سال 1944 . جنگ داخلی اسپانیا با پیروزی ژنرال فرانکو به پایان رسیده، اما هنوز گروه هایی هستند که در مقابل فاشیست ها مقاومت می کند و نبرد در قسمت های شمالی کشور جریان دارد. همزمان اوفلیای ده ساله به همراه مادر آبستن اش کارمن عازم مناطق شمالی است تا به پدرخوانده اش سروان ویدال بپیوندد. سروان ویدال با مامور پاک کردن منطقه از وجود نیروهای مقاومت مردمی است و...
سال 1944 . جنگ داخلی اسپانیا با پیروزی ژنرال فرانکو به پایان رسیده، اما هنوز گروه هایی هستند که در مقابل فاشیست ها مقاومت می کند و نبرد در قسمت های شمالی کشور جریان دارد. همزمان اوفلیای ده ساله به همراه مادر آبستن اش کارمن عازم مناطق شمالی است تا به پدرخوانده اش سروان ویدال بپیوندد. سروان ویدال با مامور پاک کردن منطقه از وجود نیروهای مقاومت مردمی است و...
برندهٔ ۳ جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۱۰۹ جایزه و ۱۱۵ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان154
فیلمی زیبا از گیرمو دل تورو. گرچه از فیلم و قصهاش که در دوران پس از جنگ داخلی اسپانیا جریان دارد خوشم آمد، نمیتوانم بگویم کاملاً عاشقش شدم؛ به نظرم در این اثر گاهی شکل بر محتوا غلبه دارد، هرچند بازی ایوانا باکِرو نوجوان واقعاً تأثیرگذار است. امتیاز: ۴ از ۵
فکر میکنم تا به حال این فیلم موردعلاقهترین اثر گیرمو دل تورو برای من باشد...
فیلمی زیبا از گیرمو دل تورو. گرچه از فیلم و قصهاش که در دوران پس از جنگ داخلی اسپانیا جریان دارد خوشم آمد، نمیتوانم بگویم کاملاً عاشقش شدم؛ به نظرم در این اثر گاهی شکل بر محتوا غلبه دارد، هرچند بازی ایوانا باکِرو نوجوان واقعاً تأثیرگذار است. امتیاز: ۴ از ۵
فکر میکنم تا به حال این فیلم موردعلاقهترین اثر گیرمو دل تورو برای من باشد — و هرچه بیشتر آن را ببینی بهتر به نظر میرسد. داستان در پسزمینهی کشوری قرار دارد که هنوز از جنگ داخلی در حال بهبود است؛ اوفلیاِ جوان و مادر باردارش کارمن برای زندگی به خانهی کاپیتان ویدال که مردی خشن است فرستاده میشوند. او مردی بهتمامی ناپسند است و اوفلیا آرزوی دیدار پدر واقعیاش را در سر دارد. در نیمهشب اوفلیا با موجودی کوچک مواجه میشود که به او امید میدهد؛ آن موجود از وجودِ یک فاون در میانهی هزارتویی خبر دارد که شاید بتواند کمک کند. دیدار با آن موجود برای او بیش از یک نوید است: اوفلیا تنها باید سه کار را کامل کند تا ارثِ خود را بهعنوان شاهدخت بازپس گیرد و دوباره با پدر پادشاهش متحد شود. آنچه پس از آن رخ میدهد، قصهای افسانهای است پر از جادوی تاریک و شخصیتهای غیرقابلاعتماد که دخترک باید در برابرشان بایستد تا موفق شود. در مواجهه با قساوتهایی که در دنیای واقعی اطرافش انجام میشود، او هرچه بیشتر به این دنیای زیرین پناه میبرد که بهاحتمال زیاد به همان اندازه خطرناک است — پر از شرارت و نیرنگ — اما با هدف داشتن پدر، با خرد و سرسختی ادامه میدهد. چیزی که این فیلم را موثر میکند، تنوع هنرمندانهای از مظاهر شر است. تضاد میان واقعی و افسانهای، انسان و خیال، و نجیبخواهیای که اوفلیا نمادش است، هرگز تضمینکنندهی پیروزی نیست. جلوههای بصری بهخوبی هر دو جهان او را در هم میآمیزند بدون آنکه ظاهر فیلم یا قوت روایت را تحتالشعاع قرار دهند — داستانی از عشق، جاهطلبی، ترس و فریب. قصهگویی در اوجِ خود است و روی پردهی بزرگ سینما تماماً چشمنواز و خیرهکننده است.
«هزارتوی پن» فیلمی است که واقعاً فکر بیننده را درگیر میکند. میتوان آن را دو جور دید: یا یک افسانهی تاریک دربارهی شاهدختی که به جهانی جادویی پناه میبرد، یا داستان دختری کوچک که با خیالپردازی تلاش میکند با مشکلات بسیار سخت کنار بیاید. جالب اینجاست که فیلم دلیلی برای باور هر دو وجه به شما میدهد. مثلاً اوفلیا در را با گچ میکشد و واقعاً از آن عبور میکند؟ و ریشهای که زیر تخت مادرش میگذارد انگار کمک میکند؟ اینها باعث میشوند در مورد واقعی بودن همهچیز شک کنید. از سوی دیگر، هیولاها و کارهایی که باید انجام دهد دقیقاً با مشکلات دنیای واقعیاش منطبق به نظر میرسند. علاوه بر این، آدمِ بد حتی قادر به دیدن فاون نیست. بهترین نکته این است که فیلم به شما نمیگوید کدام تعبیر درست است. شما میخواهید باور کنید اوفلیا پایان خوشی در یک پادشاهی جادویی بهدست میآورد، اما همینطور ممکن است بفهمید که این تمنا صرفاً از دلسوزیتان نسبت به او ناشی میشود. دل تورو در برانگیختنِ احساسات شما و سپس گذاشتنِ حل معما بر عهدهی خودتان بسیار ماهر است. این فقط یک داستان نیست؛ شما را به فکر دربارهی واقعیت و خیال و نحوهی تلاش ذهنمان برای محافظت از خود در سختیها وا میدارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران