داستان در سال ۱۸۸۸ می گذرد که در آن زمان سرخپوستها از زمین هایشان رانده شده اند و در این دوران چرای حیوانات در سراسر کشور امری قانونی است. باس (رابرت دووال) و چارلی (کوین کاستنر) آدمهای چندان درستکاری نیستند و گذشته ای تیره و تار دارند. باس یک گله دار سرسخت است که آسیب پذیری درونش را پنهان می کند و آرزوی یک زندگی امن و آرام را دارد. چارلی مدت ده سال است که با باس همراه می باشد و از نظر او، باس نه تنها رئیس او بلکه الگویش نیز هست…
داستان در سال ۱۸۸۸ می گذرد که در آن زمان سرخپوستها از زمین هایشان رانده شده اند و در این دوران چرای حیوانات در سراسر کشور امری قانونی است. باس (رابرت دووال) و چارلی (کوین کاستنر) آدمهای چندان درستکاری نیستند و گذشته ای تیره و تار دارند. باس یک گله دار سرسخت است که آسیب پذیری درونش را پنهان می کند و آرزوی یک زندگی امن و آرام را دارد. چارلی مدت ده سال است که با باس همراه می باشد و از نظر او، باس نه تنها رئیس او بلکه الگویش نیز هست…
نمیروم پیش خالقم بدون اینکه اسم واقعیات را بدانم.
از نظر خودم، «اوپن رینج» یک کلاسیک مدرن از ژانر وسترن است که دیدن دوبارهاش را تاب میآورد. شاید تاریخنویسان وسترن آن را بیعیب ندانند و بعضی جزئیات مثل کلاهها یا تأثیر اسلحه را نقد کنند، اما واقعاً سزاواریم که اثری ژانری را در این دوران بپذیریم که آشکارا با عشق و احترام توسط کارگردان ساخته شده...
نمیروم پیش خالقم بدون اینکه اسم واقعیات را بدانم.
از نظر خودم، «اوپن رینج» یک کلاسیک مدرن از ژانر وسترن است که دیدن دوبارهاش را تاب میآورد. شاید تاریخنویسان وسترن آن را بیعیب ندانند و بعضی جزئیات مثل کلاهها یا تأثیر اسلحه را نقد کنند، اما واقعاً سزاواریم که اثری ژانری را در این دوران بپذیریم که آشکارا با عشق و احترام توسط کارگردان ساخته شده است.
داستان بهطور ساده روایتِ تلاش ضعیفترها برای ایستادن در برابر ثروتمندان ستمگر است، اما نقطۀ قوت فیلم شخصیتهایی هستند که بهطرز جذابی پرداخته شدهاند. در زمان کوتاهی، کوین کاستنر موفق میشود ما را در زین شخصیتهای اصلی بنشاند؛ ما این آدمها را بدون شناخت کامل درک میکنیم که خود موفقیتی قابل توجه است. فیلم آنها را آنقدر پرورده میکند که به قصه عمق بدهد بدون اینکه بیننده را خسته کند، و تازه در پردهٔ پایانی متوجه میشوید با یک وسترن بسیار انسانی و صادقانه همراه بودهاید.
بازیگران اغلب عالیاند؛ رابرت داوال و کوین کاستنر بهعنوان دو نقش اصلی با هم تعاملِ پخته و جهاندیدهای دارند، و آنت بنینگ در نقش زن برجسته، تجسم زیبایی و قاطعیت است. متأسفانه مایکل گامبون بهعنوان دشمنِ داستان نهتنها کماستفاده است بلکه تا حدودی ناامیدکننده ظاهر میشود؛ چنین بازیگری میتوانست در این نقش متعادلتر و بجاتر بازی کند. کمی تعجبآور است که کاستنر از توان گامبون بیشتر بهره نبرده است.
این فیلم تجربهای شگفتانگیز است که هم تشویق و هم هورا و سوت تماشاگر را برمیانگیزد، و از نظر تولید در سطح بالایی قرار دارد. برخی نماها خیرهکنندهاند، قاببندیِ نماهای بسته که کاستنر بهکار میبرد بسیار ماهرانه است، و صحنۀ درگیری پایانی یکی از بهترین تکدرگیریها در تاریخ وسترنها بهشمار میآید. در مجموع، این اثرِ مدرن بهخوبی میتواند در کنار بهترینهای دوران طلایی ژانر قرار گیرد.
این فیلم بهطرزی متین زمان میگذارد و شخصیتها را با نکات دقیق و پخته معرفی میکند؛ فضایش حسِ دوران غرب قدیم را منتقل میکند و گویش شخصیتها باورپذیر است. تنش بهتدریج بالا میرود و اکشن عمدتاً برای پردهٔ آخر نگه داشته شده است؛ کسانی که به برشهای سریع و هیجان مداوم نیاز دارند ممکن است آن را کُند بیابند، اما بینندگانی که با نگاهی بالغتر دنبال واقعگرایی و شخصیتپردازی تدریجی هستند، از فیلم لذت خواهند برد. درونمایهٔ فیلم این است که وسترنهای واقعی بهدنبال خشونت نیستند، اما گاهی لازم است برای عدالت ایستادگی شود، حتی اگر قانون محلی فاسد و خریدنی باشد.
داستان فیلم اینطور پیش میرود که چوپان محلی، «باکستر»، با گلهچرهای آزاد مشکل دارد؛ وقتی یکی از همراهان (موز) به شهر میرود و بازنمیگردد، بقیه برای یافتن او میروند و با آزار و خشونت روبهرو میشوند. کلانمالکی که قدرتش را سالهاست با سرکوب بنا کرده، شهر را تحت نفوذ دارد و حتی کلانترها را هم برای حفظ سلطهاش به کار میگیرد. وقتی میان کارلی (کاستنر) و سو (آنت بنینگ) علاقهمندی شکل میگیرد، گذشتن و رفتن از قضیه دیگر گزینهٔ سادهای نیست. برای حفظ خود، گله و دوستانشان، مردان قدیمی مجبور میشوند مهارتهای تفنگزنیشان را باززنده کنند. کاستنر هم پشت دوربین و هم جلوِ آن خوب عمل کرده و همراه با تصویربرداری زیبا، وسترنی کلاسیک و موزون ارائه میدهد؛ داوال در نقش «باس» با پیوستگی و اعتدال نقش را میآفریند و بنینگ نیز بازیِ سنجیده و کمتعجّلی دارد که به عمق داستان میافزاید. گامبون در ابتدا آنچنان قانعکننده نیست، اما با نزدیکشدن فیلم به نقطۀ اوج، عملکردش بهتر میشود و ده دقیقهٔ پایانی بهخوبی تنش انباشتهشده را رها میکند. فیلم کمی طولانی بهنظر میرسد، اما اثری شایسته و تماشایی است که ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران