بیوگرافی
اریک ساوین (زادهٔ دیژون، ۱۴ نوامبر ۱۹۶۴) بازیگر سینما و تلویزیون فرانسوی است.
ساوین از خانوادهای اهل راگبی میآید، که به این معنی بود که بیشتر علاقهمند به یک حرفهٔ ورزشی بود. اما یک اعتقاد قوی او را به پاریس کشاند تا مسیر بازیگری را امتحان کند. او از ۱۹۸۵ تا...
اریک ساوین (زادهٔ دیژون، ۱۴ نوامبر ۱۹۶۴) بازیگر سینما و تلویزیون فرانسوی است.
ساوین از خانوادهای اهل راگبی میآید، که به این معنی بود که بیشتر علاقهمند به یک حرفهٔ ورزشی بود. اما یک اعتقاد قوی او را به پاریس کشاند تا مسیر بازیگری را امتحان کند. او از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸ بهعنوان کارمند بیمارستان در بیمارستان بیشات در پاریس کار میکرد و سپس در آزمون کلاس آزاد مدرسهٔ نمایش کور فلوران قبول شد. در یکی از آزمونهای بازیگری بود که با زاویه دورینگر (نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس و فیلمساز) آشنا شد که هنوز هم با او همکاری میکند.
او در سال ۱۹۸۹ در نمایش Lorenzaccio (نوشتهٔ آلفرد دو موسه) به کارگردانی فرانسیس یوستر، اولین حضور صحنهایاش را تجربه کرد. برتراند تاورنیر در سال ۱۹۹۲ نخستین نقش سینماییاش را به او سپرد، نقش بازپرس لفور در فیلم L.627. او سپس بین تئاتر، تلویزیون و سینما رفتوآمد داشت. نخستین موفقیتهای تئاتریاش با نمایشهای دورینگر مانند La Petite Entaille در ۱۹۹۱ و Sureur در ۱۹۹۷ که در جشنوارهٔ آوینیون ارائه شد، به دست آمد.
در ۱۹۹۳، او در نخستین فیلم بلند دورینگر، La nage indienne (شناي هندی)، در کنار بازیگر کارین ویار نقشآفرینی کرد. سپس چندین نقش مکمل داشت از جمله جوردانو در Emmène-moi (مرا با خود ببر) ساختهٔ میشل اسپینوزا که در جشنوارهٔ بینالمللی فیلم برلین مورد توجه قرار گرفت، و همچنین در Captain Conan دوباره با تاورنیر در ۱۹۹۶، سپس در I Hate Love (J'ai horreur de l'amour) اثر لورانس فِرِیِرا باربوسا در ۱۹۹۷ و در ۱۹۹۸ در فیلم اجتماعی Une minute de silence (یک دقیقهٔ سکوت) که نخستین فیلم فلوران امیلیو سیری بود. او در ۱۹۹۷ دوباره با دورینگر در J'irai au paradis car l'enfer est ici (به بهشت خواهم رفت چون جهنم اینجاست) که فیلمی دربارهٔ گانگسترهاست، همکاری کرد.
او برای اجرای نقش یک پدر مطلقه که دخترش را در فیلم تلویزیونی Vacances volées (یا تعطیلات دزدیدهشده) میرباید، نامزد جایزهٔ Sept d'or شد؛ این فیلم را الیویه پانچو کارگردانی کرده بود. او همچنین با بسیاری از فیلمسازان و کارگردانان از فیلم کوتاه تا بلند همراهی کرده است، مانند لوران فیرود در Les astres (ستارگان) در ۱۹۹۸ و Happenstance (بال زدن پروانه) در ۲۰۰۰، با پیر-اِروان گیوم در Bonne résistance à la douleur (پایداری در برابر درد) در ۱۹۹۹ و L'Ennemi naturel (دشمن طبیعی) در ۲۰۰۴. سپس با لیچه بوخیتین همکاری کرد و در فیلم کوتاه او La Vieille barrière (نردهٔ قدیمی) نقشآفرینی کرد که در ۱۹۹۸ جایزهٔ هیئت داوران جشنوارهٔ کلرمون-فران را برنده شد. نهایتاً در ۲۰۰۲ در فیلم کوتاه مشهوری به نام Squash به کارگردانی لیونل باییو بازی کرد که در چندین جشنوارهٔ جهانی جوایز متعددی کسب کرد، از جمله جایزهٔ بازیگری در کلرمون-فران. لیونل باییو در ۲۰۰۴ نامزد جایزهٔ اسکار در بخش بهترین فیلم کوتاه سینمایی شد. این اجرا باعث شد اریک ساوین در اقتباس سینمایی سال ۲۰۰۶ با عنوان Fair Play نقش اصلی را—نقش رئیس جبّار و وسواسی—برعهده بگیرد که در آن کنار ماریون کوتیار و بنوآ ماژمل ظاهر شد.
نمایش بیشتر