در دنیایی از جنگ جادویی ابتدایی ، یک پسر جوان دوباره بیدار می شود تا به جستجوی عرفانی خطرناکی بپردازد تا سرنوشت خود را به عنوان آواتار برآورده کند و صلح را به جهان برساند.
در دنیایی از جنگ جادویی ابتدایی ، یک پسر جوان دوباره بیدار می شود تا به جستجوی عرفانی خطرناکی بپردازد تا سرنوشت خود را به عنوان آواتار برآورده کند و صلح را به جهان برساند.
برندهٔ ۱ جایزهٔ امی ساعات پربیننده — مجموعاً ۹ برد و ۷ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان7
فوقالعاده، عالی و دلنشین...
تقریباً بیست سال بعد هم همچنان پابرجاست. انیمیشن غنی و تاثیرگذار است و بهطرز بینقصی با افکتهای صوتی همخوانی دارد. حتی داستان و طنزها هم مثل شراب کهنه کیفیتشان را حفظ کردهاند. اگر این اثر پیر شده بود و نیاز به تازهسازی داشت، بازسازی منطقی بود، اما چرا تلاش کنیم نقصناپذیری را تقلید کنیم؟ تنها بازسازی پذیرفتنی برای من، یک بازسازی 1:1...
فوقالعاده، عالی و دلنشین...
تقریباً بیست سال بعد هم همچنان پابرجاست. انیمیشن غنی و تاثیرگذار است و بهطرز بینقصی با افکتهای صوتی همخوانی دارد. حتی داستان و طنزها هم مثل شراب کهنه کیفیتشان را حفظ کردهاند. اگر این اثر پیر شده بود و نیاز به تازهسازی داشت، بازسازی منطقی بود، اما چرا تلاش کنیم نقصناپذیری را تقلید کنیم؟ تنها بازسازی پذیرفتنی برای من، یک بازسازی 1:1 با کیفیت انیمیشنی حتی بالاتر است، اما فکر نمیکنم صنعت فیلمسازی نیت صادقانهای برای وفادار ماندن به اثر اصلی در این بازسازیها داشته باشد. کاش بهجای بازگویی دوبارهٔ کاملِ داستان آنگ، ایدهٔ اصلی را دنبال میکردند و داستانی متفاوت در دنیای آواتار تعریف میکردند.
تازه سریال جدید نتفلیکس را دیدم—خوب بود، اما تنها باعث شد دوباره بخواهم این سریال اصلی را تماشا کنم!
هشدار: اسپویلر
بررسی شخصیتها:
شخصیتها خوب پرداخت شدهاند و در طول سریال شاهد رشد و تغییر همهٔ آنها هستیم. آنگ شخصیتی شگفتانگیز است؛ میبینیم که با بار سنگین بودنِ آواتار دست و پنجه نرم میکند. هرچند او قدرتمندترین منعطف است، اما هنوز کودک است و همین موضوع مشکلات زیادی ایجاد میکند. لحظات زیادی هست که آنگ تنها میخواهد خاطرات دوران کودکی عادی بسازد. در عین حال، لحظاتی هست که او بهدرستی بهعنوان آواتار میدرخشد. تربیت راهبی او نیز با نقش آواتار در تضاد است که به مرور شخصیت، خواستهها و نقاط چالشی جذابی برای او میسازد.
رابطهٔ او با کاتارا هم شخصیتش را بسیار زمینی و نزدیک میکند. این وجه انسانی او را نشان میدهد؛ او همان دغدغههایی را دارد که همه داریم—پیدا کردن کلمات و لحظات مناسب—و این رابطه یکی دیگر از راههایی است که رشد و بلوغ آنگ را میبینیم.
کاتارا در طول سریال تبدیل به یک آببَند استادانه میشود؛ دیدن رشد او از مبتدی تا استاد فوقالعاده است. یکی از جنبههایی که از شخصیت او خوشم آمد، افزایش اعتمادبهنفسش در طول داستان است؛ گاهی خیلی پرطمطراق میشود اما بعدها تعادل را پیدا میکند. مثل بیشتر نوجوانان، کنترل احساسات برایش دشوار است و در کل دیدن مسیر رشد او به سوی انسانی بهتر لذتبخش است.
سوکا میآموزد که بهخاطر نداشتن توان bending ضعیف نیست. در طول سریال او خود را دستکم میگیرد، اما در فصل پایانی واقعاً میبینیم که اعتمادبهنفسش افزایش مییابد و درمییابد میتواند بهاندازهٔ یک عنصرگرد مفید و قدرتمند باشد. رابطهٔ او با سوکی برای من جذابترین رابطهٔ سریال است؛ آنها در رشد و یادگیری همدیگر نقش داشتند و هر دو تحت فشار قرار گرفتند تا جنبهای مهم از شخصیتشان را تغییر دهند. سوکا بالاخره متوجه میشود که دختران هم میتوانند بهاندازهٔ پسران نیرومند باشند، و سوکی تصمیم میگیرد به جنگ کمک کند؛ آنها نمیتوانند برای همیشه جدا بمانند و باید به همه کمک کنند، نه فقط به جزیرهٔ خودشان.
توپ یاد میگیرد از کمک خواستن خجالت نکشد و بهطور کلی بازیکن تیم بودن را بیاموزد. توپ دید جالبی به دنیای آواتار میآورد؛ او نابینا است اما این هرگز مانع او نشده است. همانطور که خودش میگوید، او بزرگترین زمینبَند است. اگرچه زیاد دربارهاش حرفی ندارم، اما حضورش برای سریال و داستان بسیار ارزشمند است.
زوکو که نیازی به معرفی ندارد، بارها و بارها مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است. دیدن تحول و رشد او همیشه تاثیرگذار است و هر بار مرا به گریه میاندازد. او از ابتدا «کاملاً شر» نیست، بلکه در مسیر اشتباهی گام برداشته است. لحظات بزرگ و کوچک زیادی تغییرات در او ایجاد میکنند؛ در بسیاری از جاها سردرگم است و این سردرگمی او را انسانی و قابللمس نشان میدهد. رابطهاش با عمویش آیرو بسیار دلنشین است.
آیرو برای من شخصیت ویژهای است. از کسی که دوست داشتم در زندگیام باشد تا کسی که میخواهم خودم باشم. او آرام، عاقل و میداند چه زمانی صحبت کند و چه زمانی عمل. همه دوست دارند حکیم باشند، اما فقط عدهٔ کمی آنقدر حکیماند که دیگران از آنها بیاموزند.
جهانپردازی:
دنیای آواتار از منظر کاوش بسیار زیباست. تفاوت بین پادشاهیها، تنوع فرهنگیشان و نقاط قوت و ضعف ناشی از آنها برجسته است. جانوران ترکیبی از حیوانات واقعیاند که هم آشنا و هم متفاوت بهنظر میرسند. حتی جغرافیای هر منطقه متمایز است—با دیدن یک تصویر میتوان حدس زد کجا هستید. جزئیات بسیار زیادی در سراسر سریال پراکنده شده که شناختن دنیا و مردمانش را لذتبخش میکند. نحوهٔ تصویرسازی جهان در سریال علت مهمی است که همهچیز زنده و پویا بهنظر میرسد. همواره دربارهٔ مکانها یا شهرهایی میشنویم که ممکن است سر بزنیم یا نه؛ همین کنجکاوی دربارهٔ دنیا و مردمش را حفظ میکند.
انیمیشن و موسیقی متن:
من حرفهای در این زمینه نیستم، اما معتقدم هر دو بهخوبی اجرا شدهاند. انیمیشن پر از جزئیات است—وقتی انعطافدهندههایی با سطوح مهارتی مختلف را نگاه میکنید، حرکات بدنیشان متفاوت است که نکتهٔ خیلی جالبی است. انیمیشن پیوسته و در نمایش مبارزات فوقالعاده عمل میکند؛ ضربهها و مشتها را واقعاً حس میکنید. برای سریالی که اوایل دههٔ ۲۰۰۰ پخش شد، کیفیت انیمیشن بسیار بالاست. موسیقی متن هم عالی است و احساسات سریال را بهخوبی منتقل میکند. قطعات خاطرهانگیزی مثل تم ملت آتشی وجود دارد که تأثیر موسیقی را قویتر میکند.
جمعبندی:
این سریال را به همگان پیشنهاد میکنم؛ هر چیزی را که بخواهید دارد. نیمهٔ اول فصل اول شاید کمی کند باشد، اما خیلی سریع اوج میگیرد. سخت است که نتوانید آن را در یک نشست یا یک آخر هفته کامل تماشا نکنید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران