فیلم از طریق فلشبکهایی،علاقه شدید مردی سالخورده به زنی را که نمی تواند متعلق به شخصی باشد را روایت می کند.مرد سالخورده در کافه جزئیات برخورد با او را شرح می دهد و...
فیلم از طریق فلشبکهایی،علاقه شدید مردی سالخورده به زنی را که نمی تواند متعلق به شخصی باشد را روایت می کند.مرد سالخورده در کافه جزئیات برخورد با او را شرح می دهد و...
اندک لذتهای زیباییشناسانهٔ دورانِ پساکد بهاندازهٔ آثار شراکتِ مارلنه دیتریش و یوزف فون استرنبرگ ذهن را وسوسه و ماندگار میکنند، و این فیلم—که خوشبختانه چون از آثارِ موردِعلاقهٔ دیتریش در گنجینهٔ او محفوظ مانده—استثنا نیست. هرچند من شخصاً آثار صامتِ آن استادِ وینی را (نامزدِ دو بارِ اسکار برای «مراکش» و «قطار شانگهای») به آثاری که با این نمادِ سکسی ساخته شده ترجیح میدهم، این...
اندک لذتهای زیباییشناسانهٔ دورانِ پساکد بهاندازهٔ آثار شراکتِ مارلنه دیتریش و یوزف فون استرنبرگ ذهن را وسوسه و ماندگار میکنند، و این فیلم—که خوشبختانه چون از آثارِ موردِعلاقهٔ دیتریش در گنجینهٔ او محفوظ مانده—استثنا نیست. هرچند من شخصاً آثار صامتِ آن استادِ وینی را (نامزدِ دو بارِ اسکار برای «مراکش» و «قطار شانگهای») به آثاری که با این نمادِ سکسی ساخته شده ترجیح میدهم، این حماسهٔ انتقام نیز فوقالعاده است. پارامونت تحت فشار دولتِ اسپانیا که از نحوهٔ تصویرِ پلیس در رمانِ پیر لویی ناخشنود بود، نسخهٔ اصلی را عملاً نابود کرد؛ خوشبختانه نگرانیِ دیتریش از گمشدنِ فیلم باعث شد اثر بهخوبی حفظ شود.
مارلنه دیتریش در نقشِ بازیگوش و مکارِ «کانچا» در این درامِ کمدیِ جسور که در آستانۀ قرن بیستم در اسپانیا میگذرد، در اوجِ توانایی است. لایونل اتویل در نقشِ «پاسکالیتو» ماجرای او را برای جوانِ «گالوان» (سزار رومرو) تعریف میکند؛ از زیبایی و خودخواهیِ او میگوید و هشدار میدهد که باید از او دوری کند. گالوان با قولِ اطاعت از آن هشدار فوراً در تورِ وسوسۀ کانچا گرفتار میشود و هم دوستش و هم در نهایت خودش را به دردسر میاندازد. این برداشت از نقشِ زنِ فتا متفاوت است: کانچا دورو نیست، اما قابلاطمینان هم نیست—با اینحال همانطور بهراحتی دل میرباید که سالها پیش مردانِ دیگر را مسحور کرده بود. چه چیزی در اوست که اینقدر جذاب است و مردان را در برابرِ افسونش ناتوان میکند؟ مانند دیگر همکاریهای استرنبرگ با این بازیگر، دوربین بر حالتها، حرکات و لبخندِ او مکث میکند و از آنها لذت میبرد. نورپردازی طوری است که درخشندگیِ پوست، لبخند و برقِ چشمِ شخصیت را نشان میدهد؛ علائمی که باید هر آدم عاقلی را از او دور نگه دارد (حتی وقتی لباسِ راهبه پوشیده است!). الیسون اسکیتورث در نقشِ مادرِ او خوب ظاهر میشود و حضورِ اندکِ بازیگرانِ دیگر، تمرکز و شدتِ اجرای سه نقشِ اصلی را در حدود هشتاد دقیقهٔ کوتاه اما فشرده افزایش میدهد. رقصِ کانچا از جنسِ افسانههای سینما است (گرچه سانسورها به آن لطمه زدند) و من از دیدنِ این فیلم واقعاً لذت بردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران