«سرانجام جایی برای خود پیدا کرده بود، و حالا در معرض خطر است!»
چهارمین فیلم بلند کارگردان نیوزیلندی تایکا وایتی. همه فیلمهای او را دوست داشتم جز فیلم قبلیاش که هرچند عنوان معروفی بود و جهانیان آن را پسندیدند، اما برای من اینطور نبود؛ بنابراین به نظر من این فیلم بازگشتی عالی پس از آن mockumentary ارزانقیمت درباره خونآشامهاست. مطمئن بودم که این فیلم نماینده نیوزیلند...
«سرانجام جایی برای خود پیدا کرده بود، و حالا در معرض خطر است!»
چهارمین فیلم بلند کارگردان نیوزیلندی تایکا وایتی. همه فیلمهای او را دوست داشتم جز فیلم قبلیاش که هرچند عنوان معروفی بود و جهانیان آن را پسندیدند، اما برای من اینطور نبود؛ بنابراین به نظر من این فیلم بازگشتی عالی پس از آن mockumentary ارزانقیمت درباره خونآشامهاست. مطمئن بودم که این فیلم نماینده نیوزیلند در اسکار خواهد شد و از اینکه در فهرست اولیه آکادمی نبود، ناامید شدم. به هر حال نیازی به چنین برچسبی ندارد؛ واقعاً فیلم شگفتانگیزی است که برای همه مناسب است، هرچند موضوعش بهطور غیرمستقیم محتوای بزرگسالانه و صحنههایی از خشونت مثل کشتن حیوانات وحشی دارد؛ بنابراین با رضایت والدین بچهها هم میتوانند آن را ببینند.
تماشای فیلم شما را عیناً به آن مکان میبرد؛ طوری که دوست ندارید تعطیلاتتان در طبیعت بکر نیوزیلند تمام شود. این چیزی نیست که در «ارباب حلقهها» دیدید که با ترفندهای کامپیوتری دگرگون شده بود؛ این خام و زیباست، شبیه جنگل تاسمانی در فیلم «شکارچی».
داستان دربارهٔ پسر یتیمی به اسم ریکی بیکر است که دردسرساز است. بالاخره خانوادهای دورافتاده او را به فرزندخواندگی میپذیرد و پس از گذشت سختیهای اولیه کمکم به زندگی جدید عادت میکند. اما وقتی یکی از اعضای خانواده جدیدش میمیرد، خدمات حمایت از کودک میخواهد او را بازپس بگیرد. همینجا همه چیز آغاز میشود، چون او بالاخره مکانی یافته که به آن متعلق است و حالا میخواهند آن را از او بگیرند. اعتراض او که از یک اشتباه سرچشمه میگیرد، بعدها به خبر ملی تبدیل میشود. سرنوشت او و اطرافیانش در ادامهٔ فیلم روایت میشود.
«گاهی در زندگی انگار راه فراری نیست؛ مثل گوسفندی که در ماز طراحیشدهٔ گرگها گرفتار شده باشد.»
ریکی به فیلمها وسواس دارد؛ همیشه دربارهٔ آنها حرف میزند و وضعیت واقعیاش را با صحنههایی از فیلمهایی که دیده و تحسین کرده مقایسه میکند. بهخصوص دربارهٔ گانگسترها؛ فکر میکنم این تأثیر باعث شد تا او تا این حد سرکشی کند، کنار همهٔ مشکلاتش در یتیمخانه. این فیلم بر اساس کتابی به نام «Wild Pork and Watercress» است و من از نویسنده برای خلق شخصیتی مثل ریکی قدردانی میکنم. فیلمنامهٔ تایکا وایتی مثل همیشه عالی است؛ با حمایت گروه تولید و بهویژه بازیگر نقش ریکی و همچنین سام نیل در نقشی مهم.
در درجهٔ اول فیلمی مفرح است، هرچند موضوع مناقشه بین خدمات حمایت از کودک و یک بچه را هم نشان میدهد. در نوع خود تا حدی شبیه «پادشاهی مهتاب» وس اندرسن است اما بدون امضای او؛ پس از مقدمه، داستان کمی بیهدف بهنظر میرسد. پیشبینی صحنهها آسان نیست، اما تا حدودی پایان را حدس میزنیم — یا خوشختمانه یا غمناک، یا شاید هر دو. در مجموع فیلم مخاطب را در حالت حدسزدن نگه میدارد و همراه با خنده لحظات خوبی از سرگرمی فراهم میکند.
فیلم جذاب و رضایتبخش است، بهویژه اگر از مناظر وحشی و سرسبز خوشتان میآید نباید آن را از دست بدهید. روایت در فصلها تنظیم شده که شاید لازم نبود، اما همین بخشبندی کمک میکند هر بخش و تمرکزش بهتر درک شود؛ فکر میکنم این تأثیر مستقیم منبع اصلی داستان است.
کارگردان اکنون در مسیر بزرگی قرار دارد و در هالیوود فیلم ابرقهرمانی میسازد — فیلم سوم «ثور» که او را برای دومین بار پیاپی با سام نیل همراه میکند. منتظرم ببینم که آیا از عهدهٔ این چالش بزرگ برمیآید یا نه؛ اگر موفق شود، پس از پیتر جکسون، او هم میتواند به جمع کارگردانان برجستهٔ نیوزیلند راه یابد. در این بین توصیه میکنم این فیلم را ببینید.
امتیاز: 8/10
---
نیوزیلند تاریخچهٔ طولانیای از فیلمهای عجیب و خوشطعم دارد و «شکار برای آدمهای وحشی» افزودنی بسیار خوب به این مجموعه است. این فیلمِ 2016 نوشته و کارگردانی تایکا وایتی با بازی سام نیل و جولیان دنیسون هنگام عرضه موفقیت بزرگی بود؛ با بودجهٔ 2.5 میلیون دلاری، حدود 23.2 میلیون دلار فروخت و مخاطبان سراسر جهان را سرگرم کرد.
خلاصهٔ داستان: ریکی پسربچهای سرکش شهری است که ناگهان همراه با عموی بداخلاق و تندمزاجِ فرزندخواندهاش در جنگلهای نیوزیلند در حال فرار میافتد. یک جستجوی سراسری به راه میافتد و آنها مجبور میشوند اختلافاتشان را کنار بگذارند و برای بقا با هم همکاری کنند.
شنیدن لهجهٔ نیوزیلندی روی پردهٔ سینما و طنز ویژهٔ نیوزیلندی بارها لبخند را بر لبانم آورد. سام نیل از دیرباز از بازیگران موردعلاقهام بوده و در نقش عموی زمخت بسیار خوب عمل میکند؛ جوهرهٔ کشاورز و آدم جنگلی نیوزیلند را بهخوبی به تصویر میکشد.
جولیان دنیسون هم خیلی بامزه است و برای سن کمش ضربآهنگ کمدی بسیار خوبی دارد که منجر به لحظات پرخندهٔ فراوانی میشود، چه در کشمکشهای کلامی و چه در طنز فیزیکی. شیمی او و نیل بسیار دلنشین است.
البته موضوع دو نفر با شخصیتهای متضاد که کنار هم افتادهاند چیز تازهای نیست، اما آنچه این فیلم را متفاوت میکند چاشنی نیوزیلندی آن است. بازیگران و شخصیتهای مکمل این حس را بهخوبی منتقل میکنند.
فیلمی خوشساخت و پُر از لحظات خندهدار است که مطمئناً لبخند به لبتان میآورد.
---
تماشای بسیار خوب؛ دوباره هم میبینم و توصیه میکنم.
هشدار: صحنهٔ ناراحتکنندهای با سگ در فیلم وجود دارد.
جولیان دنیسون («ددپول 2») و سام نیل («پارک ژوراسیک») اجرای شگفتانگیزی از دو آدم بدخلق و کمدوست را ارائه میدهند که عمداً در طبیعت گم شدهاند.
برای کلیشهٔ «بچهٔ فرزندخوانده» این فیلم تقریباً همه چیز را دارد. من از تلاشی که برای شبیهسازی «آپ!» کرده خوشم نیامد و این کمی نظر من را تلخ کرد. فیلم آغاز میشود و بین درام و کمدی بالا و پایین میرود.
خواهید خندید، خواهید گریست؛ عشق خانوادگی، عشق رمانتیک، صحنههای اکشن و خندههای فراوان در انتظار شماست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران