فیلم در دوازده پرده نشان مى دهد كه چطور « نانا » ( كارینا ) در نتیجه ى بى پولى, ابتدا گه گاهى و سپس به طور منظم به خیابانگردى مى پردازد، عاشق مى شود، شروع به ارزیابى مجدد زندگى اش مى كند و ...
فیلم در دوازده پرده نشان مى دهد كه چطور « نانا » ( كارینا ) در نتیجه ى بى پولى, ابتدا گه گاهى و سپس به طور منظم به خیابانگردى مى پردازد، عاشق مى شود، شروع به ارزیابى مجدد زندگى اش مى كند و ...
«Vivre sa vie» چهارمین فیلم بلند ژان-لوک گدار است. قهرمان فیلم، نانا (آنا کارینا)، دختری جوان پاریسی است که شاید چندان باهوش نباشد، اما پرزندگی و بسیار زیباست. او از راه کار در یک فروشگاه صفحهفروشی زندگیاش را نمیگذراند و در تحقق رویاهایش برای ورود به سینما ناموفق است، بنابراین به تنفروشی روی میآورد. قانون فرانسه پس از جنگ تنفروشی را با ضوابطی مجاز میدانست...
«Vivre sa vie» چهارمین فیلم بلند ژان-لوک گدار است. قهرمان فیلم، نانا (آنا کارینا)، دختری جوان پاریسی است که شاید چندان باهوش نباشد، اما پرزندگی و بسیار زیباست. او از راه کار در یک فروشگاه صفحهفروشی زندگیاش را نمیگذراند و در تحقق رویاهایش برای ورود به سینما ناموفق است، بنابراین به تنفروشی روی میآورد. قانون فرانسه پس از جنگ تنفروشی را با ضوابطی مجاز میدانست و فیلم در بخشی شبیهِ مستند آن قوانین را توضیح میدهد. نانا که میخواهد مطابق خواستههای خود زندگی کند، ابتدا گمان میکند این شغل جدید او را از دغدغهها رها کرده است. اما آزادیِ او از فقر از طریق تنفروشی در عمل او را در معرض قید و بندهای تازهای قرار میدهد که روسپیگرد و مشتریانش تحمیل میکنند. فیلم که به دوازده تابلو تقسیم شده و گذارهایش به سیاهی هرچه بیشتر تند میشود — که یک منتقد آن را به تندتر شدن نفس کشیدن تشبیه کرده — ما را به یکی از تکاندهندهترین پایانهایی میرساند که دیدهام.
این فیلمی برجسته و کمنقص است. در ۸۵ دقیقه دقیقاً به اندازهای که داستان لازم دارد زمان میبرد و هیچ لحظهای اضافی به نظر نمیرسد. همه عناصر بهخوبی کنار هم قرار گرفتهاند، حتی آنچه بهظاهر باید زائد باشد؛ حتی خصلت اغراقآمیز نویسنده/کارگردان هم در خدمت کل اثر قرار گرفته است. در اوایل فیلم نانا برای دیدن فیلم صامت ۱۹۲۸ کارل درایر «La Passion de Jeanne d'Arc» به سینما میرود، که این تنها یک ادای احترام تصنعی به سینمای گذشته نیست، چنانکه در برخی آثار موج نو دیده میشود. نانا در کافه با یک فیلسوف مسن صحبت میکند؛ او در واقع فیلسوف واقعی بریس پارن است و دیالوگش از نوشتههای خودش گرفته شده است، و بااینحال این صحنهها سطحی و روشنفکربازانه نیستند. بالعکس، این بخشها به باورپذیرتر شدن شخصیت نانا کمک میکنند: نه چندان باهوش و کمسواد، زنی که سالها پیش از آغاز فیلم نیز روابط جنسی و سبک زندگی نسبتاً آزادی داشته، اما حسی قوی نسبت به وجود چیزهای بیشتر در زندگی در او هست.
قابلباور بودن نانا بیش از همه مرهون بازی استادانه آنا کارینا است. وقتی درباره فیلمهای گدار صحبت میشود و او از سوی برخی محافل مورد انتقاد قرار گرفته، ممکن است این گمان پیش بیاید که کارینا تنها دختری زیبا بوده و بدون استعداد خاص صرفاً بهخاطر ظاهر و خارجیبودنش گدار را مجذوب کرده است. اما بازیگر دانمارکی در اینجا تصویری کاملاً باورپذیر از یک دختر سطحی پاریسی ارائه میدهد که بهسادگی از هنر احساساتی تحتتأثیر قرار میگیرد.
این، ژان-لوک گدار در اوج تجربهگرایی سینمایی است: فیلمی درخشان سرشار از ایدههای نو برای اوایل دهه شصت. چه چیز دیگری میتوان گفت؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران