طبق اطلاعات IMDb، پنج نفر این فیلم را نوشتهاند؛ ولی از نتیجه که پیداست — مجموعهای از نماهای جداگانه با ایدههای نیمپخته که وضعیتی را مطرح میکنند و بلافاصله رها میکنند — به نظر میرسد هر کدام بیخبر از بقیه سهم خود را نوشتهاند.
یکی از شخصیتها تبلیغاتچی است که مشتریاش، با بازی جان لاویتز، ظاهراً صاحب شرکتی برای جتپک است؛ هرچند جتپکها کاربرد عملی کمی...
طبق اطلاعات IMDb، پنج نفر این فیلم را نوشتهاند؛ ولی از نتیجه که پیداست — مجموعهای از نماهای جداگانه با ایدههای نیمپخته که وضعیتی را مطرح میکنند و بلافاصله رها میکنند — به نظر میرسد هر کدام بیخبر از بقیه سهم خود را نوشتهاند.
یکی از شخصیتها تبلیغاتچی است که مشتریاش، با بازی جان لاویتز، ظاهراً صاحب شرکتی برای جتپک است؛ هرچند جتپکها کاربرد عملی کمی دارند و حتی برای تفریح هم چندان مناسب نیستند. شخصیت دیگری زنی است که لباس برای سگها طراحی میکند و در اتاقنشینی آپارتمانش برای فروشنده یک پتشاپ شوی مد برپا میکند؛ در آن جمع زنی در لباس «زنگربه» هست (که برای اعلام نیاز به رفتن دستشویی میپرسد جعبه خاک کجاست)، و برای دلیل نامعلومی یک کشیش کاتولیک هم حضور دارد، در حالی که هماتاقیاش در حال برگزاری سهنفرهای بلند و پرصدا با دو مردی است که یونیفرم تیم ملی فوتبال آرژانتین را به تن دارند. این آخرین باری است که از جتپک یا مد سگها چیزی میشنویم — که احتمالاً برای بهتر شدن فیلم باشد.
این دو نفر همدیگر را ملاقات میکنند، او از او دعوت قرار میکند؛ او پاسخ میدهد که تصمیم گرفته تا تکمیل اولین معامله شغلیاش از قرار گذاشتن خودداری کند (به ذهنم میرسد، اگر او روسپی بود، میتوانست دو کار را همزمان انجام دهد؛ زمخت است، بله، اما هنوز هم از هر چیزی که در این فیلم هست خندهدارتر است، چون فیلم خودش را روی زمختی قفل کرده). چرا باید او این حرف را بزند در حالی که درست در صحنه بعدی میبینیم آنها از قبل با هم هستند؟ طبیعتاً دلیلش این است که فیلم دیگر حوصله ندارد مراحل آشنایی شخصیتها را نشان دهد و مشتاق است سریع به جامائیکا برود و به اصطلاح با نمایش برهنگی کامل از جلو، اشاره به مصرف ماریجوانا و شوخیهای مبتنی بر مسائل بشدت مبتذل ما را «شگفتزده» کند.
برای نمونه: گروهی با قایق به سیاحت میروند و یکی از آنها برای بقیه از دلفینهای شهوانی تعریف میکند. یکی از شخصیتها از قایق به دریا میافتد و اطرافش را دلفینهایی پر میکنند که تا جایی که جلوههای کامپیوتری اجازه میدهد از نظر آناتومی قابلتشخیص هستند — که زیاد هم عالی نیست، اما اهمیت این است که میتوانیم بهوضوح ببینیم چرا این جانوران پستاندارند نه ماهی. شخصیت سومی برای نجات شیرجه میزند و... هیچ. فیلم قطع میشود و تمام. هیچوقت متوجه نمیشویم آیا آن شخصیت مورد آزار دلفینها قرار میگیرد یا نه (باز هم، احتمالاً بهتر است که ندانیم). مثال دیگر: شخصی با زنی بلوند روبهرو میشود که به تعجبش او را به اتاق هتل دعوت میکند؛ تعجبش را کنار میگذارد، با هم از قاب خارج میشوند و... هیچ. فیلم دوباره قطع میشود و تمام.
و اینطور ادامه دارد. فیلم انبوهی از پایانهای باز رها میکند، اما سؤال بزرگ این است: لوک ویلسون چه کاره این آشفتگی است؟ آیا تهیهکنندهها اون را گروگان گرفتهاند و حضور لوک در این بههمریختگی حکم پولگونهداشت؟ جان لاویتز را میشود تا حدودی پذیرفت، اما لوک ویلسون؟ واقعاً؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران