Artemis Fowl II، یک طراح جوان جنایی ایرلندی، ربوده افسر افسانه ای LEPrecon Holly Short را به عهده می گیرد تا صندوق جستجو برای پدر گمشده خود را تامین کند.
Artemis Fowl II، یک طراح جوان جنایی ایرلندی، ربوده افسر افسانه ای LEPrecon Holly Short را به عهده می گیرد تا صندوق جستجو برای پدر گمشده خود را تامین کند.
یکی از طولانیترین پروژههای سینمایی که اجرا شدند، آرتِمیس فاول است؛ فیلمی که از مشکلات جدی تولید رنج برد. برنامهریزیاش از سال ۲۰۰۱ آغاز شد و نزدیک به بیست سال بعد — آن هم در یک سرویس پخش آنلاین — منتشر شد. کارگردانها و نویسندههای زیادی روی آن کار کردند و کنث برانا، کانر مکفرسون و همینش مککال آخرسر کسانی بودند که سر این پروژه...
یکی از طولانیترین پروژههای سینمایی که اجرا شدند، آرتِمیس فاول است؛ فیلمی که از مشکلات جدی تولید رنج برد. برنامهریزیاش از سال ۲۰۰۱ آغاز شد و نزدیک به بیست سال بعد — آن هم در یک سرویس پخش آنلاین — منتشر شد. کارگردانها و نویسندههای زیادی روی آن کار کردند و کنث برانا، کانر مکفرسون و همینش مککال آخرسر کسانی بودند که سر این پروژه ماندند. خلاصه بگویم: این یکی از بدترین فیلمهایی است که دیزنی منتشر کرده، چه بازیگر واقعی چه انیمیشنی.
من با رمانها آشنایی ندارم، پس دربارۀ وفاداری اقتباس نظری ندارم، اما میتوانم بگویم این یک اقتباس شوکهکننده و واقعاً وحشتناک از یک مجموعه کتاب است که طرفداران زیادی دارد. کیفیت کار آنقدر پایین است که نمیدانم از کجا شروع کنم. انتقاد از اجرای بازیگران کودک، مخصوصاً در اولین تجربهها مثل فردیا شو، برایم دشوار است، اما اینجا چارهای ندارم: بازی شو واقعاً آبروریزی است — نه تنها به خاطر بیحالی و حالات بیاحساسیاش، بلکه بهخاطر فیلمبرداری و تدوین هم که او را بیش از حد در کادر نگه میدارند.
در بیشتر سکانسها شو صرفاً دیالوگش را میخواند و منتظر میمانَد تا دیگری خطِ بعدی را به او بگوید. متأسفانه یکی از بدترین شروعهای یک بازیگر جوانی است که دیدهام. البته همه تقصیر به گردن او نیست؛ فیلمنامه در تمام سطوح افتضاح است و فیلمبردار و تدوینگر مدام تصویرِ کودک را برای ثانیههای اضافه نگه میدارند، تا بدتر شدن ضعف بازیگری او آشکار شود.
بدترین بخش اما فیلمنامه و فقدان داستانی منسجم است. کسی که نداند آرتِمیس فاول کیست، دنیاهای انسانها و پریها چگونهاند و قوانین این جهان خیالی چه هستند، در پایان فیلم سردرگم و از ساختار بینظم آن شوکه خواهد شد. جاش گد (صداپیشه و راوی) با صدای زمخت و نامتناسب دائماً وقایع را روایت میکند و جودی دنچ هم همان استراتژی را تکرار میکند. میزان توضیحگرایی سنگین و تحمیلی که در این نود و چهار دقیقه جا دادهاند، برای فیلمی که قرار است آغاز یک مجموعه باشد، مضحک است.
هر خط دیالوگ انگار اعلامیهای است که اطلاعات جدیدی کشف شده، حتی وقتی اصلاً اینطور نیست. ساختار روایی آشفته است و تلاش دارد مقدار زیادی جهانپردازی را فشرده کند بهطوری که هیچ یک از خطوط داستانی یا شخصیتها فرصت برجسته شدن ندارند. در نیمۀ اول فیلم اصلاً نمیفهمید فیلم درباره چیست. یک مکگافین بزرگ در مرکز همه چیز قرار دارد، یک آدمبد که فیلم هیچ توضیحی دربارهاش نمیدهد، و انبوهی از خطوط فرعی که بیهدف کنار هم ریخته شدهاند.
تدوین تند و ناموزون است، سکانسهای اکشن بهطرز مضحکی ضعیفاند و جلوههای بصریشان تاریخگذشته بهنظر میرسد. حتی موسیقی که شاید تنها بخش قابل قبول فیلم باشد، برخی صحنهها را بدتر هم میکند. یک خط فرعی با لارا مکدونل (آفیسِر شورت) هست که گرچه ضعیف پرداخت شده، اما از هر چیز مرتبط با آرتِمیس جذابتر است. خود آرتِمیس کاراکتری بیجان و کمعلاقهکننده است؛ حتی یک لحظه هم برایم مهم نبود. واقعاً نمیفهمم چگونه دیزنی اجازه انتشار چنین فیلمی را داده است.
آرتِمیس فاول بیشک یکی از بدترین فیلمهای بلند دیزنی است؛ هیچ نقطۀ جبرانی در آن نیست. هرچند نوشتن این حرف برایم دردناک است، اما فردیا شو یکی از ضعیفترین اجراهای بازیگران جوانی را ارائه میدهد که دیدهام؛ و این شرمساری متوجه همه کسانی است که در ساخت این آشفتگیِ فاجعهبار نقش داشتهاند. فیلمنامه افتضاح است، پر از توضیحدهیهای آزاردهنده، روایت صوتی مسخره (متأسفانه جاش گد) و حجم عظیمی از اطلاعات که حتی در یک سهساعته هم نمیتوانست جای بگیرد، چه برسد به این مدت کوتاه. هیچ روایت یا شخصیت بهطور صحیحی پرداخته نشده، هیچ سکانس اکشنی درست نیست، تلاشهای کمدی کاملاً بیاثر مانده و از نظر فنی هم نامطلوب است: تدوین ناپیوسته، فیلمبرداری پرنقص و جلوههای بصری ارزان. شاید تنها نکتهٔ مثبت جزئی لارا مکدونل باشد که بازی قابل قبولی ارائه داده، اما در مجموع نمیتوانم این شکست عظیم را توصیه کنم.
امتیاز: F
----
اگر کتابهای آرتِمیس فاول را هرگز نخوانده بودم شاید فقط از فیلم بدم میآمد، ولی من آنها را خواندهام و این موضوع اوضاع را بدتر میکند. چندین شخصیت در فیلم صدایی شبیه «کوکی مانستر» تقلید میکنند و بدترینِ آنها (جاش/گِرِگِ—مولچ دیگمز) ناخواسته راوی هم شده؛ تصمیمی که کاملاً غیرضروری و شدیداً عصبیکننده است. فکر میکنم این فیلم فقط یک اقتباس بد نیست، خودش بهتنهایی پُر از مزخرفات است. هیچ چیز در این فیلم خوب نیست، و حتی هیچ چیزش شایستۀ توجه هم نیست: نه خط سیر قابل دنبال کردن، نه تعامل میان شخصیتها و مخاطب و نه پیوندی میان رخدادها. تقریباً از هر لحظهٔ آرتِمیس فاول منزجر شدم و حاضر نیستم زمان بیشتری را صرف صحبت دربارهاش کنم.
امتیاز نهایی: نیم از پنج — آنقدر بد که توهینآمیز است؛ شاید هرگز کامل بهبود نیابم.
----
در درس امروز با عنوان «وقتی فیلمهای دیزنی اشتباه میروند» نمونهٔ «آرتِمیس فاول» را دارم؛ فیلمی کاملاً نجاتناپذیر از کنث برانا که استودیو آن را روی دیزنی پلاس رها کرد. در این فیلم خانوادگی مملو از CGI هیچ جادویی نیست و بیشتر خستهکننده است تا ماجراجویانه.
فیلم براساس دو جلد اول مجموعهٔ محبوب ایوین کولفر ساخته شده و داستانِ کمرمق یک نابغۀ نوجوان مجرم، آرتِمیس (فردیا شو)، را روایت میکند که برای نجات پدرش (کالین فارل) هالی شورت (لارا مکدونل) را در دنیای زیرزمینیاش اسیر میکند تا از قدرتهای جادویی استفاده کند. همین است تقریباً کلِ قصه، و بوی تقلید ضعیف «هری پاتر» از آن به مشام میرسد. حتی مولچ دیگمز هم شبیه هَگرید شده است.
بازیگران از آزاردهنده و پرتکنندهی حواس (شو، مکدونل) تا هنرمندانی که احتمالاً برای پول نقش را قبول کردهاند (فارل، گد، جودی دنچ) متغیرند. فیلم هرچه جلو میرود بدتر میشود و درست وقتی فکر میکنی دیگر ته ندارد، صحنهای میآید که مولچ فکِش را باز میکند، با سرعت خاک میخورد و آن را بیرون میاندازد — صحنهای مضحک و غیراخلاقی. راستش را بخواهید، حاضرم آن صحنه را نود و چهار دقیقه تکرار ببینم تا اینکه وقتم را با این آشغال بگذرانم.
----
مزخرف. تقریباً هیچ چیز خوبی در آرتِمیس فاول نیست، مگر شاید موسیقیاش. ایدهٔ کلی بد است و بیکیفیت روایت میشود؛ فیلم جدی به خود میگیرد در حالی که بیشتر وقتش ناموزون و کمرمق است. ریتم مشکل دارد و جلوهها هم معمولیاند.
بازیگران معجزهای خلق نکردهاند. چیزی علیه فردیا شو ندارم ولی او در نقش اصلی خوب نیست؛ لارا مکدونل در نقش هالی عملکرد قابل قبولی داشت. من جاش گد را دوست دارم اما نقش او در اینجا بد است، و روایت صوتیاش بهخصوص ضعیف است. شخصیتِ جودی دنچ هم آزاردهنده است و کالین فارل و نونزو آنوزی بهخاطر استفادهٔ ناکافی هدر رفتهاند.
متأسفانه یک خطای بزرگ است. شاید بدترین فیلمی که دیدهام نباشد، اما قطعاً ادامهٔ آن بعید بهنظر میرسد — شبیه وضعیت «قطبنمای طلایی» در ۲۰۰۷.
----
فردیا شو در نقشِ عنوانی نسبتاً خوب ظاهر شده، اما متأسفانه باقیِ فیلم بهطرز چشمگیری ضعیف است. پسر پدری با همان نام که در عمارت خانوادگیش زندگی میکند و تحتِ مراقبت دام (نونزو آنوزی) است. پدر (کالین فارل) مرتباً در سفرهای مرموز غایب میشود و در یکی از همین سفرها نوجوان با تهدیدی روبهرو میشود: یا باید یک دستگاه قدرتمند را پیدا کند یا دیگر پدرش را نخواهد دید. معلوم میشود افراد دیگری هم به دنبال آن دستگاهاند؛ آن دستگاه ابتدا از پریها دزدیده شده و بنابراین فرمانده روت (جودی دنچ) هالی شورت (اجرای جذاب لارا مکدونل) را میفرستد تا آن را بازپس گیرد.
اگرچه جلوههای بصری پرجنبوجوشاند، اما اقتباس داستان مشکلدار و بههمریخته است. روایتِ جاش گد عصبیکننده است؛ جودی دنچ (و لهجۀ ایرلندی ضعیفش) خوب درنیامده و ریتم کلی فیلم شتابزده و آشفته است. ما شخصیتها را واقعاً نمیشناسیم و فرصت کافی برای کاوش در اساطیرِ کتاب که جذابیت میبخشید، داده نشده است. برای کودکانِ کوچک شاید بهاندازهٔ کافی رنگ و نور داشته باشد تا خستگی را رفع کند، اما با توجه به منابع و امکانی که در اختیار فیلم بوده، چیزی جز یک جشنوارهٔ سطحی CGI نیست که چندان اعتبار برای سر کنث برانا نمیآورد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران