دو شریکِ یک جوینده طلا بهنام «کیبل هوگ» (روباردز جونیز) همه دار و ندار او از جمله قاطر و قمقمه آبش را به زور اسلحه میگیرند. «هوگ» سرگردان در میان برهوت در آستانه مرگ است که معجزهای نجاتش میگیرند. «هوگ» سرگردان در میان برهوت در آستانه مرگ است که...
دو شریکِ یک جوینده طلا بهنام «کیبل هوگ» (روباردز جونیز) همه دار و ندار او از جمله قاطر و قمقمه آبش را به زور اسلحه میگیرند. «هوگ» سرگردان در میان برهوت در آستانه مرگ است که معجزهای نجاتش میگیرند. «هوگ» سرگردان در میان برهوت در آستانه مرگ است که...
دید شاعرانهٔ سم پکینپاه از غرب، به کارگردان و تماشاگر هر دو طنز و آرامش میبخشد.
سرودِ کیبل هوگ تصویری شاد و خوشمشرب از پکینپاه به نمایش میگذارد. در اینجا چیزی نیست که سانسورچیان را نگران کند؛ خشونت اندکی هست و برخی صفات زشت انسانی در داستان پدیدار میشود، اما در نهایت فیلمی بامزه و تأثیرگذار است که بار دیگر به یکی از تمهای مورد علاقهٔ...
دید شاعرانهٔ سم پکینپاه از غرب، به کارگردان و تماشاگر هر دو طنز و آرامش میبخشد.
سرودِ کیبل هوگ تصویری شاد و خوشمشرب از پکینپاه به نمایش میگذارد. در اینجا چیزی نیست که سانسورچیان را نگران کند؛ خشونت اندکی هست و برخی صفات زشت انسانی در داستان پدیدار میشود، اما در نهایت فیلمی بامزه و تأثیرگذار است که بار دیگر به یکی از تمهای مورد علاقهٔ پکینپاه — گذرِ غربِ قدیم — میپردازد. تفاوت اینجاست که او با طعنه و لبخند، تشنگی برای کسب ثروت را که سراسر کشور را فرا گرفته، تماشا میکند.
کِیبل هوگ جویندهٔ معدن است که توسط دو شریک دورو، بوون و تگارت، در بیابان رها میشود. هنگام پرسهزنی در بیابان و حرفزدن با خدا، هوگ در طوفان شن فرو میافتد و پس از کندن، معجزهٔ آب را مییابد (گرچه در آگهیاش غلط املایی بزرگی دارد). دیدار با واعظی به نام جوشوا هوگ را قانع میکند که چشمهاش را ثبت اختراع کند و با فروش آب به کاروانسرای عبوری که از کنار واحهاش میگذرد، پولی هنگفت به جیب بزند. پس از انعقاد قراردادی در شهر «دد داگ»، وضعیت هوگ رو به سامان میآید و در کنار همهٔ اینها دل به هیلدی، زن روسپی زیبا، میبازد. فیلم—همانگونه که خودِ هوگ گاهی طنازی میکند—تا وقتی که به پیچ تاریکی میرسد، خود را بهعنوان اثری درخشان معرفی کرده است. به نظر میرسد انتقام به منوی تازهٔ چشمهٔ کیبل راه یافته است.
این فیلم از میان آثار خودِ پکینپاه، مورد علاقهٔ او بود؛ شخصیترین اثر او و ظاهراً او جنبههای زیادی از خود را در کیبل هوگ بازمیشناخت، و به همین دلیل فیلم بار احساسی بیشتری پیدا میکند. اما نکتهٔ بارز، طنز نهفته در آن است؛ این پکینپاهِ هماهنگ با خودش است و نتیجه، لطافتی شاعرانه است.
بازیگران عالیاند: جیسون راباردز در نقشِ عنوانی فوقالعاده است و استلا استیونز در نقش هیلدی، نمونهٔ یک بازیگر توانا را نشان میدهد—تا جایی که جای تأسف است پس از این فیلم دوران کاری درخشان و پُرثمری نداشت. بازیگران مورد علاقهٔ پکینپاه مثل استروتر مارتین، ال.کیو. جونز و اسلیم پیکنز با بازیهای مؤثرشان وفاداریشان را ثابت میکنند، و دیوید وارنر در نقش واعظ آشفته و لذتجوی جوشوا با گرایشهای هِدونیستیاش عملاً صحنهها را مال خود میکند.
اگر با انتظار یک وسترنِ پرخشونت به سراغ این فیلم نروید، از ضربان تماتیکِ آن خوشایندانه شگفتزده خواهید شد. نوعی متفاوت از پکینپاه، اما همچنان اثری ضروری از او. امتیاز: ۹ از ۱۰.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران