پس از اینکه دوست دختر سابقش به قتل رسید و او به مضنون اصلی تبدیل شد "راستی سبیچ" به جستجوی قاتل اصلی می رود و متوجه می شود که او نزدیکتر از آنچه تصور میکرده است...
پس از اینکه دوست دختر سابقش به قتل رسید و او به مضنون اصلی تبدیل شد "راستی سبیچ" به جستجوی قاتل اصلی می رود و متوجه می شود که او نزدیکتر از آنچه تصور میکرده است...
عشق؛ قاتلی خاموش است.
«مظنون بیگناه» به کارگردانی آلن جی. پاکولا ساخته شده و فیلمنامه را خود او همراه فرانک پیِرسون از رمان اسکات توورو اقتباس کردهاند. بازیگران اصلی فیلم هریسون فورد، برایان دنهی، بانی بیدلیا، رائول جولیا، پل وینفیلد، جان اسپنسر و گرتا اسکاچی هستند. موسیقی را جان ویلیامز و ریچارد ولف ساختهاند و فیلمبرداری بر عهده گوردون ویلیس است.
داستان درباره روستی سابیش (فورد)، دادستانی...
عشق؛ قاتلی خاموش است.
«مظنون بیگناه» به کارگردانی آلن جی. پاکولا ساخته شده و فیلمنامه را خود او همراه فرانک پیِرسون از رمان اسکات توورو اقتباس کردهاند. بازیگران اصلی فیلم هریسون فورد، برایان دنهی، بانی بیدلیا، رائول جولیا، پل وینفیلد، جان اسپنسر و گرتا اسکاچی هستند. موسیقی را جان ویلیامز و ریچارد ولف ساختهاند و فیلمبرداری بر عهده گوردون ویلیس است.
داستان درباره روستی سابیش (فورد)، دادستانی است که ناگهان بهعنوان مظنون قتل همکار سابق و معشوقهاش، کارولین پولهموس (اسکاچی)، شناخته میشود؛ زن جوانی که در خانهاش مورد تجاوز قرار گرفته و کشته میشود. هرچه شواهد علیه روستی بیشتر میشود و فشارها بر ستونهای زندگی زناشوییش افزونتر میگردد، او وکیل برجستهای به نام سندی استرن (جولیا) را برای دفاع در دادگاه میگمارد. مبارزه با سیستمی که خودش آن را خوب میشناسد، به گشودن پروندهای پیچیده و دردناک میانجامد.
فیلمِ پاکولا بیش از یک درام حقوقی ساده است؛ سازندگان عمیقاً به سازوکارهای سیاسی دفتر دادستانی، مراحل پیچیدهٔ تحقیقات پلیسی و فرآیندهای حقوقی در دادگاه میپردازند. در مرکز قصه جنایتی هولناک قرار دارد که متهم آن یک وکیل است؛ اینکه او مجرم است یا بیگناه، تا پایان مهیج و غافلگیرکنندهٔ فیلم نامشخص میماند. فضای رازآلود فیلم از ابتدا تا انتها سنگینی میکند و پاکولا با استفاده از بازگشتهای زمانی، طرحهای فرعی و پرداختهای دقیق، آرامآرام رازها را نمایان میسازد. فیلمبرداری گوردون ویلیس و حرکت دوربینِ درشتِ پاکولا حس خفقانآور و تنگینفسِ سازگار با یک زندگی زناشویی سست و فضای بستهٔ دادگاه را بهخوبی منتقل میکنند.
از نظر بازیگری، انتخابها بسیار درخور توجهاند. فورد نقشِ مردی درونگرا و متفکر را کملوری اجرا میکند؛ بازی او تردید در مورد گناه یا بیگناهیاش را برای تماشاگر حفظ میکند که خود گواهی بر کیفیت اجراست. بانی بیدلیا بهخوبی نقش همسری آرام و مقاوم را بازی میکند که با فروپاشی رابطهاش دستوپنجه نرم میکند. رائول جولیا نیمهٔ دوم فیلم را در دادگاه در مشت دارد و حضوری مسلط و تعیینکننده نشان میدهد. دنهی در نقش مردی با اخلاق متزلزل بازی میکند و اسکاچی بهخوبی جذابیت مرموز و زنانهٔ یک «فمفَتال» را منتقل میکند. پل وینفیلد حضور قدرتمندی بهعنوان قاضی پرونده دارد و جان اسپنسر همانطور که همیشه قابل اتکا است، ظاهر میشود. تنها نقاط ضعف تا حدودی به نقشهای دو دادستان—با بازی جو گریفاسی و تام ماردیروسیان—برمیگردد که بهنظر میرسد در مقام وکلای مدعی پرونده، ضعیف و کماثر اجرا شدهاند.
این فیلمِ فکری و پرتنش یکی از بهترین نمونههای گونهٔ درام حقوقی در سینمای مدرن است؛ اثری دقیق، متعادل و پر از فاششدنهای حسابشده که تا آخر مخاطب را درگیر نگه میدارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران