حتی مردان بزرگ هم گاهی گریه میکنند.
«روز خوب صبحگاهی» ساخته ژاک تورنر و نویسندگی لِسر سیملز است. در این فیلم رابرت استک، ویرجینیا مایو، ریموند بور، روت رومن، الکس نیکول، لئو گوردون و رجیس تومی بازی دارند. موسیقی اثر از لیث استیونز و فیلمبرداری از ویلیام اِی. اسنایدر است.
داستان در قلمروی کلرادو سال ۱۸۶۱ میگذرد، در شهری معدنی درست در آستانه جنگ داخلی. اختلافهای شمال...
حتی مردان بزرگ هم گاهی گریه میکنند.
«روز خوب صبحگاهی» ساخته ژاک تورنر و نویسندگی لِسر سیملز است. در این فیلم رابرت استک، ویرجینیا مایو، ریموند بور، روت رومن، الکس نیکول، لئو گوردون و رجیس تومی بازی دارند. موسیقی اثر از لیث استیونز و فیلمبرداری از ویلیام اِی. اسنایدر است.
داستان در قلمروی کلرادو سال ۱۸۶۱ میگذرد، در شهری معدنی درست در آستانه جنگ داخلی. اختلافهای شمال و جنوب، شهوت و عطش قدرت و طمع طلا همه در اینجا جمع شدهاند.
این فیلم آخرین وسترنِ برجسته ژاک تورنر است و خوشبختانه برای طرفدارانش فیلمِ قابلقبولی از کار درآمده. این اثر صرفاً یک فیلم اکشن تمامعیار نیست؛ تمرکز اصلی بر روی وضعیت انسانی و ویژگیهای متزلزل و آسیبپذیر آدمهاست. این شهر مانند یک انبار باروت است که در شرف انفجار قرار دارد و شخصیت اوون پنتکاستِ استک (که آدمی دودل است — ظاهراً اهل جنوب، اما وابستگیاش بیشتر بر مبنای منافع مالی است) دقیقاً در مرکز این تنشها قرار دارد. قطبنمای اخلاقیِ شخصیتها خراب است و وفاداریها و تمایلات قلبی باعث تضادهای زیاد میشود.
تورنر و تیمش از نظر تولید کار باکیفیتی ارائه دادهاند، از جمله فیلمبرداری در لوکیشن سیلورتون که چشماندازهای اطراف شهر را به زیبایی ثبت کرده است؛ همین مناظر با شکوه تماشاگر خاموشِ زشتیهایی هستند که در فیلم بروز میکند (به استثنای جذابیت رومن و مایو، البته). زشتی فیلم بیشتر از طریق صحنههای خشونتآمیز و غافلگیرکننده ظاهر میشود که اغلب تماشاگر را غافلگیر میکند — یکی از قوتهای فیلم. فیلمنامه هوشمندانه صحنههای بهیادماندنی را میآورد، مثل مناظرهای داغ که رومن در پسزمینه با نواختن پیانو فضایش را همراهی میکند، و تصاویر نامتعارفی مانند سالن اصلی که شبیه چادر سیرک طراحی شده است (این انتخاب با نام واقعی سالن و پیوندش به شخصیت بور همخوانی دارد) که تأثیر خوبی میگذارد.
رابرت استک در نقش مردی عبوس در بهترین فرم است و بازیگران مکمل وزن و اهمیت قابلتوجهی به فیلم میدهند. روت رومن و ویرجینیا مایو نقشهای زنانه قابلاعتنایی دارند که هم از حیث احساسی و هم از نظر تنش اهمیت میآفرینند. ریموند بور با تأثیرگذاری مثل یک قلدر عبوس ظاهر میشود، الکس نیکول حضوری خوب دارد و لئو گوردون از همان ابتدا جای خود را نشان میدهد — او نقش مردی تندخو و آتشینمزاج را بهخوبی بازی میکند که یادآور بازیهای بعدی رابرت شاو است. نگاه دقیق تورنر در کنار چشم فیلمبردار اسنایدر فیلم را به اثری تبدیل میکند که ارزش دیدن دارد.
۷٫۵ از ۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران