در تابستان سال 1979، گروهی از نوجوانان که در شهری کوچک مشغول تهیه یک فیلم هستند، یک سانحه قطار وحشتناک را مشاهده می کنند و خیلی زود در میابند که این ماجرا تصادفی نبوده است. طولی نمی کشد که اتفاقاتی عجیب در شهر رخ می دهد و بعضی افراد ناپدید می شوند. پلیس محلی شروع به تحقیق می کند تا حقیقت را بیابد، قافل از اینکه ماجرا وحشتناک تر از حد تصور آنهاست.
در تابستان سال 1979، گروهی از نوجوانان که در شهری کوچک مشغول تهیه یک فیلم هستند، یک سانحه قطار وحشتناک را مشاهده می کنند و خیلی زود در میابند که این ماجرا تصادفی نبوده است. طولی نمی کشد که اتفاقاتی عجیب در شهر رخ می دهد و بعضی افراد ناپدید می شوند. پلیس محلی شروع به تحقیق می کند تا حقیقت را بیابد، قافل از اینکه ماجرا وحشتناک تر از حد تصور آنهاست.
«و همانجا بود که فهمیدم، که وجود دارم.»
فیلمی ناموفق برای کودکان که تلاش میکند از سنتهایی مانند The Goonies یا E.T. پیروی کند اما ناکام میماند. پول زیادی پای جلوههای ویژه رفته تا ضعف داستان و دیالوگهای ضعیف—که قرار است از زبان بچهها باشند اما اغراقشده و دائماً با فریاد ادا میشوند—پوشیده شود. اگر «سوپر 8» را تماشا نکنید چیزی را از دست نخواهید داد.
بخشِ...
«و همانجا بود که فهمیدم، که وجود دارم.»
فیلمی ناموفق برای کودکان که تلاش میکند از سنتهایی مانند The Goonies یا E.T. پیروی کند اما ناکام میماند. پول زیادی پای جلوههای ویژه رفته تا ضعف داستان و دیالوگهای ضعیف—که قرار است از زبان بچهها باشند اما اغراقشده و دائماً با فریاد ادا میشوند—پوشیده شود. اگر «سوپر 8» را تماشا نکنید چیزی را از دست نخواهید داد.
بخشِ ساختن فیلم در دلِ فیلم را خیلی بیشتر از خط داستانی اصلی با هیولا، قطار، و توطئههای دولتی دوست داشتم. این یعنی بخشهایی از فیلم برایم جذاب بود، اما بهعنوان یک کل چندان موفق نبود.
امتیاز نهایی: ★★½ — چیزهای زیادی داشت که برایم جلبتوجه میکرد، اما بهعنوان یک مجموعه کامل کار نکرد.
«سوپر 8» را جی. جی. ابرامز نوشته و کارگردانی کرده و بازیگرانش شامل جوئل کورنتی، ال فانینگ، کایل چاندلر، ران الدارد و رایلی گریفیتس هستند. موسیقی را مایکل جیاچینو ساخته و فیلمبرداری را لری فونگ برعهده داشته است. داستان درباره گروهی نوجوان در لیلیان، اوهایو در سال ۱۹۷۹ است که در حال فیلمبرداری یک فیلم زامبی با دوربین سوپر ۸ هستند که ناگهان قطاری از ریل خارج میشود و موجودی ناشناخته را آزاد میکند. با تهدیدِ شهر و افزایشِ رمز و رازها، نوجوانها باید با این وضعیت و همینطور با تغییرات درونی و بلوغ دست و پنجه نرم کنند.
به سختی میتوان نقدی از «سوپر 8» یافت که نام اسپیلبرگ در آن نباشد؛ فیلم آشکارا از آثار او الهام گرفته و او نیز بهعنوان تهیهکننده حضور دارد، بنابراین نامش مانند پدری نگران بالای سر فیلم آویزان است. اگر این شباهت برای بعضیها مزاحم باشد یا از ارزش فیلم ابرامز بکاهد، دربارهاش میتوان بحث کرد، اما برای من این یک موهبت است که نامش در کنارِ آثار درخشانِ آن دوره برده شود. نیمهای ادای احترام و نیمهای احساسی نوستالژیک، «سوپر 8» همچنان فیلمی شیرین، تأثیرگذار و دوستداشتنی از جی. جی. ابرامز است.
ابر امز میگوید فیلم از ترکیب دو ایده ساخته شده و برگرفته از یادهای کودکیاش است؛ ساختار فیلم هم واقعاً دوگانه است: نیمهای شبیهِ Stand by Me درباره بلوغ و نیمهای شبیهِ The Goonies درباره شکار هیولا. این ترکیب ایرادی ندارد، اما ممکن است کسانی را که انتظار یک فیلمِ تمام و کمالِ حمله بیگانه را دارند، ناراضی کند. بیگانۀ داستان بزرگ و تهدیدآمیز است و انگیزههایی هم دارد، اما مرکز ثقل فیلم موجود نیست؛ این انسانها و تحولهای درونیشان هستند که «سوپر 8» را میسازند—از بچهها که با احساسات و هورمونهایشان دست و پنجه نرم میکنند تا پدران مجردی که با فقدان و غم کنار میآیند؛ فیلم سرشار از قلب و احساس است و هرگز بهصورت دلتنگانه و مصنوعی تمسخرآمیز نمیشود.
کیفیت تولید!
فیلمبرداری گرم و با تهرنگهای فلزیِ فونگ و موسیقی دلنشین و احساسیِ جیاچینو (که در نسخه بلو-ری هم بهخوبی برجسته است) به «سوپر 8» حالتی جادویی میدهد. هالهٔ گرم نوستالژی بر کل اثر سایه انداخته—هرگز زننده نیست و همیشه لبخند بر لب میآورد—و در عین آرامش، راوی تأملی درباره ضرورت رها کردن و نیز تأملی قابلفهم درباره غم و دردهای رشد است. بازیگران برای کارگردانشان معجزه میکنند؛ فانینگ و کورنتی نمونهاند؛ بازیشان خام و پرانرژی است، ساده و باورپذیر. بازی گریفیتس هم بهعنوان کارگردانِ مشتاق با صدای بم فوقالعاده است؛ ادای احترامی لطیف به جوانان فیلمسازی که زمانی ابرامز خود یکی از آنها بوده. الدارد و چاندلر در نقش دو پدر بسیار تأثیرگذارند و دردِ کنار آمدن با والدینی تنها و فقدان را عمیق نشان میدهند.
ابرامز خود فیلم را با دقت و ظرافت ساخته و ضربانِ تمها را خوب شناخته تا فیلم را پیش ببرد. توجه او به جزئیاتِ دوره زمانی تحسینبرانگیز است؛ از اشارههای دیالوگی به واکمن و پارانویا نسبت به شوروی گرفته تا وسایل داخل اتاقها و خانههای نوجوانان، نشان میدهد او با دههٔ هفتاد و اوایل هشتاد آشنایی دارد. اسپیلبرگ آن زمان هنوز کارگردانی مطرح بود اما به نظر میرسید مشعل سینما بهخوبی به دست ابرامز منتقل شده است. پس از موفقیت استار ترک، او این فیلم دلپذیر را ساخت که عشق بیپردهٔ او به سینما در آن مشهود است. امتیاز: 9/10
گاهی احساس میکنم سلیقه و علاقهام راهِ کمترپیمودهای را میرود؛ به هر حال «سوپر 8» یکی از فیلمهای موردعلاقهام شد—حقیقتش را گفتم. فیلم ژانرها را مخلوط میکند: علمی-تخیلی، کمی رشد و بلوغ، و بخشی هم فیلمدرونفیلم. من این فیلم را دستکم سه بار دیدهام و احتمالاً باز هم خواهم دید. یادآور فیلمِ «Monsters» است، یک فیلم کوچکِ علمیتخیلی/هیولایی که من خیلی دوست دارم. صحنۀ قطار حدود بیست دقیقه پس از آغاز فیلم یک صحنهٔ تمامعیارِ بلاکباستر است؛ بهقدری تأثیرگذار که میتواند باقی فیلم را در مقایسه کماوج کند، اما داستان لازم بود که آن صحنه دقیقاً در همانجا رخ دهد. هرچند بعد از آن اکشن و تعلیق کمی کاهش مییابد، فیلم به ساختن داستان و پرداخت شخصیتها میپردازد.
بازیگران جوان در این فیلم درخشاناند؛ شاید نظر من در اقلیت باشد، اما آنها مانند بچههای واقعی رفتار میکنند—گاهی دقیق و بامزه، گاهی کودکانه—نه مانند آدمبزرگهای کوچک با دیالوگهای بزرگسالانه. دقت کنید که گفتم «فیلم موردعلاقهام»، نه «بهترین فیلم». حتما فیلمهایی هستند که از نظر ساخت بهتراند، اما احتمالاً نمیخواهم بسیاری از آنها را بارها ببینم، درحالیکه «سوپر 8» را بارها دیدهام.
داستان فیلم درباره گروهی پسر است که عاشق فیلمبرداری با دوربین سوپر ۸ هستند و هدفشان ساختن فیلمی است چون جادوی سینما را دوست دارند. در ابتدا تصادف قطار بیشتر چشمنواز تا واقعگرایانه به نظر میرسد. هم در برخی نقاط داستان و هم در فضاپردازی شباهتهایی به سریال Stranger Things دارد؛ به نظر میرسد سازندگان آن سریال هم از این فیلم الهام گرفتهاند. این فیلم برای تماشای کودکان هم مناسب است. پایانبندی چندان قانعکننده نبود؛ فیلم لذتبخش است اما در برخی جاها میتوانست پرداخت بهتری داشته باشد. به دوستداران اواخر دههٔ هفتاد و داستانهای گروهی دوستان توصیه میکنم؛ فیلمی کاملاً به سبکِ آمریکایی.
79/100
گروهی از نوجوانان که در حال فیلمبرداری با دوربین ۸ میلیمتری بودند شاهد یک سانحهٔ وحشتناک قطار میشوند که محمولهای بیگانه در خود دارد. قبلاً زیاد به این فیلم توجه نکرده بودم، اما بعد از دیدن یک تریلر قدیمی همسرم و من تصمیم گرفتیم آن را ببینیم. چه فیلم خوشایندی بود! بچهها عالی بازی کردند و مثل بچههای واقعی رفتار کردند. جلوههای ویژهٔ عملی خوب بود، بهویژه صحنهٔ قطار، و بیگانه هم بهاندازهٔ کافی زشت و هیولاگونه بود. قصه خوب مدیریت شده بود؛ توطئهٔ نظامی بهاندازهٔ خود بیگانه شرور جلوه میکرد و در عین حال لحظات احساسی و دلنشینی هم ارائه میداد. کار خیلی خوبی بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران