برندهٔ ۴ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۵۹ جایزه و ۸۹ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان661
فیلمی جذاب با پتاسیلِ فراوان که هرگز کاملاً به بار ننشست. «آهسته در جبهه غربی» تنها بر شوکهکردن مخاطب تکیه نمیکند؛ بلکه از وحشتهای جنگ برای هشیار کردن تماشاگر با حقایق و واقعیات تاریک استفاده میکند. داستان فیلم ارزش روایت شدن داشت و تأثیرش مدتها بعد از اتمام تیتراژ باقی میماند. فیلم به موضوعات سنگینی چون مسیر یک جوان در جنگ، سختیهای نبرد، بیرحمی و...
فیلمی جذاب با پتاسیلِ فراوان که هرگز کاملاً به بار ننشست. «آهسته در جبهه غربی» تنها بر شوکهکردن مخاطب تکیه نمیکند؛ بلکه از وحشتهای جنگ برای هشیار کردن تماشاگر با حقایق و واقعیات تاریک استفاده میکند. داستان فیلم ارزش روایت شدن داشت و تأثیرش مدتها بعد از اتمام تیتراژ باقی میماند. فیلم به موضوعات سنگینی چون مسیر یک جوان در جنگ، سختیهای نبرد، بیرحمی و نومیدی و ارزش دوستی و رفاقت میپردازد که همه با ظرافت و هنر به تصویر کشیده شدهاند. علاوه بر این، تولیدِ اثر در سطح بالایی قرار دارد؛ تصویرها نفسگیر، موسیقی متن برجسته (هرچند کمی اغراقشده) و بازیها درخشاناند. با این حال، طول کشیدنِ بیش از حد فیلم، کند شدن ریتم در برخی سکانسها و چند لحظهٔ گیجکننده، از تأثیر نهایی آن میکاهد. همه اجزاء برای این که «آهسته در جبهه غربی» بهترین فیلم سال باشد مهیا بودند و در برخی جنبهها هم هست؛ طرفداران ژانر یا هر کس که فیلمِ خوب را میفهمد، با وجود کاستیها نباید این فیلم را از دست بدهد.
امتیاز: 7.5/10 (تحسینبرانگیز، ولی در همه جنبهها به هدف نمیزند)
«آهسته در جبهه غربی» تا حدی زیبا و شاعرانه و در عین حال خشن و صریح است. تاریخینگر، احساسی و خام، این فیلم بدون شک بهترین درام جنگیای است که پس از «نجات سرباز رایان» آمده است. هرچند نسخهٔ دوبلهٔ انگلیسی موجود است، تماشای فیلم به زبان آلمانی و با زیرنویس انگلیسی تجربهٔ بهتری است؛ شنیدن افسران آلمانی که به انگلیسی فریاد میزنند همان تأثیر دراماتیک را ندارد. فیلمبرداری شگفتانگیز است — حتماً ببینید.
«آهسته در جبهه غربی» نگاهی تیره، زمخت و افسردهکننده به تأثیرات جنگ و تبلیغات روی سربازانی دارد که داوطلبانه به میدان رفتهاند. شخصیتهای اصلی ما با چشمانی پرشور و اشتیاق برای مبارزه وارد جبهه میشوند، اما خیلی زود در همان دقایق اولِ رسیدن به میدان نبرد با حملات خمپارهای که شمار زیادی از همرزمانشان را میکُشند، این خوشبینی فرو میریزد. در همینجا نخستینبار شاهد احساسات شگفتانگیزی هستیم که در این فیلم نمایش داده میشود؛ بازیگران با فقط حالات چهره، فرسایشِ روانیشان را در پیِ آشوبِ جنگ نشان میدهند.
تمِ ثابتِ فیلم، ویرانیِ آرامش است؛ چه آرامش کلیِ کشور آلمان که بهخاطر قرارداد ناعادلانهای که مجبور به امضا شده، به هم خورده باشد، چه آرامشِ کوتاهِ نیروها در درونِ صفوفِ خودشان. هر بار که شخصیتها لحظاتی آرام بهدست میآورند—مثل گفتوگوی خوشایند در نگهبانی یا دزدیدن مرغ از یک کشاورز—این آرامش با مرگ و ویرانی نقض میشود. این وقفههای موقتی حسِ راحتیای برای مخاطب ایجاد میکنند که در یک چشم بر هم زدن از او گرفته میشود؛ این تضاد در کل فیلم تکرار میشود و برایم بسیار مؤثر بود.
تنشِ جنگ با موسیقی متنِ درخشان تقویت شده است: ضربات نرم پیانو در کنار انفجارهای بم صدایی بیمناک و نویددهندهٔ فاجعه ایجاد میکنند. اجراها واقعاً تحسینبرانگیزند؛ فلیکس کامِرر در نقش اصلی شاهکار است. تحول او از سربازی وحشتزده و اشکریز به کهنهسربازی پخته که بیدرنگ وارد میدان میشود، عالی است و در عین حال صفاتِ لطیف و انسانیاش را حفظ میکند. این احساسات پیچیده در بیشتر بازیگران حضور دارد و از نکات مورد علاقهام در فیلم بود.
در مجموع، «آهسته در جبهه غربی» برای من شگفتی بزرگی بود. من تجربهٔ زیادی در دیدن فیلمهای جنگی ندارم، اما بهراستی معتقدم یکی از بهترین فیلمهای سال است.
امتیاز: 94% — نتیجه: عالی
این نخستین فیلمِ مهمی است که من دیدهام و جنایات بدیهیِ نبردهای سنگرمحورِ جنگ جهانی اول را از منظرِ آلمان به تصویر میکشد. بهطور مشخص از دید «بایمر» جوان (فلیکس کامِرر که کاملاً متقاعدکننده است) که همراه همرزمانش مولر (موریس کلاوس) و آلبرت (آرون هیلمر) به ارتش میپیوندد. آنها با شوق و امید به جبهه میآیند، اما خیلی زود همهٔ این انگیزهها از آنها گرفته میشود. غذا، خواب، آب، امنیت—تقریباً همه چیز در کمبود است و هر آنچه میتواند این جوانان را وحشتزده کند، به آنان تحمیل میشود. در همین حال، ما بهعنوان تماشاگر خط داستانیِ موازیای میبینیم که نشان میدهد چقدر به آتشبس نزدیکیم. اگر تا به حال به منطقهٔ سوم (Somme) رفته باشید، احتمالاً همان نتیجهای را میگیرید که بایمر میگیرد: مقدار زیادی بیهودگی در مبارزه برای چند متر زمینِ ویران و گلآلود و پر از اجساد. رفت و برگشتِ این نیروهای خسته و مأیوس، پوچی ماجرا را نشان میدهد. ادوارد برگر خوب میان تلاشها و رنجِ کسانی که در جبههاند و کوششهای دیپلماتیکِ افرادِ دیگری که ناراحتیشان نوعی دیگر است، پیوند زده است. دانیل برول و تا حدی تیبوه دِ مونتالامبرِه تا حدی این بازیِ موازیِ شطرنجوار را نشان میدهند؛ یک طرف برای حفظ ذرهای آبرو در شکست کوشش میکند و طرف دیگر خواهان پیروزیِ کامل است. جلوههای بصری شاید بهپای «1917» نرسد، اما به خوبی خطر و نکبتِ تحملشده توسط این سربازان را منتقل میکند. ترکیب صدا به این حس تهدید میافزاید و فیلمبرداری سراسر یخکردگی و دلهره را منتقل میکند. فیلمنامه مختصر است؛ دیالوگهای زیادی ندارد و بیشتر بار بر دوش تصاویر و حالات چهرهٔ جوانانی است که مدتی طولانی از ترس میلرزند. فیلم گاهی خشن و صریح است، اما این خشونت به واقعیتدهی حیرتآورِ اثر کمک زیادی میکند. اگر امکانش را دارید، حتماً در پردهٔ بزرگ ببینید — این صرفاً تلویزیونپسند نیست.
شیطاننماییِ رهبران جنگ در برابر انسانانگاریِ سربازان
یکی از زیباترین لحظات برای کسی که سینما را دوست دارد، تماشای این فیلم بدون انتظار قبلی و بیرون آمدن از آن با شگفتی فراوان است. من به رویدادهای جنگ، بهویژه جنگ جهانی اول و دوم، علاقهمندم و طبیعتاً این موضوع باعث شد به فیلمهای جنگی علاقهمند شوم. از همان ابتدا این فیلم وارد فهرست بهترینهای عمرم شد، چون با هر فیلم دیگری متفاوت است.
از آغاز فیلم طعنهآمیز است و نامِ فیلم اصلاً نشاندهندهٔ آرامش میان آلمانیها و فرانسویها نیست؛ اما از خلال رویدادهای فیلم ما آرامشِ کشندهٔ سربازان در جبههٔ غربی را تجربه میکنیم. رویدادهای جنگ را از منظر جوانان آلمانی میبینیم و درمییابیم که آن شرّ کلان در اروپا که همیشه بهعنوان مقصرِ جنگها معرفی میشود، در واقع متشکل از سربازان جوانی است در اوجِ زندگی، که پشت سیاستها و شعارهای پرطنین قرار گرفتهاند. نکتهٔ مهم این است که در هر جنگی هم قربانی و هم مجرم در هر دو طرف وجود دارد.
یکی از مزایای مهم فیلم نمایشِ طرفِ آلمانی است، چون ما رویدادها را از زبان بازیگران آلمانی میبینیم و این برای من در فیلمهای جنگی سابقهای تازه است که به واقعیتر شدن داستان کمک میکند. با وجود نداشتن تسلط به زبان آلمانی، تصمیم گرفتم زیرنویس ببینم. ما شخصیتهای متعددی را از لحظهٔ ثبتنام جوانان آلمانی در ارتش تا ورودشان به میدانِ نبرد همراهی میکنیم و شبهای طولانی جنگ و آرزوها و رویاهای سادهٔ بسیاری از این جوانان و شکلگیری دوستیهای پایدار بین اعضای واحد را میبینیم. تأثیر از دست دادن دوستان در نبرد بهصورت ناگهانی، بیرحمانه و واقعگرایانه نمایش داده میشود. چیزی که بیش از همه دوست داشتم جنبهٔ جنگی فیلم بود؛ بارها تنم لرزید چون معمولاً در فیلمهای سنتی جنگی صحنهها و استراتژیها و ژستهای قهرمانانه میبینیم، اما این فیلم شبیه «1917» (۲۰۱۹) است: ما با سربازان ساده در میدان همراهیم و جزئیات وحشتهای نبرد را از منظر هر سرباز میشنویم. فیلم در شیطاننماییِ جنگ و رهبران جنگ موفق است و همزمان همهٔ سربازان حاضر در جنگ را انسانزدایی نمیکند، بلکه انسانیسازیشان میکند.
این فیلم هیچ ربطی به کتابِ اصل ندارد. بهگفتهٔ سازندهها به سفارش سیاستمداران آلمانی ساخته شده تا جهان را متقاعد کند که آلمانیها خواهان جنگ نبودهاند و برای توجیه جنگ جهانی دوم، معاهدهٔ صلحی را که آلمانیها «مجبور» به امضا شدند، تحقیرآمیز نشان دهد. زشت است که کشوری که مسئولِ نه یک بلکه دو جنگ است و زندگی میلیونها نفر را نابود کرد، میخواهد همه را قانع کند که صلحطلب و قربانی است. اگر من را باور ندارید، ببینید در مدارس آلمان چگونه تاریخ را آموزش میدهند. نسلِ هزاره حتی نمیداند که آلمانیها یهودیان را میکشتند و حتی اگر برخی کشته شدند، شمارشان از کشورهای دیگرِ آن زمان بیشتر نبوده است. بهطور خلاصه، این فیلم نه یک اقتباس از کتاب است و نه فیلمِ صادقانه؛ صرفاً تبلیغاتی است، وقتهدر دادن و شستوشوی مغزی برای چیزی که بابتش پول دادهاید.
«آهسته در جبهه غربی» ساختهٔ ادوارد برگر نگاهی فشرده و بیپرده به واقعیتِ بیرحمِ جنگ جهانی اوّل است. فیلم زندگیِ یک سرباز جوان آلمانی، پاول، را دنبال میکند که از شور و امید وارد میدان میشود و بهتدریج کاملاً از عواقبِ هولناکِ نبرد تغییر مییابد. فیلم سنگین است و از نمایشِ خشونتِ جنگِ سنگرها پرهیز نمیکند. یکی از چیزهایی که من را حسابی درگیر کرد حسِ محصور بودن بود که فیلم همراه با سربازان منتقل میکرد. فیلمبرداری عالی ولی خستهکننده هم هست؛ گل، سرما و ترس مداوم از مرگ را بیرحمانه ثبت میکند. ادوارد برگر کار فوقالعادهای در کشاندن تماشاگر به آن دنیا انجام داده است. فیلم آسانی برای تماشا نیست و چیزی را ستایش نمیکند؛ در عوض هزینهٔ جنگ را در سطحِ فردی، بهویژه برای سربازانِ جوان، نشان میدهد. اگر دنبال فیلمی قدرتمند، تأملبرانگیز و کمی تکاندهنده هستید، این فیلم مناسب است.
«آهسته در جبهه غربی» یک حماسهٔ ضدجنگ با درخششی دلهرهآور است. جزئیاتی که پیش از تماشای فیلم میدانستم—از جمله جوایزی که دریافت کرده بهویژه بابت صدا و تصویر—واقعاً در سطح بسیار بالایی هستند. نقدِ قابلتوجهِ زیادی برای این فیلم ندارم؛ این بهمعنای کمال مطلق نیست، مثلاً یک بخش از موسیقی متن که شبیه قطعات «ترانسفورمرها» بهنظر میرسد با فضای فیلم همخوانی ندارد. با این حال، فیلمی با کیفیتِ بسیار بالاست. همهٔ بازیگران شایستهٔ تحسیناند، بهخصوص فلیکس کامِرر و آلبرخت شوخ. بدون شک قابلِ توصیه است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران