دو همکار در یک جزیره متروکه گیر میافتند، تنها بازماندگان یک سقوط هواپیما. در این جزیره، آنها باید بر غم و اندوه گذشته غلبه کنند و برای زنده ماندن با هم تلاش کنند، اما در نهایت، زنده ماندن در این جزیره، نبردی از اراده و هوش است.
دو همکار در یک جزیره متروکه گیر میافتند، تنها بازماندگان یک سقوط هواپیما. در این جزیره، آنها باید بر غم و اندوه گذشته غلبه کنند و برای زنده ماندن با هم تلاش کنند، اما در نهایت، زنده ماندن در این جزیره، نبردی از اراده و هوش است.
کمدی-ترسناک تاریک و نسبتاً سرگرمکنندهای است که دو اجرای قوی از ریچل مکآدامز و دیلان اوبراین دارد. مقدار مناسبی جلوههای خونآلود دارد و بهطور کلی راه خوبی برای گذراندن دو ساعت است. شاید دوباره آن را تماشا نکنم حتی روی ویدئوی خانگی، اما به هر حال سرگرمکننده است. نمره: ۳.۵/۵
با طنزی تند و پرشتاب، دو اجرای بیرحمانه و درخشان و چند لحظهٔ خونآلود و دقیق،...
کمدی-ترسناک تاریک و نسبتاً سرگرمکنندهای است که دو اجرای قوی از ریچل مکآدامز و دیلان اوبراین دارد. مقدار مناسبی جلوههای خونآلود دارد و بهطور کلی راه خوبی برای گذراندن دو ساعت است. شاید دوباره آن را تماشا نکنم حتی روی ویدئوی خانگی، اما به هر حال سرگرمکننده است. نمره: ۳.۵/۵
با طنزی تند و پرشتاب، دو اجرای بیرحمانه و درخشان و چند لحظهٔ خونآلود و دقیق، Send Help همانطور که از سم ریمی انتظار میرود، صحنههایی شوخطبعانه و خشونتآمیز را ترکیب میکند.
Send Help خود را بهعنوان پیروزیِ هرجومرج کنترلشده و بازگشت جذاب سم ریمی به داستانی اصیل معرفی میکند؛ فیلمی که وحشتِ بدنی را با هجو اجتماعی مؤثر متوازن میسازد. تسلط فنی ریمی در کارگردانی، همراه با موسیقی پویای دنی الفمن و بالاتر از همه، شیمی انفجاری بین ریچل مکآدامز (ستارهٔ فیلم) و دیلان اوبراین، اثر را فراتر از سینمای ژانری ساده ارتقا میدهد. این فیلم با لبخندی سادیستیک بیکفایتیِ قدرت را تشریح میکند و یادآور میشود که وقتی قراردادهای اجتماعی فرو میپاشد، ذات واقعی انسان به خونیترین و صادقانهترین شکل ممکن آشکار میشود. نمره: B
Send Help فیلمی درخشان و پیچیده است که به پوشش نازکِ تمدن میپردازد و با دو از تأثیرگذارترین اجراها در ژانر وحشت-کمدی اخیر همراه است. داستان روی ایدهٔ خوشطعمی از «خوردنِ ثروتمندان» میچرخد: لیندا لیدل، کارمندی کمرو و بیشمشغله، پس از سقوط جت روی جزیرهای دورافتاده، تنها محافظ رئیس متکبر و بیکفایتش، بردلی پرستون، میشود. آنچه با یک تریلر بقا آغاز میشود، بهسرعت به کشمکش روانشناختی برای قدرت تبدیل میشود. این گذار از نجات رئیس به نجات از دست رئیس — و نهایتاً تسلط بر او — با طعنهای بیرحمانه و بدبینانه پرداخته میشود که تا فریم آخر شما را در تعلیق نگه میدارد. اجراها واقعاً فیلم را به سطح ۹/۱۰ میبرند: ریچل مکآدامز نمایشِ تعیینکنندهای ارائه میدهد و تحول لیندا از کارمندِ مطیع به بقاگری غریزی و کمی آشفته را با مهارت به تصویر میکشد؛ دیلان اوبراین در نقش بردلی، ترکیبی از نفرتبرانگیزی و آسیبپذیری را ارائه میکند که خشونت جزیره را ملموس میسازد. این دو، داستان بقا را به مطالعهٔ شخصیتی پرتنش تبدیل میکنند که نشان میدهد خطرناکترین چیز در یک جزیره متروک حیاتوحش نیست، بلکه فردی است که بطری آب را در دست دارد.
سم ریمی کارگردان قابلی است و فیلمی بسیار خوب ساخته که بازیگر فوقالعادهای هم دارد و طنز مناسبی در خود دارد؛ بهویژه با حضور ریچل مکآدامز. با این حال یکی از نکات منفی این فیلم این است که بسیاری از عناصر و پیچشهای آن پیشتر در آثار دیگر دیده شدهاند؛ یعنی آنها احساس تازگی کامل ندارند. با وجود این، همهٔ اینها بهخوبی اجرا شدهاند و احتمالاً از تماشای فیلم لذت خواهید برد.
روح فیلم «نه تا پنج» در شخصیت لیندا (ریچل مکآدامز) زنده است؛ او بارها از ترفیع جا میماند و مردانِ مدیر بر او متکیاند. وقتی بردلی (دیلیل اوبراین) جای پدرش را میگیرد، او امید به تغییر دارد، اما در جریان سفر تیمی برای جلسهٔ ادغام، طوفانی آنها را روی جزیرهای متروک میگذارد. معلوم میشود لیندا برای بقا مجهزتر است در حالی که بردلی آسیبدیده سررشتۀ کار را ندارد؛ بار دیگر اوست که همهٔ کارها را انجام میدهد در حالی که او زیر برگ نخل منتظر خدمات است. دلزده، لیندا تصمیم میگیرد بدون این انگلِ متکبر ادامه دهد و او را رها میکند تا شاید به اشتباهاتش پی ببرد. با کشیده شدن خطوط جدید بین آنها، احتمال نجات و صداقتشان نسبت به هم مبهم میماند. اگرچه فیلم چندان ترسناک نیست، اما داینامیکِ جذابِ «رابینسون کروزوئهای» بین مکآدامز و اوبراین لذتبخش است: آنها هنر شکار و خوردن توت را بهخوبی نشان میدهند، او خطرات ماهیهای سمی را میآموزد و برای بیشتر مدت فیلم این جدال کوتاه و خوشنگارش بین دو شخصیت ناهمسان جذاب است. بیست دقیقهٔ پایانی کمی شتابزده و بیمورد خشن بهنظر میرسد و اگرچه نوعی انتقامجویی رضایتبخش دارد، نتوانست جمعبندی کامل و رضایتبخشی برای درامی سرگرمکننده فراهم آورد که خوشبختانه در طول فیلم رابطهٔ عاشقانه را کنترلشده نگه میدارد و مزایای شایستهسالاری را برجسته میکند.
این فیلم بد نیست. شخصیت اصلی زندگی غمانگیز و تنهایی داشت و من برای او دلسوزی کردم. وقتی هواپیما سقوط کرد و او به جزیره رسید، تنها نبود؛ رئیسش هم آنجا رسید و مجروح بود و او به بهبودش کمک کرد. او طرفدار سریالهای بقا بود و هر کاری از دستش برمیآمد برای زنده ماندن انجام داد. اما نکتهٔ منفی این است که او از بودن روی جزیره رضایت نشان میدهد؛ دو فرصت برای بازگشت پیش آمد، اما او تصمیم گرفت در جزیره بماند و حتی مرتکب قتل شد. این کار او را نپسندیدم و فکر میکنم اشتباه بود. در عین حال درک میکنم که کسی ممکن است به دنبال انتقام باشد — اگر جای او بودم شاید من هم همان کار را میکردم.
جزیرهها خطرناکند. این فیلم سرگرمکننده است؛ عناصر مختلفی از ژانرها را در خود دارد، بازیها خوباند، تصاویر چشمنواز و کارگردانی قابلتوجه است و داستانی خوشقواره ارائه میدهد. دیدن سم ریمی در این فرم خوب خوشحالکننده است. انتخاب بازیگران برای فیلمی با اساساً دو شخصیت کار دشواری است، اما این بازیگران شیمی بسیار خوبی دارند، هرچند پیچش احساسیِ پایان کمی غیرمنتظره بهنظر میرسد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران