کاپیتان پیکارد با کمک کاپیتان کرک که مدتها تصور میشد مرده است، باید یک دانشمند دیوانه را که مایل به قتل در مقیاس سیارهای است، متوقف کند تا وارد یک ماتریس فضایی شود.
کاپیتان پیکارد با کمک کاپیتان کرک که مدتها تصور میشد مرده است، باید یک دانشمند دیوانه را که مایل به قتل در مقیاس سیارهای است، متوقف کند تا وارد یک ماتریس فضایی شود.
علمیتخیلی بلندپروازانه و ایدهمحور (فقط برای بزرگسالان)
میتوانم بفهمم چرا برخیها «ژنِریشنز» (۱۹۹۴) را دوست ندارند یا آن را درک نمیکنند: این فیلم هفتم استار ترک اشکالات داستانی (برخی غیرواقعی) دارد و بعضی چیزها بهروشنی توضیح داده نمیشوند (خب؟ آیا اسرار ذاتی ماجرای ماجراجویی فضایی نیست؟)؛ علاوه بر این، قصه کمی پیچیده است، بهویژه برای کسانی که با دنیای استار ترک تا آن زمان آشنا نیستند،...
علمیتخیلی بلندپروازانه و ایدهمحور (فقط برای بزرگسالان)
میتوانم بفهمم چرا برخیها «ژنِریشنز» (۱۹۹۴) را دوست ندارند یا آن را درک نمیکنند: این فیلم هفتم استار ترک اشکالات داستانی (برخی غیرواقعی) دارد و بعضی چیزها بهروشنی توضیح داده نمیشوند (خب؟ آیا اسرار ذاتی ماجرای ماجراجویی فضایی نیست؟)؛ علاوه بر این، قصه کمی پیچیده است، بهویژه برای کسانی که با دنیای استار ترک تا آن زمان آشنا نیستند، در هر دو نسل.
با این حال «ژنِریشنز» علمیتخیلی بلندپروازانه و ایدهمحور از بهترین نوع است؛ فیلم سوالات جالبی در ذهن بیننده باقی میگذارد که مدتها پس از تماشایش به آنها فکر میکند. گرچه نکسوس گاهی بهعنوان تنها بازیای برای گرد هم آوردن کرک و پیکارد نقد شده، من مفهوم آن را کاملاً جذاب مییابم: صرفنظر از میزان میل ما، بهشت موهوم چیزی جز یک توهم نیست. از دید من، مفهوم نکسوس و نحوه وارد کردن آن در خط داستانی چیزی کمتر از درخشان نیست. چه کسی نکسوس را ساخته؟ چه کسی غیر از تالوسیانها، مخالفان قسمت اول سریال («قفس») میتواند باشد؟ کمی به این فکر کنید.
علاوه بر این، چند نکته برجسته هست (هشدار: شامل لو میشود): طنز همیشگی ترک، تجربههای بامزه دیتای با چیپ احساسات، اجرای برجسته مالکوم مکداول در نقش سوران، وسواس و توجیهات قابلباورش، بیاتور و لورسا و «گروه وحشی»شان کلینگونها، نابودی شوکهکننده آنها و سفینهشان، فرودِ مهیج وِسگرِشِ انترپرایز-دی، دیدار کرک و پیکارد در نکسوس، نبرد نهایی با سوران و مرگ کرک. لازم به گفتن نیست که «ژنِریشنز» خیلی بیشتر از نبردهای فضایی کودکانه ارائه میدهد.
بزرگترین نقص داستانی (یا شاید نه): هدف پیکارد از ترک نکسوس این است که سوران را از نابودی خدمه انترپرایز-دی و کل سامانهٔ خورشیدی وریدیان، از جمله ۲۳۰ میلیون نفر ساکن وریدیان چهارم، منصرف کند. از آنجا که پیکارد میتواند نکسوس را ترک کند و «هر زمان به هر کجا برود»، همانطور که گوینان قبلاً اشاره کرد، چرا او تقریباً یک دقیقه قبل از شلیک موشک سوران به وریدیان سوم نمیرود؟ چرا به زمانی بازنمیگردد که سوران مهمان انترپرایز-دی بود و همانجا او را دستگیر نمیکند؟ نویسنده رونالد دی. مور دفاع کرد و گفت پیکارد نمیخواست ریسک عواقب خطرناک و غیرمنتظره تغییر در خط زمان را بپذیرد؛ بنابراین سفر او از نکسوس به گذشته تنها چند دقیقه (يا حدود یک دقیقه) است. توضیح خوبی است.
در مورد توضیحات دیگر، برخی نقد کردهاند که گوینان همزمان در دنیای واقعی و در نکسوس حضور دارد. چگونه ممکن است؟ ساده است: چند بار تأکید میشود که واقعیتی که در نکسوس تجربه میشود، واقعی نیست؛ در نکسوس انسان آنچه را آرزو میکند تجربه میکند، نه لزوماً آنچه واقعی است. برای مثال، پیکارد در دنیای واقعی فرزندی ندارد، اما چون آرزو داشت فرزند داشته باشد، در نکسوس توانست آن را تجربه کند. بنابراین «گوینانی» که در نکسوس نشان داده میشود ممکن است دقیقاً مثل گوینان راه برود، صحبت کند و رفتار کند، اما واقعی نیست؛ او تنها به این دلیل آنجا هست که پیکارد او را بهعنوان کسی میخواهد که ماهیت نکسوس را توضیح دهد. با این حال، بسیاری از افراد در نکسوس واقعیاند، مثل پیکارد و کرک.
تفسیر نکسوس: اگرچه نکسوس را میتوان صرفاً بهعنوان یک پدیدهٔ عجیب فضایی (احتمالاً ساختهٔ تالوسیانها) پذیرفت، میتوان آن را بهعنوان یک تمثیل هم در نظر گرفت. در نگاه اول ممکن است بیننده تصور کند نکسوس نوعی بهشت است، اما این نمیتواند درست باشد چون بارها در فیلم تأکید میشود که افراد و رویدادهای تجربهشده در نکسوس عمدتاً واقعی نیستند. «بهشت»، اصطلاحی که الهیدانان معمولاً برای سکونت ابدی رستگاران بهکار میبرند (در کتاب مقدس بهصورت «آسمان و زمین جدید» در دوم پطرس ۳:۱۳ آمده است)، در متون دینی همیشه بهصورت واقعی توصیف شده، نه یک بهشت توهمی. اگر نکسوس مشابه بهشت نیست، چه چیزی میتواند باشد؟ نکسوس معادل هر اعتیادی است که آدمی برای گریز از واقعیت «چشیده» و در آغوش میکشد (مثل خیالبافیهای بیهوده، مواد مخدر، الکل، بازیهای کامپیوتری، تلویزیون، پورنوگرافی، ماهیگیری، خرید، گلف و امثال آن). برخی، مثل سوران، قادر به فرار از چنگِ آن نیستند و زندگی و استعدادهایشان را صرفِ وسواسِ نسبت به آن میکنند؛ دیگران، مثل پیکارد و کرک، حقیقت را میبینند و میتوانند فرار کنند؛ بنابراین در دنیای واقعی «تأثیر میگذارند».
جمعبندی: این قسمتِ «تحویل مشعل» نیازمند تمرکز و قدردانی از علمیتخیلی ایدهمحور است؛ احتمالاً برای کسانی که استار ترک برایشان فقط به سفینههای جالب و درگیریهای سطحی فضایی معنی میدهد خستهکننده خواهد بود (البته هرکدام جای خودش را دارد). «ژنِریشنز» شجاعت دارد تغییرات جسورانهای انجام دهد — کشتن یک شخصیت نمادین، از بین بردن چند شخصیت پشتیبان نسبتاً برجسته و حتی نابودی انترپرایز-دی. خلاصه اینکه «ژنِریشنز» علمیتخیلی برای بزرگسالان و جوانانی با رشد فکری پیشرفته است. دیگران بهتر است به فیلمهای فانتزی فضایی کودکانه بسنده کنند.
مدت زمان: ۱ ساعت و ۵۷ دقیقه.
نمره: A
صادقانه بگویم، من واقعاً از «استار ترک: فیلم» متنفر بودم. یعنی واقعاً از آن متنفر بودم و با اینکه طرفدار استار ترک هستم...
پس تا حدودی منطقی است که از «ژنِریشنز» هم خوشم نیاید.
یعنی بهنظرم این فیلم نه به نسل اول و نه به نسل بعدی انصاف میدهد؛ کرک نباید در آن حضور داشت. خدمهٔ اصلی انترپرایز نباید در آن حضور داشتند.
احساس میکردم این فیلم به اولین تجربهٔ TNG در پردهٔ سینما خیانت کرده و در عین حال به خدمهٔ اصلی توهین کرده است.
این فیلم را چند بار در طول سالها دیدهام و اگرچه عالی نیست و قصهاش شبیه یک اپیزود دو قسمتی از TNG است، اما کمی سرگرمکننده بود حتی اگر نقش مالکوم مکداول کمتر توسعهیافته به نظر برسد و بهجای نشاندادن انگیزههایش با فلشبک، بیشتر به ما گفته شود که خانوادهاش مردهاند. اما نکتهٔ فروش دیدنِ دو کاپیتان نمادین کنار هم بود، حتی اگر فقط برای حدود ۲۵ دقیقه باشد. ۳.۰/۵
تلاشی نسبتاً ضعیف برای تلفیقِ قدیم و جدید وقتی «کاپیتان کرک» (ویلیام شَتنِر) و «مِستر اسکات» (جیمز دوهان) به سفر افتتاحیهٔ آخرین USS Enterprise دعوت میشوند. نیازی به گفتن نیست که همهچیز خراب میشود وقتی یک روبان عظیم انرژی به کشتی اصابت میکند و هرجومرج بهوجود میآید. چند سال بعد «کاپیتان پیکارد» (پاتریک استوارت) اکنون فرماندهٔ کشتی است و خدمهٔ TNG باید با مالکوم مکداول، دانشمندی دیوانه که مصمم است آن رویداد را بازسازی کند تا بتواند با همسر گمشدهاش دوباره دیدار کند، مقابله کنند. پیکارد در نوعی خط زمانی موازی با کرک متحد میشود تا با دشمنشان بجنگند. متأسفانه وارد قلمروهای «استار ترک» با «هولودکها»، «دستورالعملهای اصلی» و گیلبرت و سالیوان میشویم — عناصر سرگرمکننده و کنایهآمیز از بین رفتهاند و فیلم بیشازحد جدی میشود. مکداول همیشه از عهدهٔ نقشهای «کمی دیوانه» برمیآمد، اما بهنظرم پس از پانزده دقیقه از نفس میافتد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران