فيلم آغوش هاي گسسته ساخته پدرو آلمودووار کارگردان اسپانيايي تبار با بازي پنلوپه کروز روايت نويسنده اي نابيناست که 14 سال قبل در تصادف رانندگي علاوه بر بينايي، عشق خود (لنا) را از دست داده است....
فيلم آغوش هاي گسسته ساخته پدرو آلمودووار کارگردان اسپانيايي تبار با بازي پنلوپه کروز روايت نويسنده اي نابيناست که 14 سال قبل در تصادف رانندگي علاوه بر بينايي، عشق خود (لنا) را از دست داده است....
نامزد دریافت ۱ جایزهٔ بفتا؛ در مجموع ۹ جایزه و ۴۶ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2147
آغوشهای شکسته؛ نامهٔ عاشقانهٔ هچکاکوارِ پدرو آلمودووار به سینما
در «آغوشهای شکسته» آلمودووار چندان به دنبال گشودن شاخهای نو نیست، بلکه خاکی را که سالها پرورانده، بار دیگر بهنخوت درمیآورد. پس از آثارِ برجستهای چون «با او صحبت کن» و «برگرد»، این فیلم نه انقلابی بلکه اوجِ ظریفِ دغدغههای کارگردان اسپانیایی است که از منظری آشکاراً هچکاکی بازخوانی شدهاند.
فیلم همچون اوریگامی پیچیدهای باز میشود؛ زمان بر...
آغوشهای شکسته؛ نامهٔ عاشقانهٔ هچکاکوارِ پدرو آلمودووار به سینما
در «آغوشهای شکسته» آلمودووار چندان به دنبال گشودن شاخهای نو نیست، بلکه خاکی را که سالها پرورانده، بار دیگر بهنخوت درمیآورد. پس از آثارِ برجستهای چون «با او صحبت کن» و «برگرد»، این فیلم نه انقلابی بلکه اوجِ ظریفِ دغدغههای کارگردان اسپانیایی است که از منظری آشکاراً هچکاکی بازخوانی شدهاند.
فیلم همچون اوریگامی پیچیدهای باز میشود؛ زمان بر خودِ روایت تا خورده و داستان عاشقانهٔ تراژیکِ بین فیلمساز ماتئو بلانکو و موزهاش لنا را آشکار میسازد. آلمودووار در اینجا ادای دینی به علاقهٔ هچکاک به تماشاگرمحوری، عشق محکوم به فنا و مرز باریک میان آفرینش و ویرانی میکند. عناصر نوآرِ فیلم — حسادت، انتقام، هویتهای پنهان — گویی اشارههایی عمدی به استاد تعلیقاند، اما در اجرا بهروشنی ویژگیهایی آلمودوواری دارند.
در مرکز این روایت کلاژگونه، پنلوپه کروز میدرخشد و نقشِ لنا را با پیچیدگیای قابلتوجه ایفا میکند. او همزمان بهعنوان موضوع و ابژه، قربانی و عامل سرنوشت خود حضور دارد. کروز توانسته بهقولی ناممکن، شفافیتِ عاطفی را تصویر کند در حالی که هستهای مرموز و ناشناخته حفظ میکند — مخاطب گویی با لنا از نزدیک آشنا میشود، اما همچنان از ناشناختنیِ بنیادینِ او متأثر و هراسان است. این تحول بازیگریِ کروز در سایهٔ هدایتِ آلمودووار را نشان میدهد.
ابعاد متاسینماییِ «آغوشهای شکسته» — فیلم درونِ فیلم، بازکاویِ چشماندازِ کارگردان (و حرفاً از دست رفتنِ آن)، و مناسباتِ قدرت در فرایند خلق — تالاری از آیینه میآفریند که در آن هنر و زندگی پیوسته یکدیگر را بازتاب میدهند. آلمودووار گویی دربارهٔ رابطهاش با سینما سخن میگوید و پنداشته شدنِ آفرینش را نوعی عشق وسواسی مطرح میسازد.
از نظر بصری، فیلم تسلطِ آلمودووار بر نمادپردازیِ رنگ و دقتِ ترکیببندی را به نمایش میگذارد. هر قاب گویی با نیت ساخته شده است و پالتِ زنده و مشخصِ او در خدمت روایت است، نه صرفاً لذتِ زیباشناسانه. تفاوت میان تناژهای گرم و حسیِ رابطهٔ عاشقانه و پالتِ سردتر و سختترِ پیامدها، خود روایتِ احساسیِ ویژهای را بازمیگوید.
«آغوشهای شکسته» شاید جهشی در کارنامهٔ آلمودووار بهحساب نیاید، اما نشان میدهد که یک فیلمساز بزرگ چگونه با اطمینانِ کامل تأثیرات و وسواسهایش را در اثری ترکیب میکند که از نظر احساسی غیرمنتظره و تأثیرگذار است. همانطور که در آثارِ پایانیِ هچکاک نیز دیده میشود، این فیلم بیشتر به آشکار ساختنِ رمز و رازهای عمیقی میپردازد که همواره محرکِ بینشِ هنریِ سازنده بودهاند تا به شوکه کردنِ مخاطب.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران