رادیواکتیو ، فیلمی بیوگرافی و خانوادگی محصول سال ۲۰۱۹ با هنرنمایی رزمند پایک میباشد. داستان این فیلم که در قرن بیستم در جریان است ، زندگی علمی و شخصی ماری کوری که یک دانشمند لهستانی میباشد به همراه پیر کوری را به تصویر میکشد و همچنین اکتشافات آنها در طول زندگیشان را مرور میکند و…
رادیواکتیو ، فیلمی بیوگرافی و خانوادگی محصول سال ۲۰۱۹ با هنرنمایی رزمند پایک میباشد. داستان این فیلم که در قرن بیستم در جریان است ، زندگی علمی و شخصی ماری کوری که یک دانشمند لهستانی میباشد به همراه پیر کوری را به تصویر میکشد و همچنین اکتشافات آنها در طول زندگیشان را مرور میکند و…
کمی درباره خودم: من همیشه آدمی علمی بودهام. مدرک کارشناسیارشد مهندسی الکترونیک و مخابرات دارم و همواره کنجکاو بودهام که چیزها واقعاً چگونه کار میکنند. از طرفی طرفدار چندان پروپاقرص فیلمهای زندگینامهای نیستم؛ چون این ژانر اغلب قالبهای کلیشهای دارد و قصهگویی خلاق در آن کم به چشم میخورد. بنابراین معمولاً این فیلمها را با یک پرسش بررسی میکنم: «بعد از تماشای فیلم، آیا درباره...
کمی درباره خودم: من همیشه آدمی علمی بودهام. مدرک کارشناسیارشد مهندسی الکترونیک و مخابرات دارم و همواره کنجکاو بودهام که چیزها واقعاً چگونه کار میکنند. از طرفی طرفدار چندان پروپاقرص فیلمهای زندگینامهای نیستم؛ چون این ژانر اغلب قالبهای کلیشهای دارد و قصهگویی خلاق در آن کم به چشم میخورد. بنابراین معمولاً این فیلمها را با یک پرسش بررسی میکنم: «بعد از تماشای فیلم، آیا درباره شخصیت یا رویدادی که او را مشهور کرده، چیز بیشتری یاد گرفتهام؟» نکتهای که در هر فیلمی اهمیت دارد و در این ژانر پررنگتر است، بازیگری است که نقش اول را اجرا میکند.
در این فیلم، رزاماند پایک نقش درخشان ماری کوری را بر عهده دارد. اگر یک عنصر بیچونوچرای تحسینبرانگیز در این اثر باشد، آن اجرای برجسته پایک است. من از شخصیت واقعی ماری آگاهی شخصی ندارم تا بتوانم میزان وفاداری پایک به جنبههای شخصیتی او را ارزیابی کنم، اما دامنه احساسی چشمگیر او بیشک شانس نامزدی در فصل جوایز را برایش افزایش میدهد. پایک در انتخاب بیانها و شدت احساسات همیشه گزینهای همدلانه و منطبق با کاراکتری که بازی میکند را برمیگزیند.
شیم رِیلی با پایک شیمی بسیار خوبی دارد و چند لحظه واقعاً پرشور و دیالوگهای بامزه ارائه میدهد. آنیا تیلور-جوی (در نقش ایرِن کوری) که یادم رفته بود در فیلم حضور دارد، همیشه دیدنش لذتبخش است و در اینجا هم یک سورپرایز خوشایند است. اما فیلم آنقدر بر محوریت شخصیت اصلی متمرکز است (که باید هم همینطور باشد) که سایر شخصیتها و بازیگران، بهجز نقش اول، تقریباً فراموششدنی میشوند (که ایرادی هم ندارد). از نظر فنی باید از گریمورها تمجید کنم؛ آنها بهخوبی پایک را در طول زمان پیرتر نشان میدهند. موسیقی اِوگوئنی و ساشا گالپرین ساده اما دلنشین است و چند سکانس را کمی ارتقاء میدهد.
متأسفانه «رادیواکتیو» بیش از چند ایراد جزئی دارد. بزرگترین مشکل من نحوه چینش رویدادهاست. بعید میدانم اغلب تماشاگران این فیلم را با این امید ببینند که روابط شخصی ماری کوری را بیشتر بشناسند؛ فیلم دقیقاً در ژانر درام رمانتیک نمیگنجد. با توجه به کشفیات او، من بسیار مشتاق بودم بدانم دقیقاً چگونه به کشف رادیواکتیویته رسید؛ طبیعتاً انتظار ندارم فیلم به یک درس شیمی خیلی جزئی تبدیل شود، اما مارژان ساتراپی بسیاری از لحظات مهم را شتابزده رد میکند یا اصلاً به آنها نمیپردازد. اولین نتیجه مهم ماری چنان عادی و سرسری به مخاطب ارائه میشود که اهمیت واقعی آن بهخوبی منتقل نمیشود.
چند سکانس انیمیشنی بصری جذاب هست که فرآیندهایی را توضیح میدهند، اما باز هم بسنده نیست و مایوسکننده است. حالا دهها سؤال برایم باقی مانده که امیدوار بودم فیلم پاسخ دهد اما نکرد. تدوین (استفان روش) طوری انجام شده که گاهی انگار دو فیلم کاملاً متفاوت را تماشا میکنم. نمیدانم این ایده از خود ساتراپی بوده یا از جک ثورن (فیلمنامهنویس)، اما نمایش رویدادهای آینده (عمدتاً تلخ) که مستقیماً به اکتشافات ماری مربوطند، برایم کار نکرد. معمولاً در اینگونه فیلمها پس از تیتراژ توضیحاتی درباره سرنوشت واقعی وقایع داده میشود؛ در اینجا انگار آن اطلاعات برداشته شده و بهطور تصادفی در سرتاسر فیلم پخش شدهاند.
تمرکز فیلم بیش از حد بر زندگی شخصی قهرمان بوده و توازن میان آن و آزمایشهای تحولآفرینش از بین رفته است. به پرسش پیشین پاسخ میدهم: من درباره ماری کوری چیزهای بیشتری یاد گرفتم، اما نه درباره آنچه واقعاً میخواستم درباره کارها و روش علمی او بدانم. در نهایت این زندگینامه حس میشود که شایسته میراث او نیست. برای مثال، پرداختن به اکتشافات او آنقدر سریع و گذراست که حتی دلایل نامگذاری عناصر جدید را هم توضیح نمیدهد. بهطور کلی، شایسته نیست که این فیلم بهعنوان بیوگرافی زندگی یک دانشمند بزرگ دیده شود.
خلاصه: «رادیواکتیو» با اجرای فوقالعاده رزاماند پایک در نقش ماری کوری درخشان است، اما کارگردان (مارژان ساتراپی)، فیلمنامهنویس (جک ثورن) و تدوینگر (استفان روش) از خلق یک روایت ساختارمند موفق بازماندهاند؛ اکتشافات و آزمایشهای علمیِ برجسته را یا شتابزده پشت سر میگذارند یا نادیده میگیرند. ترکیب پراکنده رویدادهای آینده با داستان اصلی نه تنها لحن و ریتم فیلم را میشکند، بلکه تجربه تماشا را ناآرام میکند. زندگی شخصی او همیشه جذاب بوده، اما کاری که او انجام داد و چگونگی انجامش دلیل اصلی است که مردم میخواهند این فیلم را ببینند؛ برای آشنایی بیشتر با سهم او در جهان امروز. متأسفانه میراث کوری در قالب یک بیوگرافی کلیشهای و محدود به فرمولهای ژانر خلاصه شده است. موسیقی شستهرفتهٔ برادران گالپرین و چند سکانس انیمیشنی چشمنواز اندکی فیلم ناامیدکننده را ارتقاء میدهند…
امتیاز: C+
«رادیواکتیو» نمیداند میخواهد چه باشد — یک بیوپیک، یک درام دورهای، یا یک تأمل فمینیستی درباره نقش زنان در عرصههای تحت سلطه مردان — و هرچند فیلم میتواند همگی آنها باشد، فیلمنامه شکننده فعلی از پس همه اینها برنمیآید. آنچه برای تماشاگران میماند یک بیوپیک نیمهتمام دیگر است که بهسادگی در آرشیو پخش سرویسهای استریم دفن خواهد شد، و این سرنوشتش تا حدی سزاوار است. یاد و خاطره یکی از بزرگترین زنان علم — و نیز اجرای رزاماند پایک — سزاوار بهتر از این هستند.
- اشلی ترزا
ماری کوری اولین فردی بود که دو بار جایزه نوبل را برد، و بیگمان میراث او — همراه با همسر و دخترش — چیزی بوده که هنگام پیشنهاد نقش برای رزاماند پایک جذابیت داشته است. متأسفانه محصول نهایی انصاف چندانی به این زن پیشگام نمیکند. فیلم تلاش میکند چالشهای او بهعنوان یک دانشمند را با مشکلاتی که بهعنوان یک زن در دنیای مردانه داشته، و غرایز رقابتی شدیدش را با عشق عمیقش به همسر و خانوادهاش جمع کند؛ اما در پایان نتوانسته تأثیرگذاری ایجاد کند. شیم رِیلی برای ایفای نقش مقابل این شخصیت قوی و مصمم چندان سنگینوتوانمند نیست و اگرچه پایک کارآمد است، دیالوگهای زیادی دارد که تأثیر لازم را نمیگذارند. نورپردازی و ریتم فیلم با هم در کشمکشاند تا ببینند کدامیک میتوانند خستهکنندهتر باشند و فیلم هرگز واقعاً به حرکت نمیافتد. ایده وارد کردن آثار نهایی نظریات آنها در خط داستان (مثل بمب هیروشیما) جالب بود، اما اجرا ضعیف و بیقدرت است. از نظر فنی فیلم قابلقبول بهنظر میرسد؛ لباسها و صحنهها خوب تحقیق و اجرا شدهاند، اما اینها برای جرقهزدن این درام سنگین و پرحرف کافی نیست. داستانی که اگرچه در 1943 با بازی گرِر گارسون شاید مؤثرتر روایت شده بود، اینجا به شکل استاندارد و تلویزیونیای درآمده که بهزودی فراموش خواهد شد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران