یک گروه 20 ساله و ثروتمند برای یک مهمانی در یک عمارت خانوادگی دورافتاده برنامه ریزی می کنند. یک بازی به ظاهر سرگرم کننده به یک بازی مرگبار تبدیل شده و اتفات ناگواری را رقم میزند.
یک گروه 20 ساله و ثروتمند برای یک مهمانی در یک عمارت خانوادگی دورافتاده برنامه ریزی می کنند. یک بازی به ظاهر سرگرم کننده به یک بازی مرگبار تبدیل شده و اتفات ناگواری را رقم میزند.
نمیتوانم بگویم کاملاً ناامید شدم؛ مشکل خاصی نبود که از آن خوشم نیامد، اما فیلم برایم آنقدری که انتظار داشتم تأثیرگذار نبود. روند داستان تا حدی قابلپیشبینی بود، حتی با پیچوخمها. شخصیتها مدام برای پیشبردن داستان تصمیمات احمقانهای میگیرند؛ هرچند این سبک در فیلمهای اسلشر مرسوم است، از A24 انتظار بیشتری داشتم. عناصر اسلشر بهندرت دیده میشوند—اگرچه این را از قبل میدانستم، اما تبلیغات فیلم...
نمیتوانم بگویم کاملاً ناامید شدم؛ مشکل خاصی نبود که از آن خوشم نیامد، اما فیلم برایم آنقدری که انتظار داشتم تأثیرگذار نبود. روند داستان تا حدی قابلپیشبینی بود، حتی با پیچوخمها. شخصیتها مدام برای پیشبردن داستان تصمیمات احمقانهای میگیرند؛ هرچند این سبک در فیلمهای اسلشر مرسوم است، از A24 انتظار بیشتری داشتم. عناصر اسلشر بهندرت دیده میشوند—اگرچه این را از قبل میدانستم، اما تبلیغات فیلم طوری نشان میداد که انگار با فیلم کاملاً متفاوتی روبهرو خواهی بود. طنز اثر هم کمرمق است؛ میدانم قرار بود شوخیها خشک و بهعنوان نقد اجتماعی باشند، اما اصلاً خندهدار نیافتم. با همه انتقادات، هنوز این فیلم تا حدودی برایم لذتبخش بود.
امتیاز: ۶۵٪
حکم: قابلقبول
پیشنهاد تماشا: پخش آنلاین
عاشق رفتن به سینما هستم! فیلم بهطرز غافلگیرکنندهای اتمسفریک و جذاب است؛ شیوه فیلمبرداری و تدوینش را دوست داشتم. فیلمنامه هوشمندانه و بازیگران هم سرگرمکنندهاند. ریچل سنوت اینجا فوقالعاده است. حضور چارلی ایکسسیایکس مثل یک آلبالوی روی کیک است. احتمالاً یکی از «نسل زد»ترین فیلمهایی است که دیدهام.
گروهی از جوانان نسبتاً دلزده و خودشیفته و مرفه قبل از نزدیکشدن طوفان جمع میشوند در خانه یکی از دوستانشان. وقتی اوضاع بیرون خراب میشود (یادآور فضایی شبیه «شیطان صبغه پرادا میپوشد»)، تصمیم میگیرند بازی ترکیبیای شبیه «کلودو» و داستانهای معمایی ترتیب دهند که در آن به یک نفر کاغذی با علامت ضربدر داده میشود و آن شخص باید یکی از دوستانش را «بکشد». بعد همه دوباره جمع میشوند تا حدس بزنند قاتل کیست و اگر اشتباه کنند، بازی ادامه مییابد... اوضاع وقتی در اثر کوکائین و الکل بههم میریزد وخیم میشود: میزبانشان دیوید (پیت دیویدسون که شبیه پاندا شده بود) عصبی بیرون میرود، برق قطع میشود و کمی بعد او را پیدا میکنند با گلوی بریده و بدنش به درِ پاسیوی ایوان برخورد میکرد. قاتل کیست؟ آنچه دنبال آن میآید یک مطالعه شخصیتِ شلوغ و مملو از ناسزاست روی دستکم شش زن که خیلی زود شروع به مظنونپنداشتن همدیگر میکنند. دو نفر از آنها عاشق یکدیگرند، سومی تازه وارد رابطه است و یکی دیگر دوستپسر کنجکاوی را همراه آورده است. بذرهای اختلاف از همان ابتدا کاشته میشوند.
گاهی دیالوگها واقعاً بامزه و تیز هستند و تحلیل پرداختشدهای از این جوانان سطحی و زننده ارائه میدهند و به خوبی روی پوچی و بیاعتمادی آنها بازی میکنند. اما خیلی وقتها زبان به سطح کودکانه و کمعمق میرسد. استفاده از الفاظ رکیک در مواقعی میتواند جواب بدهد، اما وقتی اینقدر تکرار شود، تأثیرش را از دست میدهد و اینجا نزدیک به هیستریک میشود—نه به شکلی تهدیدآمیز. بازیگری اما داستان دیگری است؛ ضعیف است. واقعاً هیچکدام از بازیگران کاری نکردهاند که بخواهند نگران فصل جوایز باشند. این حیف است، چون کمی دقت بیشتر در انتخاب بازیگران میتوانست فیلم را ارتقاء دهد، بهویژه که پایان آن واقعاً بامزه است. گاهی طراحی صحنه حسِ خفقانآوری ایجاد میکند که با شرایط جوی تقویت میشود، اما افسوس که این امر ضعفِ اجراها را جبران نمیکند و من از سینما دستخالی و بیتأثیر بیرون آمدم.
«Bodies Bodies Bodies» پر از شخصیتهای نوروتیک، خودخواه و آزاردهنده است که حتی وجود قاتل در میانشان را هم خستهکننده و اذیتکننده میکند. تمام مدت نمایش درگیر این بودم که چرا این فیلم اینقدر نقدهای مثبت گرفته است. داستان تا حدود نصف فیلم شکل نمیگیرد و مخاطب باید ۴۵ دقیقه جوانان بیستوچندساله را ببیند که غر میزنند، بوسوبغل میکنند و از اینکه جهان دور آنها نمیچرخد گله دارند. دیالوگهای ضعیف آنقدر بدند که آدم شک میکند واقعاً نوشته شدهاند یا بداههاند. متأسفانه وقتی اجساد شروع به افتادن میکنند، حتی معمای قاتل هم در برابر غرغرها و افشاگریهای این بچههای خودشیفته پسزمینه میشود. در مقطعی فیلم تلاش میکند مقتولین را مطابق ترتیب بازی بکشد، اما حتی خود شخصیتها هم این توضیح را قبول ندارند. بازیگران در نشاندادن گروهی از نارسیستهای نابالغ در موقعیتهای پراسترس قانعکنندهاند، اما تا سه دقیقه پایانی خسته و ناامید بودم؛ پیچش نهایی منحصربهفرد و سرگرمکننده بود اما ارزش یکساعت و نیم تحمل آن آشغالها را نداشت.
«Bodies Bodies Bodies» کمی مرا غافلگیر کرد. اوایل فکر نمیکردم به لذتی منجر شود، اما تا پایان از آن لذت بردم. داستان خوب است و پیچشها رضایتبخشاند. بازیگران هم عالیاند؛ همه روی پرده برایم کارساز بودند. آماندلا استنبرگ، ماریا باکالوا و ریچل سنوت برجستهاند، و مایها'لا، چیس سویی واندرز، پیت دیویدسون و لی پیس هم فاصله زیادی ندارند. نقشها شاید عالی نباشند، اما بازیگران آنها را ارتقاء دادهاند. ۹۴ دقیقه زمان ایدهآل فیلم است؛ طولانیتر میشد ممکن بود کشدار شود. البته فیلم بینقص نیست—برای مثال بعضی دیالوگها کیفیت پایینی دارند—اما از نظر سرگرمی، آنچه میخواستم دریافت کردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران