K-19: The Widowmaker پاسخی روسی به فیلمهایی مانند Run Silent, Run Deep و Crimson Tide است، هرچند به همان اندازه «روسی» نیست که ممکن است انتظار رود — درست مانند فیلم Gorky Park ساخته مایکل اپتد. با اینحال، بودن در کنار چنین فیلمهایی ایرادی ندارد.
مانند Gorky Park که حول دو بازیگر بزرگ (ویلیام هرت و برایان دنهی) میچرخید، K-19 نیز روی دو اجرای محکم تکیه...
K-19: The Widowmaker پاسخی روسی به فیلمهایی مانند Run Silent, Run Deep و Crimson Tide است، هرچند به همان اندازه «روسی» نیست که ممکن است انتظار رود — درست مانند فیلم Gorky Park ساخته مایکل اپتد. با اینحال، بودن در کنار چنین فیلمهایی ایرادی ندارد.
مانند Gorky Park که حول دو بازیگر بزرگ (ویلیام هرت و برایان دنهی) میچرخید، K-19 نیز روی دو اجرای محکم تکیه دارد: هریسون فورد و لیام نیسون، که نقشهایی شبیه به زوجهای کلاسیکِ این ژانر را ایفا میکنند. نکتهای که در فیلم هست این است که همه شخصیتها عملاً همیشه به یک زبان صحبت میکنند — حتی وقتی آن زبان برایشان غریبه یا ناپسند باشد — و این اجازه میدهد تا تردیدمان را کنار بگذاریم و فرض کنیم همه با هم روسی حرف میزنند.
در واقع، یک اجرای سوم هم وجود دارد که به همان اندازه اهمیت دارد: زیردریاییِ عنوان فیلم خودش مثل یک شخصیت مستقل جلوه میکند. مشکل این است که وقتی اوج حادثه میرسد، این «شخصیت» دیگر قابلباور نیست. وقتی کشتی در اسکله است، واقعیت و وزن آن را بهخوبی میپذیریم؛ اما به محض زیر آب رفتن، همهچیز دچار افت میشود. مانند فیلم Greyhound، بهترین لحظات فیلم زمانی است که اکشن درون کشتی باقی میماند — و برای فیلمی که پر از مانورها و تمرینات است، همین بخشها مملو از کشش و تعلیقاند.
در مقابل، نماهای بیرونی ما را به دلتنگی فضاهای تنگ و برخورد نزدیک داخل زیردریایی میبرند. بدترین نمونه صحنهای است که فورد امر به مانور خطرناکی میدهد و در نهایت K-19 از میان یخهای قطبی میگذرد. این سکانس — باور کنید یا نه — مرا یاد The Silence of the Lambs انداخت، اما بهصورت معکوس: در آن فیلم، تدوین موازی ما را به این باور میرساند که دو رویداد جداگانه ارتباط نزدیکی دارند؛ در K-19 اما دو رویداد بسیار مرتبط — شکستن یخ و تقلا کردن خدمه — چنان جدا و دور از هم به نظر میرسند که انگار در دنیاهای مختلفی اتفاق میافتند، چون در حالی که آدمها حقیقی جلوه میکنند، یخ و خود زیردریایی کیفیتی کارتونی و سست دارند.
در مجموع، فیلم تلاشی نهچندان بزرگ اما تاحدی موفق از کارگردان کاترین بیگلو است برای ورود به ژانری معمولاً مردسالارانه؛ حتی در روزهای نهچندان درخشان، او از بسیاری از فیلمسازان مرد این ژانر بهتر عمل میکند.
در سوی دیگر، فیلم یک تریلر دریایی در زمینه جنگ سرد است که بهطرز زمختی علم محتمل را با تبلیغات سطحی ترکیب میکند و در کستینگ هم اشتباهاتی دیده میشود که همان حس «غرق شدن» را منتقل میکند که زیردریایی در آغاز سفرش تجربه میکرد. سیستمهای ارزانقیمت موجود در این کشتی پیشرفته باعث میشوند سفر افتتاحیه با خطرات فراوانی همراه شود و فرماندهای که کورکورانه باور دارد هیچچیز نمیتواند اشتباه شود (هریسون فورد) موجب نارضایتی خدمه میشود—بهویژه از طرف افسر اجرایی لیام نیسون—که او را شبیه «کاپیتان بلی» میبینند.
از منظر فنی فیلم حس واقعی خطر و تنگنای فضا را منتقل میکند، اما بازیگران فراتر از شخصیتهای دوبعدیشان زمینهٔ کار زیادی ندارند و حضور جان شرپنل بهعنوان یک دریاسالار شوروی تا مرز مضحک بودن پیش میرود. فیلم لحظاتی از سرعت و خطر دارد، اما این لحظات نادر و هرچند تاثیرگذار، با جلوههای ویژهٔ کامپیوتری نهچندان خوب و فیلمنامهای سطحی تا حد زیادی خنثی میشوند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران