سی سال پس از پایان برنامه تلویزیونی محبوبشان، چیپ و دیل سنجاب ها زندگی بسیار متفاوتی دارند. هنگامی که یکی از بازیگران سریال اصلی به طور مرموزی ناپدید می شود، این زوج باید دوباره متحد شوند تا دوست خود را نجات دهند.
سی سال پس از پایان برنامه تلویزیونی محبوبشان، چیپ و دیل سنجاب ها زندگی بسیار متفاوتی دارند. هنگامی که یکی از بازیگران سریال اصلی به طور مرموزی ناپدید می شود، این زوج باید دوباره متحد شوند تا دوست خود را نجات دهند.
برندهٔ ۱ جایزه امی پرایمتایم؛ در مجموع ۲ جایزه و ۶ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2915
فیلم «چیپ و دیل: نجاتگران» همهی این ایدهها و شخصیتها را یکجا به دیوار میکوبد تا ببیند کدامشان میچسبد؛ قبل از آنکه فرصتی پیدا کند بفهمد چه چیزی کار میکند و چه چیزی نه، باز هم دستهای دیگر به آن اضافه میکند. نتیجه بیش از اندازه شلوغ و فشرده است؛ فیلم از روایت داستان خودش حواسپرت میشود. لحظاتی بامزه دارد، اما داستانگویی بیتمرکزش آنقدر چشمگیر...
فیلم «چیپ و دیل: نجاتگران» همهی این ایدهها و شخصیتها را یکجا به دیوار میکوبد تا ببیند کدامشان میچسبد؛ قبل از آنکه فرصتی پیدا کند بفهمد چه چیزی کار میکند و چه چیزی نه، باز هم دستهای دیگر به آن اضافه میکند. نتیجه بیش از اندازه شلوغ و فشرده است؛ فیلم از روایت داستان خودش حواسپرت میشود. لحظاتی بامزه دارد، اما داستانگویی بیتمرکزش آنقدر چشمگیر است که نمیتوان آن را نادیده گرفت یا بهطور کامل لذت برد.
در برخی قسمتها آشفتگی و سُستبودن تولید به وضوح دیده میشود. شخصیتها سطحی و خشکاند؛ حالات چهره و فرمها بیگانه و فاقد ظرافتاند. این تلاش سهبعدی نه زیبایی دارد، نه عمق و محبتِ لازم، و نه پیرنگی شایسته. شوخیها اغلب تخت و نامناسباند و بهجای تقویت حس درونی اثر، آن را تمسخر میکنند. فیلم انگار همه چیز را روی هم ریخته و تبدیل به یک انباشت نامفهوم کرده است؛ تعداد قابلتوجهی از شخصیتها دچار عیوبیاند که به چشم میآید — از جمله حضور اشارهوار به سونیک — و نکات کلیدی داستان را بهسادگی مسخره میکنند. صرف گذاشتن برچسب «ما نجاتگران را دوست داریم» هم مشکل را حل نمیکند. تنها تصویری که دیرتر در ذهن میماند همان تابلو روی دیوار راکفورت است؛ ای کاش کل فیلم در همان فضا و با یک داستان قابلاتکا ساخته شده بود. خوشبختانه این اثر جزء «واقعیت اصلی» مجموعه نیست و دنبالکنندهی کانن رسمی بهحساب نمیآید.
نکتهی دیگر سردرگمی هدفگذاری فیلم است: نویسندگان نتوانستند تصمیم بگیرند این اثر برای بینندگانی ساخته شده که در کودکی سریال را دیدهاند یا برای نسلی جدید میخواهد بازآفرینی شود. نتیجه تلاش برای هر دو است: فیلم پر است از جکها و ایستریاِگهایی که دههها انیمیشن را مرور میکنند، ولی در عمل تبدیل به یک فیلم کودکانه میشود که از کلیشههای آشنا بهره میبرد. اجرای کیکی لین در نقش الی چنگی به دل نمیزند؛ تا جایی که برخی معتقدند حذف کامل این شخصیت فیلم را بهبود میبخشد. قبل از دیدن فیلم امید داشتم که با یک «چه کسی راجر رابیت را قاب گرفت»ی جدید روبهرو باشم، اما اکنون بهنظر میرسد این فیلم به بخش کودکان سپرده شده و به سرعت فراموش خواهد شد.
فیلمنامه هم انگار نیاز به زمان بیشتری برای پرداخت داشته: ایدههای جذابی وجود دارد اما نیمهکاره رها شدهاند؛ مقدمات خوباند ولی اجرا سُست است و تنش دراماتیک هرگز آنطور که باید بستهبندی نمیشود. با اینحال از نظر مقیاس و تنوع در استفاده از شیوههای مختلف انیمیشن بسیار جاهطلبانه است و در بیشتر موارد موفق عمل میکند. بهعنوان مثال اجرای جی.کی. سیمونز در نقش گامبی برای برخی بینندگان تماشای فیلم را ارزشمند میکند.
در مجموع پویا، سریع و عجیب است؛ برای کودکان هدفگذاری دقیق بهنظر نمیرسد و برای بزرگترها برخی لحظات خندهدار دارد. نمیتوان گفت فیلم کاملاً بد است، اما تجربهای نامأنوس و تا حدی آزاردهنده ارائه میدهد — گاهی حس یک «الای کانفیدنشال کارتونی» را تداعی میکند که لزوماً خوب نیست. فضای غیرمنتظره و بعضاً منحصربهفرد فیلم قابل ستایش است، اما محتوا و شوخیها برای یک اثر کودکانه بیش از حد عجیب و نامناسباند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران