4 دوست آمریکایی برای گزراندن تعطیلات به مکزیک می روند، که در آنجا با یک توریست آلمانی آشنا می شوند و این توریست آلمانی آنها را متقاعد می سازد تا برای پیدا کردن برادر گمشده اش به او کمک کنند. که برادرش آخرین بار همراه با دوست دخترش نزدیک خرابه های مرموزی دیده شده است.....
4 دوست آمریکایی برای گزراندن تعطیلات به مکزیک می روند، که در آنجا با یک توریست آلمانی آشنا می شوند و این توریست آلمانی آنها را متقاعد می سازد تا برای پیدا کردن برادر گمشده اش به او کمک کنند. که برادرش آخرین بار همراه با دوست دخترش نزدیک خرابه های مرموزی دیده شده است.....
ماجراجویی ترسناک در جنگل مایان
این فیلم که در 2008 اکران شد و کارگردانی آن را کارتر اسمیت بر اساس رمان اسکات بی. اسمیت بر عهده دارد، از اشتباه بسیاری از فیلمهای وحشت متداول اجتناب میکند: زیادهروی نکردن در وضعیت، «هیولا» یا صحنههای ترسناک. آثارِ اغراقشده اغلب بیشتر مضحک از ترسناکاند. بهعنوان مثال پایان «خرابهها» با رمان متفاوت است و بهنظرم بهتر است: در یک فیلم...
ماجراجویی ترسناک در جنگل مایان
این فیلم که در 2008 اکران شد و کارگردانی آن را کارتر اسمیت بر اساس رمان اسکات بی. اسمیت بر عهده دارد، از اشتباه بسیاری از فیلمهای وحشت متداول اجتناب میکند: زیادهروی نکردن در وضعیت، «هیولا» یا صحنههای ترسناک. آثارِ اغراقشده اغلب بیشتر مضحک از ترسناکاند. بهعنوان مثال پایان «خرابهها» با رمان متفاوت است و بهنظرم بهتر است: در یک فیلم وحشت معمولی شاهد تعقیب و گریز با وسایل نقلیه توسط مایاییها میبودیم که هیجانآور ولی غیرقابلباور است؛ اما در اینجا خبری از این نیست. قابلباور بودنِ «خرابهها»ست که آن را مؤثر میکند و این قابلیت با بازی بازیگران پنجنفرهٔ فیلم تقویت میشود.
بازیگران اصلی شامل جاناتان تاکر در نقش جف، لارا ریمزی در نقش استیسی، جینا مالون در نقش اِمی، شاون اشمور در نقش اریک و جو اندرسون در نقش ماتیس، آلمانی، هستند. بهویژه دو دختر و تاکر (جف) برجستهاند. این شخصیتها برای یک فیلم وحشت ۹۰ دقیقهای دوستداشتنی و تا حدی پردازششده بهنظر میرسند. اولاً آنها آن کلیشههای بیمحتوای فیلمهای وحشت—جوانانی برای مهمانی—نیستند. دوم اینکه بارها نشانههایی از شخصیت در رفتارشان مشاهده میشود که در ادامه به آنها اشاره خواهم کرد.
نقدکنندگان میگویند ضدقهرمانان (یا تهدید) ترسناک نیستند، اما این یکی از نکات اصلی فیلم است. مثل فیلم «پرندگان» (۱۹۶۳)، فیلم چیزی را که روزمره میبینیم و از آن نمیترسیم میگیرد و تبدیلش میکند به منبعی از وحشت.
یک صحنهٔ بهیادماندنی وقتی است که استیسی و اِمی در اعماق تاریکِ هرم بهدنبال تلفن همراهی میگردند که صدایش را میشنوند. آنچه کشف میکنند همزمان شوکهکننده، سورئال و شگفتانگیز است. صحنهٔ بهیادماندنی دیگر زمانی است که جف و اریک مجبور به انجام یک عمل جراحی هولناک میشوند. اوج داستان هم خوب و پرتعلیق اجرا شده است.
با اینکه داستان در شبهجزیره یوکاتان مکزیک میگذرد، تصویربرداری فیلم بهطور غافلگیرکنندهای در گلد کوست و تامبورین ماونتین استرالیا، جنوب بریسبین، انجام شده است. بههرحال لوکیشنها چشمگیرند.
جمعبندی: «خرابهها» با توجه به امتیازهای متوسط و نقدهای پیدرپی که دارد، مرا شگفتزده کرد. این فیلم ترکیبی از داستان ماجراجویانه و وحشت روانشناختی است که از یک عنصر عادی و بیخطر بهعنوان «هیولا» استفاده میکند. فیلم خشونت دلخراشی با کیفیت مناسب، لوکیشنها و دکور مطلوب، اجراهای قابلقبول و ساخت فنی ماهری دارد. همچنین از حضور لارا ریمزی استفاده میکند و از کارتونیشدن افراطی که بسیاری از فیلمهای وحشت را به مزاح تبدیل میکند، پرهیز میکند. به عبارت دیگر، «خرابهها» کارش را خوب انجام میدهد.
نسخهٔ سینمایی ۹۰ دقیقه و نسخهٔ بدون سانسور ۹۳ دقیقه است. من نسخهٔ بدون سانسور را دیدم.
نمره: B+/A-
هشدار اسپویل (اگر فیلم را ندیدهاید ادامه ندهید)
گیاهانی که روی هرم زندگی میکنند و تواناییهایشان یک نکتهٔ جذاب را مطرح میکند: در قلمرو حیوانات موجودات از کرم تا انسان گستردهاند؛ اما گیاهان چه؟ گیاهانِ خرابههای مایایی ظاهراً از بخشِ پیشرفتهتر قلمرو گیاهیاند—آنها بهصورت تیمی برای کسب غذا عمل میکنند و توانایی تقلید صداها، مثل صدای انسان یا زنگ تلفن همراه را دارند.
شنیدهام انتقادهایی هست که شخصیتها مرتب اشتباه میکنند. پاسخ: این چهار نفر با ماتیس دوست شده بودند و به او اعتماد داشتند. آنها میخواستند تاریخ مایان را خارج از مسیرهای توریستی تجربه کنند. وقتی بومیها ناگهان وارد صحنه میشوند و یکی از همراهانشان را با شلیک گلوله به سر میکشند، تنها مکان امنی که میتوانند فرار کنند هرم است. در آن لحظه محاصره شدهاند چون بومیها خرابهها را محاصره کردهاند. چگونه میتوان این تصمیم را غلط دانست؟
کسی گفته شخصیتها تا وقتی تقریباً دیر نشده تلاش به فرار نمیکنند که از نظر منطقی بیمعنی است. پاسخ: آنها تنها دو شب روی هرم هستند و منتظر کمک بودند. تنها گزینهٔ دیگر فرار به جنگل بود، اما این ممکن نبود چون هرم بهوسیلهٔ بومیها با سلاحهای کشنده احاطه شده بود که ثابت کردند هر کسی را که بهواسطهٔ گیاهان آلوده شود بیرحمانه میکشند. بنابراین منطقیترین کار این بود که منتظر کمک بمانند و تنها در صورت ضرورت بسوی جنگل بدوند، که دقیقاً همین اتفاق میافتد.
انتقاد دیگری این است که شخصیتها احمق و بدون عمقاند. من آنها را دوستداشتنی یافتم و نمونههای زیادی از نشاندادن شخصیت وجود دارد: آنها میخواهند فرهنگ منطقه را تجربه کنند و صرفاً برای جشن و خوشگذرانی به آنجا نیامدهاند؛ همچنین از رها کردن ماتیس در هرم خودداری میکنند و دختران حاضرند همان طناب پرخطر را که باعث سقوط او شد امتحان کنند. علاوه بر این، جف پافشاری میکند که کار هولناکی—قطع پاهای ماتیس—را انجام دهد و اریک با اینکه عمل ابتدایی باعث استفراغش میشود، داوطلب کمک میشود. نهایتاً جف عمداً خود را فدا میکند تا اِمی شانس فرار داشته باشد و او هم جهشی شجاعانه به سوی آزادی میکند. همهٔ اینها نشانگر شخصیتاند.
بطور خلاصه، انتقادهای وارد شده به فیلم عمدتاً ناموجه یا بهراحتی قابل توضیحاند.
فقط یک فیلم وحشتِ محکم
این فیلم وحشت را بارها تماشا کردهام و هر بازدید لذتبخش است. «هیولا»—برای کمترین لفظ ممکن—بسیار جذاب است و وضعیتی که شخصیتها در آن قرار میگیرند واقعی و مبتنی بر زمین است.
پیشفرض فیلم جسورانه است، احساسِ تنگنای لازم برای چنین فیلمی خوب کار میکند و ناامیدی و تنشی که داستان ایجاد میکند مؤثر است. این یک انتخاب خوب در ژانر وحشت است و من قوياً آن را توصیه میکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران