شورشیان برای گریختن از دشمن خود یعنی امپراتوری گلستیک پایگاه جدیدشان در هوث را ترک می کنند. «شاهزاده لیا»، «هان سولو» و C-3P0 فرار می کنند و به یک پایگاه قدیمی و خراب پناه می برند اما بعدا توسط «لرد دارت ویدر» دستگیر می شوند. طی این مدت، «اسکای واکر» و R2-D2 از دستورات جدید «بن کنوبی» پیروی می کنند و توسط «یودا» تعلیمات رزمی می بینند. آیا اسکای واکر می تواند دوستان خود را از چنگال لرد سیاه نجات دهد؟
شورشیان برای گریختن از دشمن خود یعنی امپراتوری گلستیک پایگاه جدیدشان در هوث را ترک می کنند. «شاهزاده لیا»، «هان سولو» و C-3P0 فرار می کنند و به یک پایگاه قدیمی و خراب پناه می برند اما بعدا توسط «لرد دارت ویدر» دستگیر می شوند. طی این مدت، «اسکای واکر» و R2-D2 از دستورات جدید «بن کنوبی» پیروی می کنند و توسط «یودا» تعلیمات رزمی می بینند. آیا اسکای واکر می تواند دوستان خود را از چنگال لرد سیاه نجات دهد؟
بیشازحد بزرگنماییشده
فیلم لذتبخشی است، اما به جذابیت قسمتهای چهارم و ششم نمیرسد. اینکه تقصیر «بازگشت جدای» را گردن موجودات پشمالو بیندازند خندهدار است، چون این قسمت یک «عروسک سبزرنگ کوچک» دارد — انتظار داشتم کرمیت و میس پیگی هم بیایند.
بعد از نبرد چشمگیر هث، فیلم کشوقوس میافتد و با جدالهای عاشقانهٔ پیشبینیپذیر و یکسکانس طولانی و کسلکننده در داگوبا زمان اجرای خود را پر میکند.
در...
بیشازحد بزرگنماییشده
فیلم لذتبخشی است، اما به جذابیت قسمتهای چهارم و ششم نمیرسد. اینکه تقصیر «بازگشت جدای» را گردن موجودات پشمالو بیندازند خندهدار است، چون این قسمت یک «عروسک سبزرنگ کوچک» دارد — انتظار داشتم کرمیت و میس پیگی هم بیایند.
بعد از نبرد چشمگیر هث، فیلم کشوقوس میافتد و با جدالهای عاشقانهٔ پیشبینیپذیر و یکسکانس طولانی و کسلکننده در داگوبا زمان اجرای خود را پر میکند.
در شهر ابرها اوضاع دوباره جان میگیرد، اما نه به اندازهای که ستایشهای بیپایان دربارهٔ فیلم را موجه کند. من «بازگشت جدای» را خیلی بیشتر دوست دارم — حداقل آن فیلم احساسات را به جریان میاندازد. این یکی مرا به اندازهٔ برفهای هث سرد و بیتفاوت باقی میگذارد.
شاهکار سینما
این فیلم فراتر از دنیای فرنچایز است؛ عنصرهای اسطورهای، علمی-تخیلی، فانتزی، فیلم جنگی، رمان رشد، حماسه و تراژدی را چنان یکپارچه و استادانه ترکیب کرده که دنبالههایش نتوانستهاند تکرارش کنند. فیلمی بدون هیچ لحظهٔ اضافی یا پرکننده است؛ اگر یک بخش را کم کنید، تمام فیلم لطمه میبیند. داستان، شخصیتپردازی، جلوههای بصری، فیلمبرداری، موسیقی، فیلمنامه، بازیها، تدوین و اکشن همه در اوجاند. یکی از عمیقترین و هنریترین آثار سینمایی ساختهشده است و چون سبکش قابل تقلید نیست، با گذشت زمان ارزش هنریاش بیشتر هم میشود.
در زمان ساخت، جرج لوکاس هنوز نشان میداد که به اصولی پایبند است؛ این به روشنی در مصاحبههای آن دوران قابل مشاهده است.
ممکن است بعضی بگویند «جنگ ستارگان» مرده است، اما «امپراتوری ضربه میزند» جاودانه است.
زمانی تیره برای شورشیان — و برای ما تماشاگران
لوک، لیا و هان همراه شورشیان میجنگند تا نیروهای امپراتوری را شکست دهند. لوک با فراخوانی به سیارهٔ داگوبا روبهرو میشود و تحت آموزش استاد جدای، یودا، میکوشد خودش را به یک جدای تبدیل کند؛ اما این مسیر او را به سرنوشت خودش و لیا نزدیکتر میکند.
واقعیت این است که «امپراتوری ضربه میزند» فیلمی بهتر از «جنگ ستارگان» است؛ شاید تأثیرگذاریاش کمتر باشد، اما از نظر فنی، روایت و لحن فیلم، امروز هم خوب ایستاده و شایستگی حضور در بحث بهترین دنبالهها را دارد. اینکه این فیلم عملاً دنبالهای مستقل نیست مهم نیست؛ بهعنوان دومین قسمت یک مجموعهٔ شگفتانگیز، «امپراتوری» همتاهای کمی دارد. در این قسمت هم هیجان و ماجراجویی «جنگ ستارگان» را داریم، و هم لوکاس (که کارگردانی را برای ایروین کرشنر واگذار کرد) داستان را با لحنی جدی و تیره گسترش داده که بهطرز عجیبی با جنبههای رمانتیک فیلم همزیستی میکند؛ شخصیتهای جدید و جذاب و موجودات مختلف، به این سوپ فانتزی طعم و تنوع میدهند.
با کمک نویسندهٔ توانایی چون لی براکت، لوکاس ریسک جسوری انجام داد و به سودگران اجازه داد دست بالا را داشته باشند؛ در واقع پایان فیلم ریسک بزرگی بود. تماشاگران را برای فصل پایانی سه سال بعد در انتظار گذاشت و با چرخشی داستانی هیجانانگیز، یکی از جسورانهترین و زیرکانهترین پایانهای سینما را رقم زد.
اگرچه فیلم بیشتر برای لحن تیرهاش شناخته میشود، اما قطعاً بسیار سرگرمکننده هم هست؛ سی-۳پو شوخطبعیاش را بیشتر نشان میدهد و هان سولو هم خطهای بذلهگوییاش را افزایش میدهد. یودا هم خودِ یک لذت کمدی است. سکانسهای اکشن برای بازبینیهای مکرر فریاد میزنند: نبرد در سیارهٔ یخزدهٔ هث شگفتانگیز است و چیدمان مبارزهٔ لوک با دارث ویدر در سطح بالا قرار دارد. اما در نهایت نقطهٔ قوت فیلم در رویارویی با تاریکی است؛ معضلات اخلاقی پیچیده و گیرا، «امپراتوری ضربه میزند» را به تجربهای تبدیل میکند که ارزش بازبینیهای مکرر را دارد. 10/10
ماجراجویی فضایی سرگرمکننده، خلاق و آیکونیک با بازیگران درخشان
«جنگ ستارگان 5: امپراتوری ضربه میزند» (1980) دنبالهٔ موردانتظار بلاکباستر 1977 است. فیلمی حماسی و در عینحال سادهلوحانه دربارهٔ امپراتوری شرور و جانهایی شرافتمند که جرات ایستادگی دارند. بازیگران اصلی شامل مارک همیل (لوک اسکایواکر)، هریسون فورد (هان سولو)، کری فیشر (پرنسس لیا)، بیلی دی ویلیامز (لاندو کالریسیان)، آلک گینس (اوبی-وان کنوبی) و صدای جیمز ارل جونز (دارث ویدر)، فرانک اوز (یودا) و کلایو روویل (امپراتور) هستند.
فیلمی بامزه و خلاق با تیم بازیگری ممتاز است. گرچه من طرفدار داستانهای علمی-تخیلی جدیتر هستم، اما نمیتوانم انکار کنم که این فانتزی فضایی دو ساعت سرگرمکننده با مقدار زیادی اکشن علمی-تخیلی، سفینههای فضایی، سیارهٔ پوشیده از برف، غارهای سیارکی و مردابهای مرموز ارائه میدهد. زاویهٔ نیروهای ذهنی را هم میپسندم. حضور فیشر در اوج و جذاب است و فورد و ویلیامز هم در بهترین حالت کاریزماتیکشاناند. حتی همیلِ جوان هم میدرخشد. و طبیعتاً آردی-دیتو، سی-۳پو و چوباکا هم هستند.
مدت زمان: 2 ساعت و 7 دقیقه.
امتیاز: B
عالی، دوباره
«امپراتوری ضربه میزند» دنبالۀ شایستهای بر بزرگی «جنگ ستارگان» است و تجربهای لذتبخش ارائه میدهد. این فیلم در لحظات مهم و افشای شخصیتها حس یک نقطهٔ عطف را در مجموعه منتقل میکند.
مارک همیل، هریسون فورد و کری فیشر همچنان در نقشهایشان تأثیرگذارند، و جیمز ارل جونز نیز برجسته است. بیلی دی ویلیامز و فرانک اوز هم افزودههای قوییاند. نقشهای فرعی برای آنتونی دنیلز، پیتر میوی و کنی بیکر بار دیگر جذاباند.
میتوان گفت فیلم قبلی (1977) بهتر کهنه شده، اما این بهمعنای ضعف فیلم حاضر نیست؛ همچنان عالی بهنظر میرسد. فیلمنامه عالی است و موسیقی آن هم برجسته. احتمالاً من فیلم 1977 را کمی بیشتر میپسندم، اما واقعاً اختلاف زیادی بین این دو وجود ندارد؛ هر دو فوقالعادهاند.
عشقِ کودکانه به «امپراتوری»
وقتی این فیلم اکران شد، من تقریباً یکساله بودم و این فیلم سنت رفتن به سینما در شب افتتاح را شروع کرد.
اجازه دهید ابتدا به منتقدان بپردازم. اشکالی ندارد کسی «جنگ ستارگان» را دوست نداشته باشد؛ هرکسی حقِ نظر دارد. اما کسانی که «امپراتوری» را صرفاً به خاطر وفاداری نابجا به پیشدرآمدها نقد میکنند، رفتارشان کوچکمنشانه است.
برای من دلیلهای زیادی برای دوست داشتن این فیلم هست. «امپراتوری» تاریک شد؛ این قسمت واقعاً جایی بود که قهرمانان شکست خوردند و همین موضوع آن را بین فیلمهای معمولی متفاوت کرد. ما به کمی از آن حسِ تلخ و «دنیای زندگیشده» نیاز داریم — همهچیز امروز زیادی تمیز و بیدرد است؛ «امپراتوری» آن حس را داشت.
و آن لوکش بزرگ و افسانهای هم که بعداً اهمیتش روشن شد — افشایی که بوسهها و روابط بین لوک و لیا را در نگاه بعدی کاملاً غلط جلوه داد — از جمله لحظات تأثیرگذار فیلم است.
نبرد هث هم فوقالعاده است: حس نبردهای سنگر و تانکهای جنگ جهانی اول و احساس تخلیهٔ قطعات نظامی در جنگ جهانی دوم را با شورشیانی که در فرارند ترکیب میکند. و آن زمان طولانی که داخل فالکون گذرانده میشود، برای پرداخت بهتر شخصیتها و جلوگیری از بروز رابطهٔ نامناسب بین دو شخصیت مهم بود.
پس واقعاً دلایل زیادی برای گذاشتن «امپراتوری» روی تخت پادشاهی وجود دارد.
تماشای دوباره در سینما
من پیشتر این فیلم را نقد کردهام، اما فکر کردم شایستهٔ ذکر ویژهای است. دیروز این اولین فیلمی بود که پس از مدتهای محدودیت به سینما دیدم — و چه فیلمِ درخشانی بود. از همان آغاز با بارهای اول موسیقی جان ویلیامز تا سه ماجرای کوچک که بهطرزی ماهرانه در هم تنیده شدهاند، با ضیافتی از ماجرای خوشنوشت، کارگردانی تند و هیجانانگیز روبهرو هستیم. ادامهٔ داستان از فیلم اول آغاز میشود: شورشیان در سیارهای یخزده پنهان شدهاند و دارث ویدر بیوقفه در تعقیبشان است. وقتی یکی از پروبهای او پایگاه یخزدهٔ آنها را کشف میکند، مجبورند سریع فرار کنند.
البته جلوههای بصری پس از بیش از چهل سال کمی کهنه بهنظر میرسند؛ و راستش چه استفادهای از این واکرهای کند و زمخت هست؟ مثل خرسهای قطبی فلزیاند که مرتب روی بندکفشهای خود میلغزند. اما جدا از این انتقادات جزئی، داستان عالی است؛ شخصیتهایی داریم که برایشان اهمیت قائل میشویم (شخصاً طرفدار بزرگ ویدر هستم) و شخصیتها بهطرز قابلباوری رشد میکنند؛ پویانمایی دقیق یودا دیدن دوبارهاش روی پردهٔ بزرگ لذتبخش است و اوجگیری به یک مبارزهٔ شمشیری که از زمان «ماجراهای رابین هود» (1938) نظیرش دیده نشده، بهخوبی ساخته شده است. به نظرم از فیلم اول بهتر است و از دید من بهترین فیلم علمی-تخیلی ساختهشده است؛ برای پردهٔ بزرگ ساخته شده — و بهطرز درخشانی ساخته شده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران