چهار روح گمشده در بیابان نوادا
زن بلوندی که به تازگی در رینو از هم جدا شده (مارلین مونرو) با سه مرد آشنا میشود و شور و احساساتشان را برمیانگیزد: یک کابوی سالخورده (کلارک گیبل)، یک خلبان بوش سیتک ستیزهجو (ایلی والاچ) و یک شرکتکنندهٔ افسردهٔ رُدئو (مونتگومری کلیفت). آنها برای شکار اسبهای وحشی به قصد کسب درآمد راهی میشوند. ثلمه ریتر در نیمهٔ اول فیلم...
چهار روح گمشده در بیابان نوادا
زن بلوندی که به تازگی در رینو از هم جدا شده (مارلین مونرو) با سه مرد آشنا میشود و شور و احساساتشان را برمیانگیزد: یک کابوی سالخورده (کلارک گیبل)، یک خلبان بوش سیتک ستیزهجو (ایلی والاچ) و یک شرکتکنندهٔ افسردهٔ رُدئو (مونتگومری کلیفت). آنها برای شکار اسبهای وحشی به قصد کسب درآمد راهی میشوند. ثلمه ریتر در نیمهٔ اول فیلم بهعنوان پنجمین ازکارافتاده حضور دارد.
«آدمهای ناکارآمد» (1961) آخرین فیلم گیبل و مونرو و یکی از آخرین آثار جدی کلیفت بود. گیبل چند روز پس از پایان فیلمبرداری بر اثر سکتهٔ قلبی درگذشت، مونرو ۱۸ ماه پس از اکران مرد، و کلیفت تا 1966 از دنیا رفت. حتی ریتر نیز قبل از پایان دهۀ 60 چشم از جهان فروبست.
فیلمی سیاهوسفید است که عناصر وسترن و تأملاتی اندوهناک دربارهٔ ماهیت زندگی و مرگ را در خود دارد و گاهبهگاه حالوهوای آثار همان دورۀ تنسی ویلیامز مانند «شب ایگوانا» یا «نوع فراری» را بازمیتاباند. شخصیتها روحهایی سرگشتهاند که با نوشیدن زیاد و معاشرتهای سطحی دردشان را سرکوب میکنند. مونرو در نقش خود جذاب و گیراتر است؛ و در متن فیلم نکات تماتیک مهمی دیده میشود، از جمله تأمل گی دربارهٔ نیت پاک در برابر جامعهای که آن را به بازی میگیرد و آن کار را از منظر اخلاقی مشکوک یا آشکاراً بد جلوه میدهد. فیلم همچنین بهعنوان یک سند دورهای جالب توجه است.
راهنما: جان هیوستون در ابتدا رابرت میچام را برای نقش گیبل میخواست، اما وقتی آنها نواقص فیلمنامه را برطرف کردند، میچام بهخاطر پروژهٔ دیگری گرفتار بود. نویسنده، آرتور میلر، در زمان فیلمبرداری شوهر مونرو بود، اما رسمی 11 روز پیش از اکران از یکدیگر جدا شدند.
امتیاز: B+/A-
فیلمی تأثیرگذار که یادآور میشود کلارک گیبل با نقشی قوی و فیلمنامهای قابل قبول تا چه حد میتواند روی پرده قدرتمند ظاهر شود. او نقش «گی» را بازی میکند؛ کابویی سرسخت اما تا حدی از دوران اوج خود گذشته که همراه دوستش «گیدو» (ایلی والاچ) زندگی نسبتاً بیهدفی دارد و سبک زندگیاش بهتدریج در حال پژمرده شدن است. همهچیز وقتی تغییر میکند که با «رسلین» (مارلین مونرو) مواجه میشوند؛ زن فرّاری که برای طلاق به رینو آمده است. کمی بعد، مثلث عشقی مختصری شکل میگیرد و با اینکه آنها به خانهای میروند که «گیدو» برای همسر مرحومش میساخت، او دل در گرو «گی» مینهد و رابطهای آغاز میشود.
هر دو مرد هنوز روحیهٔ رامکردن اسب دارند و وقتی گلهٔ کوچکی از مستانگها دیده میشود، میخواهند چندتایی را برای فروش (برای غذای سگ!) بگیرند، اما برای این کار به نفر دیگری نیاز دارند. خوشبختانه در راه یک رُدئو، آنها با «پرِس» (مونتگومری کلیفت) که ورشکسته و در بند است برخورد میکنند و بهزودی در بیابان نوادا به دنبال اسبها میدوند—کاری که رُسلین را به شدت وحشتزده میکند. در این درام با ریتم مناسب و تصویرپردازی خلاقانه، درگیریهای فراوانی وجود دارد و هر چهار شخصیت با مسائل و تنشهایی روبهرو میشوند که وفاداری، درستی و روحیهشان را میآزماید؛ و در عین حال کمی رومانس هم در پایان داستان به چشم میخورد، وقتی باید انتخابهایی انجام شود.
ثلمه ریتر نقش «ایزابل» با بازوی شکسته را خوب ایفا میکند—هرچند فقط در آغاز فیلم—اما واقعاً این گروه چهارنفره است که برای این داستان پرمایه و شخصیتمحور همبستگی ایجاد میکنند و فیلم را بیش از دو ساعت تماشایی نگه میدارند. من هرگز کاملاً نفهمیدم چرا مونرو تا این حد ستاره شد؛ بسیار جذاب، بله، اما لزوماً بازیگر چندان برجستهای نبود. با این حال در این فیلم بازیاش کمی بهتر و طبیعیتر از معمول است. در پایان، یک رویارویی حسابی میان انسان و اسب وجود دارد که تقریباً ارزش تماشای کل فیلم را دارد. کار خوبی است!
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران