Goodbye June خود را بهعنوان مطالعهای صمیمی دربارهٔ شکنندگی پیوندهای خانوادگی معرفی میکند. کارگردانی حساس و فضاساز کیت وینسلت در کنار اجراهای درخشان بازیگران، کلیشهها را به شخصیتهایی عمیقاً انسانی بدل میسازد. هرچند روایت راههای مرسوم را دنبال میکند، فیلم با تبدیلِ سوگ به یک آزمایشگاه احساسی که درد را تبدیل به مادهٔ خامِ کشفِ آرامش درونی میکند، موفق ظاهر میشود. در پایان این درس...
Goodbye June خود را بهعنوان مطالعهای صمیمی دربارهٔ شکنندگی پیوندهای خانوادگی معرفی میکند. کارگردانی حساس و فضاساز کیت وینسلت در کنار اجراهای درخشان بازیگران، کلیشهها را به شخصیتهایی عمیقاً انسانی بدل میسازد. هرچند روایت راههای مرسوم را دنبال میکند، فیلم با تبدیلِ سوگ به یک آزمایشگاه احساسی که درد را تبدیل به مادهٔ خامِ کشفِ آرامش درونی میکند، موفق ظاهر میشود. در پایان این درس را بهجا میگذارد که مرگ تنها بسته شدن ناگهانی یک کتاب نیست، بلکه فصل پایانیِ زندگیای است که شایسته خواندن است — با شجاعتی که میداند عشق تنها چیزی است که در سکوت ابدی باقی میماند.
امتیاز: B-
وقتی مرگ در کمین است، بسیاری از ما دوست داریم خداحافظیهایمان را مطابق میل خود انجام دهیم؛ حتی اگر زمانبندی با خواستههایمان جور درنیاید. اما چه میشود اگر شرایط طبق میل ما پیش نرود؟ آیا میتوان کاری کرد که «خداحافظیهای خوب» — آنطور که در ترانهٔ پایانی بیان میشود — فراهم شوند؟ این چالش برای خانوادهای از طبقه متوسطِ لندن در اولین تجربهٔ کارگردانیِ بازیگر کیت وینسلت مطرح میشود. جون چِشایر (هلن میرن) درست پیش از کریسمس، زمانی که با سرطان دستوپنجه نرم میکند دچار عارضهای جدی شده و تحت عمل جراحی اورژانسی قرار میگیرد. گرچه او از جراحی جان سالم به در میبرد، پیشآگهی چندان امیدوارکننده نیست و زمان کمی برای مرتبکردن امور و لذت بردن از روزهای باقیمانده دارد. جون که معمولاً سرنوشتش را خودش تعیین میکرد، اینبار در موقعیتی نیست و خانوادهاش باید امور را بهدست بگیرند. با وجود عشق و تمایل به بهترین امور برای جون، به دلایل مختلف آنها در وضعیت روحی مناسبی برای پذیرش این مسئولیت دشوار نیستند. این شرایط نیازمند همکاری همه برای رسیدن به بهترین نتیجه است.
بار مسؤولیت بهویژه بر دوشِ همسر جون، برنی (تیموتی اسپال)، و چهار فرزندش — جولیا (وینسلت)، مالی (آندریا رایزبرو)، هلِن (تونی کالت) و کانر (جانی فلین) — سنگینی میکند. خوشبختانه آنها از همراهان و فرزندانشان کمک میگیرند و یک پرستار سرطانپذیر و دلسوز، انجل (فیسایو آکیناده)، هم مراقبتهای پزشکی و عاطفیِ بیمار و خانوادهاش را برعهده دارد. این گروه بازیگرانِ دقیقاً انتخابشده با ظرافت، اصالت غیرقابل انکار و احساسات صادقانه، داستان را پیش میبرند (دستمالِ کاغذی کنار دستتان باشد)، هرچند که روایت گاهی سطحی و کلیشهای است.
کارگردان تلاش زیادی میکند تا متنِ نسبتاً ساده را بهتر نشان دهد و در بخشهایی هم بهخوبی موفق میشود، اما پیشزمینههای ناپخته، توسعهٔ ناقص شخصیتها، رشتههای داستانی گاه بدیهی و تلاشهای نهچندان موفق برای ایجاد رگههای طنز که فقط گاهی جواب میدهند، مانع از آن میشوند که فیلم بهطور کامل به پتانسیلش برسد. دیدنِ استعدادِ واقعی وینسلت پشت دوربین امیدوارکننده است و بهاحتمال زیاد او در آینده چیزهای بیشتری برای عرضه خواهد داشت؛ اما برای درخششِ کاملِ این تواناییها به متریالی بهتر نیاز دارد. امیدواریم در فرصتی دیگر، با متنی مناسبتر، بتواند بیش از پیش نشان دهد چه کارهایی از دستش برمیآید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران