آقای لیونل فراست خودش را بهترین محقق در زمینه اسطورهها و هیولاها میداند، اما مشکل این است که مردم او را درست نمیشناسند. آخرین شانس آقای لیونل برای اثبات خودش آغاز سفری ماجراجویانه به شمال غربی پاسیفیک است تا بتواند وجود یک موجود افسانهای را ثابت کند و…
آقای لیونل فراست خودش را بهترین محقق در زمینه اسطورهها و هیولاها میداند، اما مشکل این است که مردم او را درست نمیشناسند. آخرین شانس آقای لیونل برای اثبات خودش آغاز سفری ماجراجویانه به شمال غربی پاسیفیک است تا بتواند وجود یک موجود افسانهای را ثابت کند و…
کاش به دنیایی برگردیم که صداپیشگان واقعی وجود داشته باشند... و ایدهآل اینکه داستانهای بیرمق نباشند.
امتیاز نهایی: ★★ — نکاتی داشت که برایم جذاب بود، اما محصول نهایی ضعیف است.
من شخصاً از این فیلم لذت نبردم. با «Missing Link» حس درستی برقرار نشد؛ هیچچیز واقعاً برایم جفتوجور نشد — کمی انرژی و ضربآهنگ اضافه لازم داشت. بیشتر در حال تماشا کردن بودم تا درگیر شدن...
کاش به دنیایی برگردیم که صداپیشگان واقعی وجود داشته باشند... و ایدهآل اینکه داستانهای بیرمق نباشند.
امتیاز نهایی: ★★ — نکاتی داشت که برایم جذاب بود، اما محصول نهایی ضعیف است.
من شخصاً از این فیلم لذت نبردم. با «Missing Link» حس درستی برقرار نشد؛ هیچچیز واقعاً برایم جفتوجور نشد — کمی انرژی و ضربآهنگ اضافه لازم داشت. بیشتر در حال تماشا کردن بودم تا درگیر شدن با داستان. قصه ایرادی ندارد، اما کمی بیرمق است. دیالوگها قابل قبولاند، بهویژه شگردهای مربوط به شخصیت لینک، هرچند که کمکم تکراری میشوند.
بخش زیادی از مشکل به انتخاب بازیگران برمیگردد که برایم متوسط است. زک گالیفیاناکیس، هیو جکمن و زویی سالدانا همگی بازیگران توانمندیاند، اما هیچکدام برجسته نبودند — بهخصوص گالیفیاناکیس که حالت سطحی دارد. بازیگران فرعی هم با وجود نامهای قابلتوجه، تأثیرگذار ظاهر نمیشوند.
از «کوبو و دو تار» که فیلم مورد علاقهام از استودیوی Laika است، تا این فیلم که کمطرفدارترین اثرم از آنها شده است. با این حال، تا به امروز فیلمی از این استودیو ندیدهام که واقعاً از آن متنفر باشم — این نکته مثبت است.
داستان: پس از مواجههای خطرناک با «نِسی» و در پی آن خراب شدن دوربین، کاوشگر جسور «سر لیونل» در اعماق جنگل با خرسی نارنجیرنگ و کنجکاو روبهرو میشود. معلوم میشود «لینت» در واقع موجودی دوستداشتنی است که رؤیای پیدا کردن پسرعمو دورش، یتی، در سرزمین افسانهای «شانگری-لا» را دارد. این چالشی است که برای ماجراجوی ما جذاب است، پس تصمیم میگیرد وظیفه را قبول کند. قبل از هر چیز باید نام همراه سفرش را تغییر دهد تا کمتر جلب توجه کند — «لینک» انتخاب مناسبتری است و در روند داستان هم بهتر جا میافتد. وقتی آنها موفق میشوند از کمکهای «ادلینا» بهره بگیرند، اوضاع کمی امیدوارکنندهتر میشود. نه هیمالایا، نه — آنها فکر میکنند شاید پسرعمو در آمریکا باشد، اما پس از مدتها پنهان ماندن، چقدر شانس موفقیت این سه مسافر هست؟
شخصیتپردازی بهترین نقطه اثر نیست و اغلب شخصیتها سطحیاند، اما در مجموع فیلمی ماجراجویانه و سرگرمکننده از ابتدا تا انتها است که چند لحظه بامزه هم دارد و بهطور قابل پیشبینی به بیابانهای برفی میپردازد. ردپایی از «ایندیانا جونز» و نکاتی اندک درباره هشدارهای زیستمحیطی در فیلم دیده میشود و باید بگویم صورتهای بیانشده شخصیتها بهخوبی تأثیرگذار بودند. بهعنوان قصه، نوآورانه نیست، اما ریتم سریعی دارد، یک شرور بدذات در آن هست و بیشتر از هر چیز درباره لذت ماجراجوییهای زمستانیشان است تا مفاهیم عمیقتر. من از این جنبه دوستش داشتم؛ شاید بهزودی دوباره تماشایش نکنم، اما آن را انیمیشنی تازه و دلپذیر یافتم که خوشبختانه از آن عنصر نهچندان نایابِ ترانههای حماسیِ بلند (power ballad) هم خالی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران