آزمایشهای هستهای فرانسه یک ایگوانا را به هیولایی غولپیکر تابش میکند که به شهر نیویورک میرود. ارتش آمریکا باید هیولا را در سراسر شهر تعقیب کند تا قبل از تولید مثل آن را متوقف کند.
آزمایشهای هستهای فرانسه یک ایگوانا را به هیولایی غولپیکر تابش میکند که به شهر نیویورک میرود. ارتش آمریکا باید هیولا را در سراسر شهر تعقیب کند تا قبل از تولید مثل آن را متوقف کند.
هشدار: اسپویل
ارزیابی کلی این نسخه از گودزیلا کار سادهای نیست. اگر هالیوود صرفاً فیلم را به شکل یک اثر معمولی هیولایی ساخته بود—مثل کاری که با کلورفیلد کردند—میتوانست بهراحتی فیلمی بالاتر از متوسط باشد، حتی احتمالاً تا مرز چهار ستاره هم پیش برود. بازیها بالاتر از میانگیناند (از جمله ژان رنو که در آن زمان حسابی مطرح بود)، جلوههای ویژه برای ۱۹۹۸ عالیاند و داستان...
هشدار: اسپویل
ارزیابی کلی این نسخه از گودزیلا کار سادهای نیست. اگر هالیوود صرفاً فیلم را به شکل یک اثر معمولی هیولایی ساخته بود—مثل کاری که با کلورفیلد کردند—میتوانست بهراحتی فیلمی بالاتر از متوسط باشد، حتی احتمالاً تا مرز چهار ستاره هم پیش برود. بازیها بالاتر از میانگیناند (از جمله ژان رنو که در آن زمان حسابی مطرح بود)، جلوههای ویژه برای ۱۹۹۸ عالیاند و داستان بهطور کلی منطقی است.
با این حال مشکل اصلی این فیلم این است که سازندگانش با فرنچایز و معنای گودزیلا برای طرفداران آشنا نبودند. گودزیلا برای مردم ژاپن حکم همان چیزی را دارد که بتمن و سوپرمن برای آمریکاییها، دکتر هو و جیمز باند برای بریتانیاییها و شفت و بلک پنتر برای جامعه سیاهپوستان دارند.
تحقیر گودزیلا بهعنوان موجودی صرفاً غریزی و شبیه حیوانی عظیمالجثه—در مقابل سطح هوشمندی انسانیتری که طرفداران انتظار دارند—ضربهای بزرگ بود. بعلاوه، صحنه پایانی که گودزیلا توسط تنها سه فروند جنگنده اف-۱۸ و مجموعاً شش موشک کشته میشود (حرکتی کفرآمیز که در شصت سال تاریخ او تنها دو بار دیگر رخ داده است: گوجیرا ۱۹۵۴ و گودزیلا در برابر دسترویاه ۱۹۹۵، که دومی پایان برنامهریزیشدهٔ مجموعه بود)، فارغ از باورپذیری بود. اگر با دستاوردها و شهرت گودزیلا آشنا نباشید، تصور کنید چه خشم و واکنشی ایجاد میشد اگر جیمز باند را یک نگهبان مال یا سوپرمن را سه پسر ۶ ساله با چوب بیسبال از پای درمیآوردند. حالا متوجه میشوید چرا تماشاگران ژاپنی به سینماها هجوم بردند و خواستار بازگشت کامل پول بلیت برای این توهین شدند و چرا توهو در کمتر از یک سال گودزیلای محبوبشان را دوباره زنده کرد—که نتیجه یکی از بهترین فیلمهای کل فرنچایز شد: Godzilla 1999 (در آمریکا با عنوان Godzilla 2000).
جمعبندی: بهعنوان یک فیلم هیولایی، گودزیلا ۳.۷۵ ستاره میگیرد. اما بهعنوان یک فیلم گودزیلا، فقط ۱ ستاره دارد. میان این دو یک امتیاز میانه میگذارم: ۲.۵ ستاره.
•
هیاهو به اندازه خود هیولا بود!
تبلیغات این برداشت از گودزیلا انگار دو سال قبل از اکران شروع شده بود؛ هر بار که به سینما میرفتم با تیزرهای کوچک شگفتزده میشدم. آن تیزر پیرمرد ماهیگیری که گودزیلا را به قلاب میاندازد از علاقههای شخصیام بود—اندازه مهم است! واقعاً خوشم آمد. متأسفانه همانطور که حالا بیشترمان میدانیم، فیلم انتظارات طرفداران و منتقدان را برآورده نکرد؛ آیا این همه هیاهو و توقع یک شاهکار باعث فروریختن فیلم شد؟
بیشک هیاهو تأثیر داشت، اما جدا از آن مشکل، فیلم تنها لحظاتی از آنچه میتوانست باشد را نشان میدهد. نکات عالی زیادی دارد که بهنظر فراموش شدهاند، پس ما همه از نقصهای فیلم بهخوبی آگاهیم. ساخت تنش در فیلم عالی است؛ سازندگان بهآرامی کشمکش را بالا میبرند، کاری که سازندگان کلاسیک فیلمهای هیولایی انجام میدهند—با ایجاد انتظار و موقعیتهای خلاقانه و دیالوگهای جذاب. صداگذاری فوقالعاده است و تماشای آن با سیستمهای صوتی خانگی لذتبخش است، و بعضی نماها و صحنههای ویرانی نیویورک ارزش دیدن دارند.
اما بعد؟ همهٔ کار خوب را دور میریزند و تمرکز فیلم را از سوسمار بزرگ به داستانی میبرند که بیشتر برازنده نسخه کارتونی گودزیکی است. در نتیجه فیلم به نسخه ضعیفتر ژوراسیک پارک بدل میشود که اصلاً قابل قبول نیست. متیو برودریک، ژان رنو و هَنک آزاریا لایق فیلمنامه بهتری بودند—در واقع همهٔ ما لایق بودیم!
فیلم آنقدرها هم که بعضی میگویند بد نیست؛ نقاط خوب و بدی دارد و اساساً فیلمی دوپاره است. ۵/۱۰
•
این برداشت از افسانه گودزیلا برای من نسبتاً سرگرمکننده بود. متیو برودریک در نقش «آدم کرمدوست» و ژان رنو در نقش مأمور مخفی فرانسوی اجراهای تماشاییای دارند وقتی حادثههای حملونقل رادیواکتیو و ردپاهای بسیار بزرگ را بررسی میکنند. جلوههای ویژه هم بهاندازهٔ کافی خوباند و به حمل این فیلم کوتاه اما کشدار کمک میکنند. رولاند امریش و دین دولین در ساخت این فیلمهای ماجراجویانه خوب عمل میکنند—هیچوقت عالی نیستند، اما معمولاً فیلم را روان پیش میبرند و سرگرمکنندهاند؛ نیمساعت پایانی این فیلم واقعاً سرگرمکننده است و در پردهٔ بزرگ ارزش تماشا دارد.
•
وقتی کودک بودم، به دایناسورها علاقهٔ فراوانی داشتم، پس میتوانید تصور کنید گودزیلا (۱۹۹۸) چقدر برایم خاص بود. آن زمان فیلم را نمایشی هیجانانگیز پر از موجودات عظیم و صحنههای ویرانگری شهر مییافتم.
اما حالا که بزرگتر و انتقادیتر شدهام، نتوانستم از طراحی خود گودزیلا چشمپوشی کنم—این طراحی بهشدت از نمونهٔ اصلی فاصله داشت و در وفاداری به چهرهٔ کلاسیک گودزیلا ناکام بود.
فیلم فیلم خوبی نیست، اما دیدنش سرگرمکننده است. ۶/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران