چشم ماورایی (Eye in the Sky)
از کارگردانهای «گربهای در پاریس»، این فیلم در نیویورک روایت میشود و دربارهٔ پسربچهای با قدرتی خارقالعاده است. اگر آن فیلم را دوست داشتهاید احتمالاً این یکی را هم خواهید پسندید، هرچند کمی ضعیفتر است. این فیلم درباره هنر دزدی نیست؛ بلکه داستان پلیسی است که در پی دستگیری یک تبهکار خطرناک است. دیدن نیویورک بهصورتی که همه به فرانسوی...
چشم ماورایی (Eye in the Sky)
از کارگردانهای «گربهای در پاریس»، این فیلم در نیویورک روایت میشود و دربارهٔ پسربچهای با قدرتی خارقالعاده است. اگر آن فیلم را دوست داشتهاید احتمالاً این یکی را هم خواهید پسندید، هرچند کمی ضعیفتر است. این فیلم درباره هنر دزدی نیست؛ بلکه داستان پلیسی است که در پی دستگیری یک تبهکار خطرناک است. دیدن نیویورک بهصورتی که همه به فرانسوی صحبت میکنند کمی عجیب است، اما از آنجا که فیلم فرانسوی است، تا حدی قابلانتظار بود.
داستان نسبتاً جالب است و شخصیتها خوب طراحی و پرداخته شدهاند. اما بخش اعظم فیلم حول سه نقش اصلی — پسربچه، پلیس و آنتاگونیست — همراه با حضور یک سگ روایت میشود. نقش خبرنگار نیز اندک است. شاید بهتر بود عنوان فیلم «سگی در نیویورک» باشد، اما سگ آنگونه که انتظار میرود در مرکز روایت قرار ندارد. ایده کلی چندان تازه نیست، اما شیوهٔ بیان قصه تفاوت ایجاد میکند؛ میتوان آن را با آثاری مثل «اگر بمانم» مقایسه کرد، با این تفاوت که این بار مسیر به سمت تریلر جنایی کشیده شده است.
در خلاصهٔ داستان: لئو، پسربچهای که بهخاطر بیماری در بیمارستان بستری است، توانایی ترک بدن و نامرئی شدن را دارد و میتواند ظرف مدت معینی سالم به بدن بازگردد. در سوی دیگر، پلیسی درستکار بهدنبال دستگیری تبهکاری است که آرامش شهر را تهدید میکند و پس از حادثهای دچار مشکل میشود. اکنون پلیس و پسرک دستبهدست میدهند تا آخرین نقشهٔ شرور را ناکام بگذارند. مأموریت از پیشبرنامهریزیشدهای برخوردار نیست و نبرد آنها علیه جرم و پیامدهایش، پایان فیلم را رقم میزند.
«گرسنه نیستم. حیف است چون پاستای پدرم بهترین دنیاست.»
فیلم درجهٔ PG دارد و برای همهٔ سنین مناسب اعلام شده است، اما برای بزرگسالان چیز زیادی فراتر از ارائهٔ دیدنی و چشمگیر ندارد — البته این برای همهٔ بزرگسالان صدق نمیکند. طراحی فریمها و تکنیکهای انیمیشنی شبیه فیلم قبلی است. با وجود ویژگیهای مثبت مثل شخصیتها و داستان، در مجموع فیلم نتوانسته کاملاً فراتر برود؛ من همچنان «گربهای در پاریس» را ترجیح میدهم، اما این باعث نمیشود این فیلم بد باشد.
این اثر تا حدودی نسخهٔ ماوراییِ مفهوم «چشم در آسمان» است — نه از نظر فیلمی مشخص، بلکه از لحاظ ایدهٔ استفاده از «دوربین» برای رصد فعالیت مجرمانه. در اینجا پسرک نقش اصلیِ دستگاه ارتباطی را ایفا میکند؛ کسی که روزی میخواهد پلیس شود و در حل جنایت کمک میکند. پایان فیلم میتوانست کمی قویتر باشد؛ بهویژه از منظر پسرک که خاتمهٔ سرنوشتش بهنظر عمدی آمده و افزودن اندکی احساس در پایان میتوانست تأثیر بهتری داشته باشد.
برای طرفداران انیمیشن، فیلم لذتبخش است، هرچند احتمال دارد در پایان همه را راضی نکند. بهطور خلاصه، فیلمی مناسب خانوادهها و کودکان حدوداً دهساله و کوچکتر است: شاید شبیه یک کار کارآگاهی معمولی بهنظر برسد، اما سرگرمکننده است و لحظاتی خوب دارد.
امتیاز: 7/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران