یک آدمکُش با نگرشی که «قتل درست نیست».
فیلم «آقای راست» درست و حسابی شکل نمیگیرد. نه یک اکشن-کمدی مبتنی بر رویداد است و نه یک کمدی رمانتیک ساده؛ ارائهی داستان خیلی پراکنده و بیقاعده است. از کجا شروع میشود و کجا تمام میشود به سختی میتوان گفت که فیلمنامهای خوب و منظم نوشته شده. بازیها قابل قبولاند، اما سکانسها آنچنان تأثیرگذار نیستند که باید باشند....
یک آدمکُش با نگرشی که «قتل درست نیست».
فیلم «آقای راست» درست و حسابی شکل نمیگیرد. نه یک اکشن-کمدی مبتنی بر رویداد است و نه یک کمدی رمانتیک ساده؛ ارائهی داستان خیلی پراکنده و بیقاعده است. از کجا شروع میشود و کجا تمام میشود به سختی میتوان گفت که فیلمنامهای خوب و منظم نوشته شده. بازیها قابل قبولاند، اما سکانسها آنچنان تأثیرگذار نیستند که باید باشند. کارگردان که پیشتر با «Neon Flesh» شناخته شده بود، بعد از آن فیلم پروژههایش افت کیفیت داشتهاند و این یکی هم از آن نمونههاست.
فیلمنامه را کسی نوشته که پشت «American Ultra» بود. شباهت بارزی بین این دو فیلم وجود دارد که اگر هر دو را دیده باشید قابل انکار نیست؛ بهویژه نقش آنا کندریک شبیه چیزی است که جسی آیزنبرگ در آن فیلم داشت. اگر دقیقتر نگاه کنید، سم راکول هم تا حدودی میتواند در همان دستهای قرار بگیرد که کریستن استوارت بود. در یکی از صحنهها یکی از شخصیتها به همان پروژهی مخفی اشاره میکند، پس به نظر میرسد در همان جهان داستانی هستیم و این فیلم یک اسپینآف است.
ترکیب سم راکول و آنا کندریک نقطهی قوت فیلم است. امیدوارم در آینده موضوعات جدیتری را با هم کار کنند. صحنههای اکشن خوباند، اما فیلم نه خندهدار است و نه رمانتیک؛ بنابراین برای من لذتبخش نبود چون تم اثر برایم کارساز نشد و کلیشهای به نظر آمد. فیلم بهخاطر کمبود نوآوری و توسعهی مناسب شکست میخورد، اما اگر هدف صرفاً سرگرمی باشد، کلیت فیلم بد نیست. مخاطبهایی برای این سبک وجود دارد و آنها از فیلم خوششان خواهد آمد. اگر میخواهید تماشا کنید من مانعتان نمیشوم؛ فقط احتیاط کنید.
امتیاز: 5/10
نقدی کوتاهتر: نصفه و نیمه و بیثمر
«آقای راست» بیش از یک کمدی رمانتیک دربارهی آدمکُش نیست که ناتمام به نظر میرسد. ایده را قبلاً دیدهایم (مثلاً «True Romance» یا «Grosse Point Blank»)، اما اینجا این ایده بههمریخته، شلخته و بدطراحی شده است.
مارتا (آنا کندریک) که در عشق بدشانس است، وقتی با فرانسیس (سم راکول)، تیراندازِ حرفهای، آشنا میشود، دنیاش زیر و رو میشود. داستان عاشقانهشان بین قتلها، چاقو و درگیریهای مسلحانه جلو میرود. فیلمنامه—اثر مکس لندیس، که «American Ultra» را نوشته—بیش از حد سست است تا جواب دهد؛ از نویسنده انتظار بیشتری داشتم.
تیم راث و RZA نقشهای مکمل لذتبخشی بازی میکنند، اما ستارههای اصلی راکول و کندریکاند. این دو بازیگر شیمی قابلتوجهی دارند، اما در این آشفتگی کاملاً هدر رفتهاند. واقعاً امیدوارم در آینده در یک فیلم خوب همبازی شوند؛ هر دو سزاوار اثر بهتریاند.
«آقای راست» ایدهی جذابی دارد اما اجرای ضعیفی دارد.
خلاصهی دیگر: سرگرمکننده اما گذرا
در «آقای راست»، مارتا (آنا کندریک) تازه از نامزدش جدا شده چون خیانتش را کشف کرده. دیدار اتفاقی در یک فروشگاه او را به سمت رابطه با یک آدمکُش (سم راکول) میکشاند.
اگر فقط شنیدن اسمهای سم راکول و آنا کندریک برایتان کافی است که این فیلم را ببینید، همینجا کافی است. اگر دوست دارید آنها را کنار هم ببینید، این فیلم تا حد زیادی ارضاکننده است اما کمی حس میکنید که به چیزی با محتوای بیشتر نیاز دارید. احتمالاً قالبهای بهتری هم برای نمایش تواناییهایشان وجود داشت، اما بهعنوان فیلمی برای شب سینما در خانه، گزینهی نسبتا دلپذیری است.
نکات مثبت: رقص و دیالوگهای خشک و زیرپوستی سم راکول؛ نقشآفرینی شخصیتِ دنیادیده و کمی دلواپسِ آنا کندریک که در عین حال خوشبین است؛ شخصیت بینام و رازآمیز تیم راث؛ و اجارهدادیِ رزا که آدمی عملگراست. نکات منفی: فیلمنامهای ضعیف که تلاش میکند یک قصهی اکشنِ سنگین را زورچپان فیلمی کند که بدون آن هم کار میکرد. واضح است چرا این فیلم اکران سراسری وسیعی نداشت.
من از دیدنش لذت بردم، اما یک ماه بعد احتمالاً خیلی کم در ذهنم میماند.
نقد طرفدارانه: دیوانگیِ لذتبخش
تماشای این فیلم لذتبخش بود؛ با احتمال دوباره دیدن و پیشنهاد آن به دیگران. این فیلم ترکیب خاصی از دیوانگی دارد که توصیف حسش سخت است. سبک بازیگری سم راکول خاص است و وقتی او را حتی بیشتر از حد معمول جلوه میدهی، نتیجه فوقالعاده میشود. آنا کندریک که بیشتر با نقشهای نوجوانانه شناخته میشود، در نقشهای اکشن و دیوانگی کنار راکول بهخوبی میدرخشد.
شخصیت کندریک قبل از ورود راکول خیلی دوستداشتنی است و این کنتراست باعث لذتبخش شدن فیلم میشود. با پیشروی، فیلم هم در اکشن و هم در فیلمنامه شتاب میگیرد. هرچند سم در بیشتر فیلم مرکز توجه است، اما بهنظرم نقشها برابر هم هستند.
در پردهی سوم چند تصمیم داستانی گرفته میشود که معمولاً در پردهی اول رخ میدهند؛ یکی تبدیل به یک زیرخط کوچک میشود و دیگری اصلاً توضیح داده نمیشود—شاید من اشتباه فهمیدم. تنها فیلمی که تا حدودی شبیه به این است «Wanted» است ولی آنقدرها هم شبیه نیست؛ هر دو به اخلاق کشتن و واکنشهای سریع میپردازند اما حس کلیشان کاملاً متفاوت است. اگر از فیلمهای اکشن خوشتان میآید، حتما این را امتحان کنید؛ خیلی خوش میگذرد.
نقد دیگر: ایدهای متفاوت و رشد شخصیت
این فیلم یک کمدی رمانتیک متفاوت است: ایدهی آغازین جالب است—یک آدمکُش بهخاطر جراحتی شخصیتش تغییر میکند و تصمیم میگیرد «قتل اشتباه است»؛ در نتیجه، بدون دیدن تناقض آشکار، کسانی را که سفارش قتل میدهند از بین میبرد.
مارتا را میبینیم؛ دختری مجرد که از یک جدایی سخت بیرون آمده (همان کلیشهی ابتدای این فیلمها). آن دو کمکم با هم ارتباط برقرار میکنند. علیرغم وضعیت روانی او، بهطور شگفتانگیزی با او خوب رفتار میکند. دیالوگهایشان تیز و باهوش است؛ گاهی طنز از اینجا میآید که او صریحاً میگوید کارش کشتن است و او فکر میکند شوخی میکند. بعدتر مارتا خودش هم شگفتیهایی برای ما دارد که از افشای آنها خودداری میکنم.
مثل چند فیلم اکشن اخیر (مثلاً «Nobody»)، اینجا هم خشونت زیادی وجود دارد که گاهی کارتونوار میشود؛ میتوان اسم ژانر جدیدی روی آن گذاشت: «فیلمهای کیسهخونی». اگر بعضی بینندگان به چنین اغراقهایی نیاز دارند، چه میشود گفت؟ من با این حال از فیلم لذت بردم. خوشم آمد که او حتی در موقعیتهای خطرناک هم همیشه مودب و مراقبِ دوستدخترش است. و وقتی شخصیتها رشد شخصی نشان میدهند جذاب است؛ شگفتیهایی که دربارهی مارتا گفته شد، بخشی از رشد قابلتوجه اوست. یا شاید «رشد» واژهی مناسبی نباشد—اما لبم بسته است. این کمدی سرگرمکننده را تماشا کنید و خودتان قضاوت کنید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران