"گریدی تریپ" پروفسوری است که در پیتسبورگ زندگی می کند.او تلاش می کند با همسرش که قصد ترک او را دارد،ویرایشگر خود که هفت سال است منتظر کتاب جدید او است و مشکلات دیگر کنار بیاید..
"گریدی تریپ" پروفسوری است که در پیتسبورگ زندگی می کند.او تلاش می کند با همسرش که قصد ترک او را دارد،ویرایشگر خود که هفت سال است منتظر کتاب جدید او است و مشکلات دیگر کنار بیاید..
احتمالاً یک یا دو سال بعد از اکران فیلم آن را دیدم؛ در طول تماشا هیچ حسِ آشناپنداری نداشتم، پس شاید زمان دقیقش متفاوت باشد. معمولاً نسبت به فیلمهایی که درباره نویسندهها هستند صبر کمی دارم — خودم نویسندهام — و از طرح مکرر موضوع «سکتهی نویسندگی» که به نظرم وجود ندارد یا موفقیت ناگهانی و غیرواقعی شخصیتها خسته میشوم. در فیلمها بازیگران، موسیقیدانها و...
احتمالاً یک یا دو سال بعد از اکران فیلم آن را دیدم؛ در طول تماشا هیچ حسِ آشناپنداری نداشتم، پس شاید زمان دقیقش متفاوت باشد. معمولاً نسبت به فیلمهایی که درباره نویسندهها هستند صبر کمی دارم — خودم نویسندهام — و از طرح مکرر موضوع «سکتهی نویسندگی» که به نظرم وجود ندارد یا موفقیت ناگهانی و غیرواقعی شخصیتها خسته میشوم. در فیلمها بازیگران، موسیقیدانها و پیشخدمتهای تلاشگر زیادی دیده میشوند، اما نویسندهها اغلب مسیر موفقیتِ سریع را طی میکنند.
با این حال دور شوم از موضوع: از فیلم لذت بردم؛ بهخاطر تنوع شخصیتهای عجیب و بعضاً بامزه و پیچشهای جزئی داستان. تنها چند شخصیت دوبُعدی هستند؛ بقیه عمق یافتهاند، حتی بعضی که زمان کمی در صفحه دارند. فیلم نشان میدهد با یک گروه بازیگری خوب و فیلمنامهای قابل قبول چه نتایجی میتوان به دست آورد.
پروفسور تریپ (مایکل داگلاس) مشکلات زیادی دارد. تقریباً هفت سال نتوانسته ادامهای برای رمان اولش بنویسد که این مسأله ایجنتش تِری (رابرت داونی جونیور) را نگران کرده؛ همسر سومش او را ترک کرده و او در آستانه پدر شدن با رئیس متأهّلِ خود در دانشگاه (فرانسیس مکدورمند) است. قفل خلاقیتیاش با حضور مداوم شاگرد برجستهاش جیمز (توبی مگوایر) یا با عادتی که به تدریج زندگیاش را تحت تأثیر قرار میدهد، بهتر نمیشود. این بحران میانسالی از نوعِ سخت است؛ اما آیا او میتواند راهی برای بیرون آمدن پیدا کند و دستکم بخشی از هویت و شاید حتی حرفهاش را حفظ کند؟
در همین حال، مریدش هم مشکلاتی دارد — از جمله اینکه به طور تصادفی سگ مدیر مدرسه را شلیک کرده و مورد توجههای عاشقانه تِری هم قرار گرفته است. تعامل بین داگلاس و مگوایر خوب شکل گرفته؛ هر دو باید با مشکلات خود و با وابستگی و ناامیدی رو به افزایش نسبت به یکدیگر کنار بیایند. دیالوگها پُر از طنازیاند و گاه ساختار پیچیدهتر و تأثیر ظریفتری دارند. روایت تا حد زیادی در یک آخر هفته متمرکز شده که این فشردگی به حفظ شتاب داستان کمک میکند و رشد شخصیتها را در چارچوبی منطقی — و نه همیشه دوستداشتنی — نشان میدهد. خوشبختانه نقش نسبتاً تکبعدیِ کیتی هولمز کمجلوه است و همین باعث میشود داستان به یک پایانی پُررونق و مناسب برسد. این فیلم یادآور خوبی است که داگلاس با یک داستان و فیلمنامه قوی میتواند بازی کند، و در این درام گروهی ممتاز این توانایی را بهخوبی نشان میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران