بیوگرافی
هیپولیت ژیاردو (زادهٔ فردریک ژیاردو؛ ۱۰ اکتبر ۱۹۵۵) بازیگر، کارگردان و فیلمنامهنویس فرانسوی است.
هیپولیت ژیاردو که فردی گوشهگیر بود، تصمیم داشت تصویرگر شود. او رویای کار بهعنوان طراح تولید در صحنهٔ فیلم را در سر میپروراند و در آزمون ورودی آرت دکو شرکت کرد. در آنجا پیشنهادی برای ساخت مجموعهای...
هیپولیت ژیاردو (زادهٔ فردریک ژیاردو؛ ۱۰ اکتبر ۱۹۵۵) بازیگر، کارگردان و فیلمنامهنویس فرانسوی است.
هیپولیت ژیاردو که فردی گوشهگیر بود، تصمیم داشت تصویرگر شود. او رویای کار بهعنوان طراح تولید در صحنهٔ فیلم را در سر میپروراند و در آزمون ورودی آرت دکو شرکت کرد. در آنجا پیشنهادی برای ساخت مجموعهای از فیلمهای کوتاه به او شد که در کارگاهی با گروهی از نوجوانان حومهٔ شهر کار کند. حتی اگر اولین حضورش روی پردهٔ نقرهای بهعنوان پسر بازیگر کلود ریچ در «همسر جان» ساختهٔ یانیک بلون بود، که دوستی مادرش بود، او هنوز قصد بازیگر شدن نداشت و به گرفتن مشاغل مختلف پیشنهادی ادامه داد.
هیپولیت ژیاردو در حین فیلمبرداری «سرنوشت ژولیت» (۱۹۸۳) ساختهٔ آلین ایسرمن، و باز هم با همان کارگردان برای «معشوقِ باشکوه»، به بازیگری علاقهمند شد. او اولین شناختهشدگی حرفهای را زمانی کسب کرد که در سال ۱۹۸۵ برای «لِ بن پلِزیِر» نامزد دریافت جایزهٔ بازیگر نویدبخش شد و به ادامهٔ کار با گدار («نام کوچک: کارمن») و دیگر پروژههای سینمایی پرداخت، بهویژه در «فورت سگان» و «ژان دو فلورتِ دوم» که در آن نقش معلم مدرسهای را بازی میکند که عاشق امانوئل برآ میشود. تحسین سینماییاش در سال ۱۹۹۰ با «دنیایی بدون ترحم» بهدست آمد، نگاهی مایوسکننده به جامعه از سوی اریک روشان؛ شخصیت او، هیپو، با یک نسل کامل طنینانداز شد: بهطرز طنزآمیزی بیهدف اما جذاب.
سال بعد، ژیاردو نقش اصلی را در «دور از زندگی» ساختهٔ مارون بغدادی از آن خود کرد، نقش عکاسی که در لبنان گروگان گرفته شده بود. او مظهر فریبندهٔ مرموز بود («پس از عشق»، «عطر ایوُن»)، اما اغلب در آثار کمدی ظاهر میشد: کاملاً دیوانه در «بارژو» و بیکار در «زندهباد جمهوری» (۱۹۹۷) بهکارگردانی همکار نزدیکش اریک روشان.
پس از چند سال کار برای تلویزیون، بازگشتش به سینما با «تانگوی راشفسکی» در ۲۰۰۳ مورد تحسین قرار گرفت. با پیوستن به دنیای سینمایی دسپلشن، هیپولیت ژیاردو اجراهای قابلتوجهی بهعنوان یک تاجر در «بازی در جمع مردان»، وکیل فاسدی درگیر مواد مخدر در «پادشاهان و ملکه» (۲۰۰۴) و شوهر آنِ کنسینی در «یک قصهٔ کریسمسی» ارائه داد. دیگر کارگردانان نامآشنایی که با آنها همکاری کرده عبارتاند از پاسکال بونیتزر و پاسکال فرّان («بانوی چترلی»)، و در ۲۰۰۶ او همزمان در کمتر از شش فیلم حضور داشت و کارنامهٔ بازیگری قدرتمندی داشت. پس از نقشاش بهعنوان پزشکی مشکوک در «جنایت کار ماست»، نقشهایش روزبهروز اصیلتر شد: خویشتنِ دوم جروم کلمنت در «بعداً» اثر آموس گیتای و همدم نانی مورتِریتی در «آشفتگی خاموش». او تجربهای در کارگردانی مشترک با نوبوهیرو سوا برای فیلم «یوکی و نینا» داشت، نگاهی حساس به کودکی که در بخش کارگردانان جشنواره در سال ۲۰۰۹ نمایش داده شد. او به پذیرفتن نقش در فیلمهایی با پیام سیاسی ادامه داد؛ در «دستها بالا» که فاشیسم ایتالیا را در سال ۲۰۶۷ محکوم میکند ظاهر خواهد شد و نقش اصلی کمدی سیاه «آخرین طبقه، چپ چپ» را برعهده میگیرد که در آن نقش یک مأمور اجرای احکام را بازی میکند که در یک مجتمع مسکونی گروگان گرفته شده است؛ هر دو فیلم قرار است در ۲۰۱۰ اکران شوند.
نمایش بیشتر