درست در زمانی که تصمیم به جدایی میگیرند، «لیندا» و «پکستون» مجبور میشوند که با شروع قرنطیه خانگی مدت دیگری را در کنار یکدیگر سپری کنند و در ادامه با بهبود یافتن رابطهشان، نقشه یک سرقت بزرگ را طراحی میکنند و...
درست در زمانی که تصمیم به جدایی میگیرند، «لیندا» و «پکستون» مجبور میشوند که با شروع قرنطیه خانگی مدت دیگری را در کنار یکدیگر سپری کنند و در ادامه با بهبود یافتن رابطهشان، نقشه یک سرقت بزرگ را طراحی میکنند و...
دیدن فیلمی که در زمان همهگیری جهانی ساخته شده، در حالی که خودمان هم درگیر همان همهگیری هستیم، میتواند بسته به احساس تماشاگر نسبت به بحران واقعی، تأثیر منفی قابلتوجهی داشته باشد. راستش انتظاراتم خیلی بالا نبود، اما «لاکدَون» یکی از خوشایندترین شگفتیهایی بود که در چند ماه اخیر دیدم.
فیلمنامهٔ استیون نایت با طنزی زیرکانه نوشته شده و پر از شوخی دربارهٔ احمقانهترین رفتارهای انسانی...
دیدن فیلمی که در زمان همهگیری جهانی ساخته شده، در حالی که خودمان هم درگیر همان همهگیری هستیم، میتواند بسته به احساس تماشاگر نسبت به بحران واقعی، تأثیر منفی قابلتوجهی داشته باشد. راستش انتظاراتم خیلی بالا نبود، اما «لاکدَون» یکی از خوشایندترین شگفتیهایی بود که در چند ماه اخیر دیدم.
فیلمنامهٔ استیون نایت با طنزی زیرکانه نوشته شده و پر از شوخی دربارهٔ احمقانهترین رفتارهای انسانی در دوران قرنطینه است؛ از تعداد بیمنطق رولهای دستمال توالت تا دعواهای بیاهمیت در خانه. اجرای آن هاتاوی و چیوتل اجیوفور با دو پردازش بسیار بامزه، روایت ساده اما سرگرمکننده را بهطرزی چشمگیر بالا میبرد. شیمی میان آنها بسیار طبیعی است و شخصیتهایشان هم به همان اندازه بامزهاند.
داگ لیمان یک داستان تقریباً دو ساعتهٔ خوشمشرب، بیتنش و عمدتاً واقعینما دربارهٔ زوجی که باید دوباره کشف کنند چه چیزی آنها را عاشق هم کرده، ساخته است... دستکم تا آغاز پردهٔ سوم کاملاً نامعقول. بله، کل فیلم از فرمولی کلیشهای پیروی میکند، اما نیمساعت پایانی ناگهان به یک سرقت مضحک بدل میشود که تا آن نقطه ارتباط منطقیای با شخصیتها یا داستان ندارد (و علاوه بر آن دهها مشکل منطقی ایجاد میکند).
در مجموع، این فیلم را به کسانی پیشنهاد میکنم که چند ساعت اضافه برای تماشای چیزی سبک روی تلویزیون دارند، اما اگر واقعاً میخواهید از وضعیت جهانی فعلی فرار کنید یا آن را فراموش کنید، شاید بهتر باشد دیدن این فیلم را به زمان دیگری موکول کنید.
امتیاز: B-
—
دهشتناک. از این فیلمهای بد دربارهٔ قرنطینه که سعی میکنند سال گذشته را کماهمیت جلوه دهند، واقعاً خستهام.
—
نقد: لاکدَون (۲۰۲۱)
امتیاز: 4/10
«لاکدَون» یک شیء سینمایی جالب است — فیلمی که تا حد زیادی به لحظهٔ تولیدش گره خورده و بیشتر شبیه یک کپسول زمانی پُر از ستارهها و ایدهٔ کلی بهنظر میرسد تا یک فیلم معمولی. این فیلم به کارگردانی داگ لیمان و نویسندگی استیون نایت، داستان زوجی لندنی (با بازی آن هاتاوی و چیوتل اجیوفور) را دنبال میکند که در آستانهٔ جداییاند و بیحوصلگی ناشی از قرنطینه آنها را به برنامهریزی برای یک سرقت پرریسک میکشاند. با وجود بازیگران توانا، فیلم از نظر لحن آشفته و خودآگاه است و نقدهای منفیاش تا حدی بهجا است؛ تنها جسارت صریح داستان و تلاش بیدریغ بازیگران مانع از نمرهٔ پایینتر آن شده است.
پارادوکس مرکزی و پرسشها:
اینکه فیلمی دربارهٔ همهگیری در همان زمان همهگیری عرضه شود، سؤال مهمی ایجاد میکند: ساخت این فیلم چقدر طول کشیده؟ پاسخ شگفتانگیز است: فیلم در حدود شش ماه در سال ۲۰۲۰ نوشته و فیلمبرداری شد (بهصورت مخفی و تحت پروتکلهای سخت کووید در لندن) و بهسرعت منتشر شد. این شتاب توضیح میدهد چرا فیلم انرژی خام و فوری دارد اما دیدگاه و فاصلهگیری لازم را از موضوع ندارد؛ یعنی در حالی واکنش نشان میدهد که هنوز در میانهٔ خودِ بحران است.
نکات مثبت (بهزحمت):
- تلاش قابل تحسین بازیگران: هاتاوی و اجیوفور بازیگران فوقالعادهایاند که کاملاً به متن متعهد میشوند و با شدتی صحنهوار دربارهٔ اضطرابهای وجودی، سرمایهداری و عشق تکگویی میکنند. آنها تنها دلیل قابل تحمل بودن فیلماند.
- لحظات اصالت: در سکانسهای آرامتر و کمتر مبتنی بر پیچشهای روایی، فیلم احساسات مشخص و جهانی قرنطینه—مانند خفگی فضای بسته، تماسهای ویدیویی عجیب و دعواهای کوچک ناگهانی—را با دقتی دردناک ثبت میکند؛ این لحظات اکنون نقش یک سند تاریخی را ایفا میکنند.
دلایل شکست جدی فیلم:
- نوسان لحن: فیلم نمیتواند تصمیم بگیرد چه نوعی است. از درام خانوادگی گرفته تا رسالهٔ فلسفی متظاهر و کمدی نشتی سرقت، دائماً جهش میکند و هر ژانری را که میخواهد در برگیرد تضعیف میکند.
- هستهای بدبینانه و بیپایه: چرخش به سمت سرقت کمتر شبیه انتخابی ارگانیک از سوی شخصیتهاست و بیشتر شبیه ترفندی از سوی فیلمنامهنویس برای تزریق «هیجان» است. اینکه همزمان از طمع شرکتها گله شود و برنامهریزی برای سرقت چندمیلیون پوندی صورت گیرد، پیام اجتماعی فیلم را مبهم و ریاکارانه میکند.
- نفرینِ «لحظهای بودن»: تلاش برای بسیار بلافاصله و مرتبط بودن باعث شده فیلم بهسرعت کهنه شود. چیزی که در اواخر ۲۰۲۰ خام و زنده بهنظر میرسید، اکنون ناهنجار، تاریخگذشته و تا حدی سوءاستفادهگر از یک تراژدی جمعی احساس میشود؛ تراژدیای که کمان روایی منظم یا پایان شایستهٔ یک فیلم سرقت را ندارد.
حکم نهایی:
«لاکدَون» کمتر یک فیلم خوب است و بیشتر یک تجربهٔ جسورانه اما ناموفق؛ مطالعهای دربارهٔ اینکه سرعت و مرتبطبودن نمیتوانند جایگزین انسجام روایی و بینش واقعی شوند. اگر کنجکاوید بازیگران درجهیک را در مواجهه با فیلمنامهای نوشتهشده در تبِ بحران جهانی ببینید، یا به دنبال نمونهای عجیب از فرهنگ پَساکرونایی هستید، ارزش دیدن دارد؛ اما بهعنوان سرگرمی یا درامی معنادار دربارهٔ روابط تحت فشار، بیشتر یک ناکامی است—پروژهای خوشاجرا اما در نهایت قفلشده که کلیدش را پیدا نمیکند.
تماشا کنید اگر: طرفدار آثار آن هاتاوی یا چیوتل اجیوفور هستید یا به رسانههایی که بلافاصله در پاسخ به رویدادهای بزرگ جهانی تولید شدهاند علاقهمندید.
از دیدن صرفنظر کنید اگر: دنبال یک فیلم سرقت منسجم و لذتبخش یا درامی بُرنده دربارهٔ روابط زیر فشار هستید؛ این تجربه آشفته، متظاهر و اغلب ناامیدکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران