همانطور که اغلب در فیلمهای این ژانر دیده میشود، این فیلم برایم قابلپیشبینی بود و خلاقیت واقعیای در آن ندیدم. به نظر میآمد حاصل تلاقی چند عنوان محبوب است و آدم شک میکند نویسندهها یک آخرهفته فیلمهای هیجانانگیز تماشا کردهاند، کمی مستِ خیالبافی شدهاند و سپس گفتهاند «داداش، ما هم میتوانیم فیلمنامه بنویسیم!» نتیجه فیلمی است که نهایتاً در بهترین حالت میانگین ارزیابی میشود. شاید...
همانطور که اغلب در فیلمهای این ژانر دیده میشود، این فیلم برایم قابلپیشبینی بود و خلاقیت واقعیای در آن ندیدم. به نظر میآمد حاصل تلاقی چند عنوان محبوب است و آدم شک میکند نویسندهها یک آخرهفته فیلمهای هیجانانگیز تماشا کردهاند، کمی مستِ خیالبافی شدهاند و سپس گفتهاند «داداش، ما هم میتوانیم فیلمنامه بنویسیم!» نتیجه فیلمی است که نهایتاً در بهترین حالت میانگین ارزیابی میشود. شاید تماشاگران هم اگر قبل از دیدن فیلم کمی در همان هالهی مستی قرار میگرفتند، بیشتر از آن لذت میبردند.
چند نمایش معاصر در ژانر وحشت میتوانند از تریلر تهاجمی داخل خانهی فِده آلوارِز («Evil Dead») یعنی Don’t Breathe سود ببرند. اول اینکه آلوز از عناصر ضمنی تنش خوب استفاده میکند بدون اینکه مجبور شود اغراقآمیز شود. ترسها و هیجانها تقریباً ارگانیک و بیادعا هستند. بله، رویکرد نسبتاً سادهای نسبت به یک فرضیهی معمولیِ سرقت از خانه توسط اوباش فرصتطلب دیده میشود، اما Don’t Breathe با ظرافت، قساوت و زیرکی حسِ خفقانآورِ ترس ذاتیاش را بهخوبی به تصویر میکشد.
طبیعی است که این فیلم با Panic Room (2002) مقایسه شود؛ موضوع برای مخاطب آشناست: غریبههای تهدیدآمیز که وارد فضای خصوصی خانه میشوند، ترکیبی از پارانویا و آزار است. اما Don’t Breathe وضعیت مخاطرهآمیز را به سطحی جدید از ترس و خشونت میبرد. نوع خشونت اجراشده و شتابِ ترسآفرینِ فیلم دقیقاً در راستای اهداف تعلیقمحورش قرار دارد. Don’t Breathe میتواند یک اثر سیاه و در حال شکلگیری باشد که استانداردی برای ژانر وحشت تکراری و قابلپیشبینی امروز تعیین میکند.
طرح فیلم بلندپروازانه و چالشبرانگیز است و بهنوعی خلاقانه به سناریوی سرقت از خانه مینگرد. داستان حول سه دزدِ تازهکار میچرخد که در حومهی دیترویت دست به سرقت میزنند: راکی و دو همراه مردش، مانی و الکس. آنها با بهرهگیری از ارتباطات الکس با یک شرکت امنیتیِ خانگی به خانهها دسترسی پیدا میکنند. شرط الکس این است که سرقتها کمسر و صدا و کمهزینه باشد تا زود لو نروند. اما راکی و مانی این معیار را قبول ندارند و خواهان دزدی بزرگتری برای تحقق رؤیایشان هستند. آنها برای یک برد بزرگ تصمیم میگیرند سراغ یک کهنهسربازِ نابینا بروند که ظاهراً قرار است مبلغ زیادی غرامت بابت مرگ اشتباهی دخترش بگیرد. به نظرِ آنها، سرقت از مردی نابینا که هم از لحاظ عاطفی و هم روانی آسیبدیده، کار آسانی است. اما همگی اشتباه کردند؛ این مرد چیزی فراتر از یک طعمهی ساده است.
اینکِ دریافتهاند که خانهای خطرناک برای غارت انتخاب کردهاند و قابلیتهای صاحبِ معلول آن را دستکم گرفتهاند، نوعی عدالت نمادین رخ میدهد. طنز تلخ ماجرا این است که سه سارق در خانهٔ تاریک و تختهبسته مثل سه موش کورِ بیدفاع بهنظر میرسند در مقابل سربازِ سابقی که با وجود نابینایی مثل یک شکارچی عصبانی عمل میکند و خوب میفهمد دارند چه چیزی را تهدید میکنند. تماشاگر در موقعیتی عجیب قرار میگیرد که نمیداند به چه کسی طرفداری کند: آیا از مرد نابینا و محافظِ خانهاش حمایت کند یا از دزدانی که خودشان را در این بازی موش و گربهٔ سمی گرفتار کردهاند؟
Don’t Breathe برخلاف نمونههای معمولِ ژانر وحشت، به شوکها و پریدنهای واقعی متکی است — یا حداقل به انتظار آن شوکها که در متنِ درام وزنِ قانعکنندهای دارند. آلواز روایتی هیجانزا میسازد که اضطراب رو به افزایش را بهخوبی به نمایش میگذارد. شخصیتِ لنگِ نابینا تمام شکافها و گوشههای خانه را مثل سگی هار زیر نظر دارد و با کوچکترین حرکت اسلحهاش را نشانه میگیرد. فیلم بهخوبی از عنصر شوک استفاده میکند و هرگز به جای تولید اثرِ ساختگیِ ارزانقیمت قانع نمیشود. فضای ترسناک فیلم حسِ واقعیِ تهویهنشدهای دارد.
اجرای استیفن لنگ بهعنوان مرد نابینای جنگی که همزمان با از دست دادن بینایی، تکتیک و خشونت را حفظ کرده و بهطرزی مرزِ تبدیل شدن به ضدقهرمان نزدیک میشود، بسیار قابلهضم است. دیوانگی درونیِ او قبل از ورود مهمانان ناخواسته تثبیت شده بود و ورود آنها دیوهای بیشتری را در روانِ آشفتهاش آزاد میکند. هدفهای متحرکِ دیگر (دزدها) بهخوبی بهعنوان کاتالیزوری برای خشم و ناامیدی او عمل میکنند. اجرای جِین لوی (راکی)، دنیل زواتّو (مانی) و دیلان مینِت (الکس) بهعنوان قربانیان ترسیده در چنگالِ این مرد دیوانه قانعکننده است.
ایدۀ کلیِ مرد نابینای روانپریش که عدالتِ پیچیده و منحرفِ خودش را بر جوانانِ بیفکر روا میدارد، دوستداشتنی و خلاقانه است. گوشههای تاریک و اثراتِ بازتابیِ سیاهی در Don’t Breathe با شقاوتی لذتبخش و فضایی متأثرکننده بررسی شدهاند؛ اتمسفرِ فیلم قطعاً طرفدارانِ این نوع سینما را ناامید نمیکند.
امتیاز منتقد: 3 از 4
سال 2016 برای ژانر وحشت سالِ خوبی بوده و با اضافهشدن Don’t Breathe، سه تا از پنج فیلم محبوب من در 9 ماه گذشته از همین ژانر بودند. خودم طرفدار پروپاقرص وحشتم و حتی برای من هم این موضوع غیرمنتظره بود. فِده آلواز در Don’t Breathe بدرخشید. او بسیاری از قواعد مدرن وحشت را برمیگرداند و من از این بابت خوشحالم. استفاده از سکوت و صداهای اندک برای ایجاد ترس، بهجای صداهای بلند و ارزان، هوشمندانه است. نکتهٔ دیگر اینکه در فیلم کسی مطلقاً کاملاً خوب یا کاملاً شرور نیست... و آن تولهسگ واقعاً خیلی دوستداشتنی است.
امتیاز نهایی: ★★★★ — یک فیلم خوب با چیز اضافۀ جذابی.
خانهٔ درست، اما فردِ دستکمگرفتهشده!
این فیلم بازگشتی عالی برای کارگردان است بعد از بازخوردهای متنوعِ بازسازی Evil Dead. اگر با سینمای B آشنایی داشته باشید، شاید بعضی چیزها برایتان آشنا بهنظر برسد، اما باز هم فیلم تازه و بسیار هیجانانگیز است. فیلم کوتاه است و هیچ بخشِ اضافهای ندارد؛ سریع به موضوع میپردازد. داستانِ فیلم تقریباً یک خط است و همان رویدادِ اصلی پایهٔ فیلم است.
سه جوانی که وقتی صاحبخانهها نیستند دست به سرقت میزنند، سراغ یک کهنهسرباز نابینا میروند. اما وقتی همهچیز طبق نقشهشان پیش نمیرود، در خانهاش گیر میافتند. تلاش برای فرار و در عین حال نزدیکتر شدن به چیزی که برایش آمده بودند، قصه را شکل میدهد. کارشان تقریباً خودکشی است و وقتی گزینهای نمیماند، آنچه بعدش برای آنها رخ میدهد و نتیجهٔ تلاششان، خلاصۀ فیلم را میسازد.
تلاشِ خیلی خوبی است؛ تقریباً یک فیلمِ مبتنی بر یک شب با بازیگران محدود. عنوان فیلم نهتنها موضوعِ اصلی را نشان میدهد، بلکه باعث میشود هنگام دیدنش نفسمان را حبس کنیم و احتمالاً تا آخر بر لبهٔ صندلی بنشینیم. با این حال من از برخی ضعفها ناامید شدم — یا شاید بهتر بگویم از چیزهای توضیحندادهشده. مثلاً پایان فیلم کمی احمقانه بهنظر میآید، چون شواهد زیادی وجود دارد که نشان میداد شخصیتِ مورد نظر جرم مرتکب شده، اما بهراحتی خلاصه میشود. موارد متعدد دیگری هم هست که فیلم توضیحی برایشان نمیدهد؛ احتمالاً دلایلی پشتِ همهٔ اینها وجود داشته که نویسندگان نخواستهاند وقت صرفشان کنند، چون هدفشان تنها یک تریلرِ بیوقفه بوده و به آن هم رسیدند. قرار است فیلم در بولیودِ جنوب (Kollywood) بازسازی شود و دنبالهای هم اعلام شده — وقتی پایان را دیدم انتظارش را داشتم. شاید پیشدرآمد هم مناسب باشد، اما دنباله پس از آنچه رخ داده میتواند سرگرمکنندهتر باشد. قطعاً یکی از بهترین تریلرهای سال است؛ حتماً آن را ببینید.
امتیاز: 7/10
وحشیگری بیرحمانۀ قاتل همراه با فضای تنگ و سکوتِ فشارآور باعث شده Don’t Breathe یک اسلشرِ خوب و ترسناک باشد که دیدناش ضروری است.
آنچه از یک تریلر معمول سرقت از خانه شروع میشود، با تبدیل شدنِ مرد نابینای پیر و خشنی که سارقان فکر میکردند هدف آسانی است، به چیزی فراتر، به اثری بسیار بهتر بدل میشود. با تعلیق و تنشی شبیه A Quiet Place، شخصیتها بهناچار سعی میکنند نفسشان را نگه دارند و هیچ صوتی تولید نکنند تا قاتل نابینا نتواند آنها را پیدا و بکشد. Don’t Breathe ضربهای، خشن و خفقانآور است. در یک فضای کوچک و محدود، اضطراب هرگز فروکش نمیکند چون قاتل عملاً در همان اتاق با قربانیان بالقوهاش حضور دارد. یک صحنۀ خاص نزدیک پایان بسیار آشفتهکننده است، پس اگر خیلی با ژانر وحشت آشنا نیستید بهتر است قبل از دیدن، راهنمای والدین را نگاه کنید. Don’t Breathe بهعنوان یکی از بهترین اسلشرهای وحشتِ دههٔ اخیر غافلگیرکننده ظاهر میشود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران