثروتمندش و تصاحب حق بیمه با او همدستى كند...
« والتر نف » ( مك موراى ) زخمى وارد دفتر كارش مىیشود و خطاب به دستگاه ضبط صدا ماجراى خود را تعریف میكند: این كه چطور به عنوان مأمور بیمه به خانه ى آقاى « دیتریكس » رفت و به خانم خانه، « فیلیس » ( استانویك ) دل باخت، طورى كه قبول كرد در نقشه ى قتل شوهر ثروتمندش و تصاحب حق بیمه با او همدستى كند...
نامزد ۷ جایزه اسکار؛ ۵ جایزه برده و در مجموع ۹ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان106
تعیین یک فیلمِ موردعلاقه ازِ وایدر سخت است، اما من بیشتر به آثارِ او در اوایلِ دورانِ حرفهاش مثل «تعطیلاتِ گمشده» و «خیابانِ غروب» — و البته همین فیلم — تمایل دارم. او یکی از بهترینها در ردکردنِ ظواهر و رسیدنِ مستقیم به دلِ نوآر بود. همانطور که ژان-لوک گدار گفته: «برای ساختِ یک فیلم فقط به یک مرد، یک دختر و یک تفنگ نیاز...
تعیین یک فیلمِ موردعلاقه ازِ وایدر سخت است، اما من بیشتر به آثارِ او در اوایلِ دورانِ حرفهاش مثل «تعطیلاتِ گمشده» و «خیابانِ غروب» — و البته همین فیلم — تمایل دارم. او یکی از بهترینها در ردکردنِ ظواهر و رسیدنِ مستقیم به دلِ نوآر بود. همانطور که ژان-لوک گدار گفته: «برای ساختِ یک فیلم فقط به یک مرد، یک دختر و یک تفنگ نیاز دارم.»
باربارا استنویک یکی از بازیگران موردعلاقهام از آن دوره است و نمونهٔ تمامعیارِ زنِ دلربا و خطرناکِ نوآر است. من هرگز طرفدارِ بزرگِ فرد مکمرِی نبودم، اما شخصیتِ «مردِ خوب» او که وایدر بهخوبی از آن بهره میبرد، باعثِ شد مکمرِی در این فیلم (و در «آپارتمان») بهترین نقشهایش را ارائه دهد و تبدیل به نمونهٔ مردِ اصلیِ نوآر شود. جالب اینکه ادوارد جی. رابینسون آنقدر به فیلمنامه ارادت داشت که موافقت کرد یکی از خواستههایش—هرگز نقشِ مکمل بازی نکند—را کنار بگذارد. بسیاری کارگردانیِ وایدر را تحسین میکنند، اما او بهعنوانِ نویسنده (یا همنویسنده) نیز به همان اندازه در سینما مؤثر و مهم است.
مانند اغلب آثارِ خوبِ او که دیدهام، این فیلم ارزشِ خرید و بازبینیهای مکرر را دارد. دیالوگها بهویژه فوقالعادهاند. من یکی از آثارِ اولیهٔ او را به صدها فیلمی که امروز هالیوود تولید میکند ترجیح میدهم؛ آنها سادهوصریحِ بهتر و لذتبخشترند. سینمایی ماندگار.
فیلمی برجسته از دورانِ کلاسیکِ نوآر است. «بیمهٔ دوگانه» را بیلی وایدر کارگردانی کرده و وایدر همراه ریموند چندلر فیلمنامه را اقتباس کردهاند از نوولای جیمز ام. کِین. در نقشها فرد مکمرِی، باربارا استنویک و ادوارد جی. رابینسون بازی میکنند. موسیقی اثر از میکلش روزا و فیلمبرداری از جان اف. سیتز است.
برای عاشقانِ سینما نوشتنِ نقدِ این فیلم شاید تکراری بهنظر برسد، چون عملاً چیزی نیست که قبلاً گفته نشده باشد. جایگاهی که این فیلم دارد موجه است؛ نوآری تیز و دقیق در همهٔ جنبهها که از فیلمهای کلاسیکِ نوآر بهشمار میرود و بسیاری را بهخود علاقهمند کرد.
فیلم بر اساسِ پروندهٔ جنجالیِ اسنایدر/گریِ ۱۹۲۷ ساخته شده و وایدر و چندلر داستان را با سنگینیِ بدبینیِ شوم و قابلاحساس پر کردهاند. فیلمنامه سرشار از دیالوگِ سختِ نوآر است؛ یک پروندهٔ سادهٔ قتل تبدیل میشود به هزارتوی حیله و حماقت، و سه بازیگرِ اصلی با اجراهای برجسته تاجِ این اثر را شکل میدهند.
از نظرِ صوتی و بصری هم داستان طعمِ ویژهای میگیرد. موسیقیِ روزا اعصاب را درهم میریزد و حسِ نابهنجاری و تهدید را تقویت میکند. فیلمبرداریِ سیتز هم نمونهٔ بارزِ سبکِ نوآر است: سایههای سنگین، زوایای ناگهانیِ دوربین و تکههای تهدیدآمیز نور که جلوه میکنند.
فیلم تا حد زیادی قوانینِ سانسور را به چالش میکشد؛ داستان به سویِ سویِ تاریکِ اخلاق میرود و سازندگان با زیرکی مرزهای «کدِ ممیزی» را بهچالش میکشند تا طرفدارانِ نوآر را خوشحال کنند.
شاید بهترین نمونهٔ تکمیلِ سبکِ نوآر باشد؛ فیلمِ ۱۹۴۴ «بیمهٔ دوگانه» با بازیِ مکمرِی، استنویک و رابینسون است. در این فیلم، فیلیس دیتریکسون (با بازی استنویک) پلیسیِ زندگیِ همسرش را بهکمکِ والتِر نف (با بازی مکمرِی)، که فروشندهٔ بیمه است، میخطر میاندازد؛ آنها قراردادی را طراحی میکنند که در صورتِ وقوعِ حادثه، خسارتِ دوبرابر پرداخت شود. رابینسون نقشِ بارتون کیز، همکارِ نف و ملکیپوشِ حساسِ شرکتِ بیمه را بازی میکند که بهسرعت مشکوک میشود. این فیلم یک ساعت و چهلوهفت دقیقهٔ خالصِ عشق به سینماست. فیلم نامزدِ هفت جایزهٔ اسکار شد، از جمله بهترین فیلم، بهترین بازیگر زن و بهترین کارگردانی، اما درنهایت جوایزی نبرد.
فیلم نوآری بسیار موفق از دههٔ ۱۹۴۰ است با اجراهای درخشانِ فرد مکمرِی، باربارا استنویک و ادوارد جی. رابینسون و فیلمبرداری و کارگردانیِ عالی از بیلی وایدر. موسیقی و ترکیببندیِ تصویری هم در خدمتِ ایجادِ فضای تنشآمیز هستند.
تام پاورز با همسری سرد و محاسبهگر بهنام فیلیس (باربارا استنویک) روبهروست. وقتی فیلیس با فروشندهٔ کاریزماتیکِ بیمه، والتِر (فرد مکمرِی)، دلباخته میشود، آنها نقشهای زیرکانه برای از بین بردنِ همسرِ او و دریافتِ پولِ بیمه طراحی میکنند. والتِر راهی پیدا میکند که پرداختِ بیمه را دو برابر کند. جسدِ مرد رویِ ریلِ قطار پیدا میشود و وقتی پلیس آن را حادثهای فرض میکند، پولها به جریان میافتد. همهچیز خوب پیش میرود تا اینکه همکارِ نف، کیز (ادوارد جی. رابینسون)، بویِ تقلب میگیرد و شروع میکند به دنبالِ سرنخ گشتن. باربارا استنویک در این فیلم فوقالعاده است و رابینسون نیز اجرایِ خردمندانه و قویای دارد. حتی مکمرِی که معمولاً بازیهایش چشمگیر نیست، در اینجا اجرایِ محکمی ارائه میدهد. کارگردانیِ وایدر، فیلمبرداریِ تأثیرگذار و دیالوگهای قدرتمند هم نخِ این درامِ زیرک و تهدیدآمیز را بههم میبافند. موسیقیِ میکلش روزا بهخوبی با تنشِ رو به افزایش همسوست و تا پایان ما را روی لبهٔ صندلی نگه میدارد.
یک نوآر باشکوه با بازیگرانِ عالی که در مراسمهای جوایز آنچنان خوششانس نبود اما نزدِ مخاطبان جاودانه شد و تا به امروز تازگیِ خود را حفظ کرده است. فیلمِ ۱۹۴۴ بر مبنای داستانی کارآگاهی ساخته شده، بسیار هوشمند، تیره و خوشبیان است. فیلمبرداری با بازی نور و سایهها و استفادهٔ ماهرانه از نورخورشید و درها و پردهها چشمگیر است و موسیقیِ روزا فضاسازی مؤثری دارد. فیلمنامه بر پایهٔ داستانِ دراماتیکِ خوبی است: یک مأمورِ بیمه فریفتهٔ زنی میشود و سپس در توطئهٔ کشتنِ شوهرِ او و دریافتِ پولِ یک بیمهٔ حادثهٔ سنگین شریک میگردد. در اینجا شرکتهای بیمه گاه دقیقتر از پلیس عمل میکنند و حتی وقتی مراجعِ قضایی مرگ را «حادثه» میدانند، برخی از عناصرِ شرکت نسبت به ماجرا بیتفاوت نیستند. فرد مکمرِی در این فیلم یکی از بزرگترین اجراهای دورانِ کاریاش را ارائه داد؛ هرچند گاه کمی تئاتری است، اما کارآمد و ماندگار بود. نقشِ زنِ فریبنده را باربارا استنویک بهخوبی ایفا میکند؛ او علاوهبر زیبایی، هالهای از خِبث و سنگدلی به شخصیت میدهد و شیمیِ استثناییای با مکمرِی دارد. بازیگرانِ فرعی هم وظیفهٔ خود را بهخوبی انجام میدهند، بهویژه ادوارد جی. رابینسون و ژان هدر.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران