فیلم هابز و شاو که اسپین آف مجموعه فیلم های سریع و خشن محسوب می شود، بر روی یک مامور امنیت دیپلماتیک ایالات متحده به نام لوک هابز و یک آدمکش سرکش و حرفه ای نیروهای ویژه به نام دکارد شاو تمرکز دارد که به طرز غیر محتملی با هم متحد می شوند…
فیلم هابز و شاو که اسپین آف مجموعه فیلم های سریع و خشن محسوب می شود، بر روی یک مامور امنیت دیپلماتیک ایالات متحده به نام لوک هابز و یک آدمکش سرکش و حرفه ای نیروهای ویژه به نام دکارد شاو تمرکز دارد که به طرز غیر محتملی با هم متحد می شوند…
تا این مرحله از مجموعه، طرفداران «سریع و خشمگین» دقیقاً میدانند از «هابز و شاو» چه انتظاری داشته باشند، و در این فیلم به اندازه کافی عناصر تازه وجود دارد که تجربهٔ دوباره با این سری را توجیه کند.
نکتهای دربارهٔ فرنچایز «سریع و خشمگین»: این مجموعه میتواند سرگرمکننده و «دُمبهدست» باشد. هر فیلم حق دارد جذاب باشد حتی اگر منطق و فیزیک را نادیده بگیرد...
تا این مرحله از مجموعه، طرفداران «سریع و خشمگین» دقیقاً میدانند از «هابز و شاو» چه انتظاری داشته باشند، و در این فیلم به اندازه کافی عناصر تازه وجود دارد که تجربهٔ دوباره با این سری را توجیه کند.
نکتهای دربارهٔ فرنچایز «سریع و خشمگین»: این مجموعه میتواند سرگرمکننده و «دُمبهدست» باشد. هر فیلم حق دارد جذاب باشد حتی اگر منطق و فیزیک را نادیده بگیرد — به شرطی که از ابتدا لحن خود را مشخص کند. نمیشود یک فیلم اکشن ساخت که شخصیتهای اصلی از هر بلایی جان سالم به در میبرند اما همه چیز را جدی بگیرند؛ این تعادل کار سادهای نیست. «هابز و شاو» در ده دقیقهٔ اول لحنش را تعیین میکند و همه میدانند با چه چیزی روبهرو هستند. با این حال، برای من این بار چندان جواب نداد.
این مجموعه در بسیاری نقاط جهان موفقیت بزرگی است و همهٔ ویژگیهای یک بلکباستر پاپکُرنی را دارد: کلی اکشن (تعقیب ماشین، انفجار، درگیری، تیراندازی)، داستان ساده و قابلپیگیری و رشد شخصیتی آسان. بنابراین میتوان برای چند ساعت مغز را کنار گذاشت و فقط لذت برد. البته «هابز و شاو» بیمعنی و مضحک است؛ پر از صحنههایی که قوانین فیزیک را به سخره میگیرند. ولی چون از همان ابتدا این لحن را اعلام میکند، تماشاگر باید راحت بنشید و از اکشن مضحک لذت ببرد.
پس اگر لحن کار متوازن است، چرا من زیاد لذت نبردم؟ به نظر میرسد بسیاری واقعاً خوششان آمده — حتی منتقدانی که معمولاً از این نوع فیلمها بد میگویند — پس شاید من جزو اقلیت باشم؛ اما اکشن برایم چندان هیجانانگیز نبود و کمدی هم چندان مورد پسندم قرار نگرفت. البته سکانسهای بزرگ و چند صحنهٔ اکشن خوب هست، مخصوصاً تعقیب موتور و ماشین بین بریکستون، هابز و شاو. شیمی همکاری استاتهام و جانسون در چند لحظه واقعاً خندهآور است. اما در کل این کافی نیست.
مشکل اصلیام در داستان، کاراکتر بریکستون است. ادریس البا همیشه عالی است و من واقعاً دوست دارم او تبدیل به جیمز باند بعدی شود، اما شخصیت او اینقدر ضعیف نوشته و کمکاوش شده که نمیفهمی چرا او را بهعنوان یک موجود ارتقاءیافته با اَبَرقدرت نشان دادهاند. عملاً تفاوتی بین او و دو شخصیت اصلی دیگر نیست و این حس «ابرقهرمانی» را که باید از البا میآمد از بین میبرد. وقتی قهرمانان شما بهدلیل میزان زیاد «پلات آرمور» شکستناپذیرند، شرورِ اَبَرقدرت چه تفاوتی با آنها دارد؟ اگر انفجاری کنار هر سه وجود داشته باشد، چرا هابز و شاو همانطور که بریکستون زنده میمانند، زنده میمانند؟ مشت «سوپرمن سیاه» چه تفاوتی با مشت دیگران دارد؟
کمدی هم مشکل داشت. نه اینکه از کلکلهای طولانی بین استاتهام و جانسون خوشم نیاید، اما کش دار است و همهٔ شوخیها جواب نمیدهد. فیلم بیش از دو ساعت است و طولانی به نظر میرسد. اگر از قبل سکانس ساموآ را ندیده بودم، وقتی وارد فصل سوم شد فکر میکردم فیلم دارد به پایان میرسد؛ احساس میکنی تمام شده اما ناگهان یک سِت عظیم اکشن دیگر شروع میشود. برای اولین بار در مدتها بین دو صحنهٔ پایانی اکشن تقریباً خوابم برد. با اینکه کارگردان دیوید لیتچ است، اکشن ناامیدکننده بود: برشهای خیلی کوتاه و تدوین خرد و پارهپاره.
تلاش برای شکل گرفتن یک داستان عاشقانه در ابتدا بود که طعنهآمیز نیست — مسیر منطقی دارد، شخصیتها حرفهای احمقانه به هم نمیزنند و آن بخش ناگهان بهعنوان فرصتی برای نفس کشیدن از تمام اکشن عمل میکرد — اما با نزدیک شدن به پایان فیلم، این خط کاملاً رها میشود و دیگر پیگیری نمیشود. حتی دیالوگی شبیه «اگر فردا زنده بودیم بگذار یک بوسه داشته باشی» هست، اما دیگر به آن بازنمیگردند. انگار هرگز اتفاق نیفتاده؛ چرا؟ تنها چیزی که منطقی و احساسی مینمود در پایان نادیده گرفته میشود و این ناامیدکننده است.
نمیخواهم خیلی خشن بگیرم چون میدانم فیلم میتواند سرگرمکننده باشد. مطمئنم تماشاگران آن را دوست خواهند داشت و طرفداران فرنچایز بیشتر. شیمی بازیگران محسوس است و همه بسیار خوباند. دواین جانسون و جیسون استاتهام بهعنوان سوپراستارهای اکشن فوقالعادهاند و قطعاً منبع اصلی سرگرمیاند. ونسا کرِیبی هم عملکرد خوبی دارد و فیلم دو کِیمِیو عالی دارد که نگه داشتنشان تا نمایش ستودنی است. هنوز چند سکانس اکشن خنک هست و من در چند جا واقعاً خندیدم، پس شاید این نقد آنطور که به نظر میرسد بد تمام نشود.
تذکر: اگر هنوز «بازی تاج و تخت» را ندیدهاید، در این فیلم اسپویلرهای سنگینی هست. هشدار داده شد.
نمره: C
عموماً فیلمهای «سریع و خشمگین» را دوست دارم و از این اسپینآف که دیوید لیتچ کارگردانش است انتظار داشتم، اما از نظر اکشن و بدلکاری هیچچیز برجستهای ندیدم و شیمی بین جانسون/استاتهام/کرِیبی کمرمق بود، از جمله خط عشقی نیمهجاری بین جانسون و کرِیبی. بخشهای زیادی از فیلم مصنوعی بهنظر میآمد و وارد شدنش به ژانر علمیتخیلی اشتباه میزد. البته عناصر ابلهانهای که مجموعه به آن معروف است هست، ولی خیلی از فضای فیلم لذت نبردم. امتیاز: 2.75/5
خب، چرا که نه؟ مجموعهٔ «سریع و خشمگین» هم داشت به المانهای علمیتخیلی نزدیک میشد، پس برای یک اسپینآف چرا کامل پا به این ژانر نگذارد؟ احمقانه ولی شاید بهترین چیزی باشد که این فرنچایز تا به حال تولید کرده. ماشین هست اما دیگر تظاهر نمیکند که مسابقه بخش مهمی از داستان است.
امتیاز نهایی: دو و نیم ستاره — کلی چیزها داشت که بهدلم نشست، ولی بهعنوان یک کل چندان کار نمیکرد.
وای! این واقعاً فوقالعاده بود!
نمیفهمم چرا اینقدر منتقد منفی هست؛ «هابز و شاو» بهترین فیلم اکشن سال ۲۰۱۹ بود.
بله، خیلی «چیپ» بود. اما به شکلی عالی.
یک فیلم اکشن سنتی از ابتدا تا انتها. فیلمنامه کماهمیت است؛ موضوع دربارهٔ کلی آتشبازی، جلوههای ویژه و نه چیز دیگر است. چه اهمیتی دارد؟ ادریس البا در نقش شرور کاملاً در عنصر خودش است در برابر معادل احمق و احمقترِ سری — دواین جانسون و جیسون استاتهام — که خودشان هم دارند لذت میبرند و این لذت سرایتکننده است. فیلم خیلی طولانی است، اما روی پرده کاریزما هست و کجا هنوز صحنهای میبینی که درگیری با کمان و تبر داشته باشد؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران