“کالوم لینچ” (مایکل فاسبندر) خاطرات جد خود “آگولار” را مرور می کند و متوجه مهارت های یک استاد قاتل می شود، و به این نتیجه میرسد که خود او نیز یکی از نوادگان حزب مخفی “آدمکش ها” می باشد ...
“کالوم لینچ” (مایکل فاسبندر) خاطرات جد خود “آگولار” را مرور می کند و متوجه مهارت های یک استاد قاتل می شود، و به این نتیجه میرسد که خود او نیز یکی از نوادگان حزب مخفی “آدمکش ها” می باشد ...
فیلمی سرگرمکننده. صحنههای اکشن فراوان و پیچشهای داستانی خوبی در سراسر فیلم دارد که آن را جذابتر میکنند. شخصیتها بهخوبی پرداخت شدهاند و هر کدام عمق قابلتوجهی دارند. اجرای بدلکاریها عالی است و نماهای نفسگیری در طول فیلم وجود دارد. نسبت به سایر اقتباسهای بازیهای ویدئویی مثل «دوم» و «وارکرفت: آغاز»، وفاداری بیشتری به بازیها نشان میدهد و در عین دور شدن از بعضی جنبههای...
فیلمی سرگرمکننده. صحنههای اکشن فراوان و پیچشهای داستانی خوبی در سراسر فیلم دارد که آن را جذابتر میکنند. شخصیتها بهخوبی پرداخت شدهاند و هر کدام عمق قابلتوجهی دارند. اجرای بدلکاریها عالی است و نماهای نفسگیری در طول فیلم وجود دارد. نسبت به سایر اقتباسهای بازیهای ویدئویی مثل «دوم» و «وارکرفت: آغاز»، وفاداری بیشتری به بازیها نشان میدهد و در عین دور شدن از بعضی جنبههای داستان، آنچه باعث محبوبیت بازیها شده را حفظ کرده است. فیلم خوبی است و ارزش دیدن دارد.
در واقع من این فیلم را خیلی دوست داشتم — صحنههای اکشن هیجانانگیزند و فضایی شبیه کیفیتِ آثار Jason Bourne دارند. فَسبندر، کوتِیارد و آیرونز نقششان را خوب ایفا کردهاند و به جذابیت شخصیتها کمک میکنند، طوری که بتوان از بسیاری از باگها یا مضحکههای فیلمنامه چشمپوشی کرد. در مجموع 8/10.
من چندین نسخه از بازی Assassin's Creed را تجربه کردهام، و حتی برای من هم خیلی از بخشهای فیلم بیمعنی بود. بازیگران فوقالعادهای هدر رفتهاند روی چیزی که بهاحتمال به فهرست طولانی اقتباسهای ضعیف از بازیهای ویدئویی اضافه خواهد شد. امتیاز نهایی: ★★ — بعضی چیزها برایم جذاب بود، اما محصول نهایی ضعیف است.
اگر بخواهم صادق باشم، از این فیلم لذت بردم، اما همزمان کمی ناامید هم شدم. فیلم پر از اکشن، کمی رمز و راز کتابی-مذهبی و مقدار کمی علمیتخیلی است؛ در مجموع سرگرمکننده است اما انتظار بیشتری داشتم. داستان درباره مردی کمهمدلی است که ناگهان بهعنوان نیای مستقیم یک جنگجوی باستانی از یک انجمن مخفی آدمکشها شناخته میشود که از «سیب عدن» محافظت میکردند. از آنجا که او شباهت زیادی به نیای خود دارد، برای شوالیههای معبدی که میخواهند از «حافظه ژنتیکی» استفاده کنند، گزینهای ایدهآل بهنظر میرسد تا آنها را به سیب هدایت کند. بله، میدانم این کمی کشش علمی دارد، اما فیلمی فانتزی/علمیتخیلی است و از یک بازی ویدئویی اقتباس شده، پس باید کمی ارفاق کرد. من خودم بازی را انجام ندادهام و نمیدانم چقدر فیلم از بازی پیروی میکند، که شاید برای فیلم بهتر هم باشد. چیزی که برایم مشکلساز بود این ایدهٔ بیمنطقِ سیب بهعنوان حامل «کد ژنتیکی اختیار» بود — حرفی پر از اغراق و تناقض. صحنههای اکشن و مبارزهای خوبی در فیلم هست، اما بیشتر آنها فلشبک به زمان نیای کالوم است و خودِ کالوم در زمان حال تا انتهای فیلم خیلی وارد صحنه نمیشود. وقتی کالوم بالاخره در زمان حال وارد مبارزه میشود، بهنظرم دیر و کم است. در کل از فیلم بیشتر انتظار داشتم؛ ریتم فیلم آرام است و جز صحنههای اکشن فلشبک، چیز زیادی برای جلب توجه وجود ندارد. بازیگری هم قابل قبول است اما فراتر از آن نیست.
همه چیز دربارهٔ سیب عدن! یکی از فیلمهایی که انتظار زیادی برایش کشیده شد، اما برای من ناامیدکننده بود. من بازی را تجربه نکرده بودم و از قبل اطلاعات زیادی دربارهٔ شخصیتها یا جهان داستان نداشتم، اما پس از دیدن فیلم متوجه نشدم چرا بازی آنقدر مشهور است؛ فیلم آنقدر خوب نیست. مقایسه فرمتهای مختلف منصفانه نیست، اما واقعیت این است که این فیلم جز آثار ضعیف میان عناوین بزرگ امسال است. فکر میکردم شبیه «ماتریکس» باشد، اما بهجای آن بیشتر شبیه ماجراجوییای با حالوهوای دورهای است. بازیگران خوباند اما بقیهٔ عناصر فیلم نه. چیزی که بیش از همه آزارم داد، اتمسفر دودآلودِ سکانسهای مربوط به اسپانیا بود؛ آنقدر مهآلود و دودی که دیدن و فهم دقیق جریان سخت بود. امیدوارم دنبالهای ساخته نشود، اما اگر باشد باید معجزهای رخ دهد تا تصویری که این قسمت ایجاد کرده پاک شود. فیلم تماشایی است، اما دوستداشتنی یا لذتبخش نیست — صرفاً برای گذراندن وقت. امتیاز: 4/10.
من این فیلم را اخیراً خریدم و با انتظارات بسیار پایین شروع به تماشای آن کردم. با فیلمی خوشریتم و با استایل مواجه شدم که بیشتر روی ابهام و مرموز بودن (و کمی آشنایی با فرنچایز بازی) اتکا دارد تا توضیحات مفصل و شخصیتپردازی. این «نقص» بهنظرم دقیقاً به سبک فیلم میآید و به منبع اقتباس احترام میگذارد و دنیای داستانی جذابی میسازد. از منظر فیلمبین دقیق، ممکن است این فیلم بسیار زیبا جلوه کند؛ برخی قابها و انتخابهای نوری قابل توجهاند و تأکید سازندگان روی اثرات عملی بهجای کامپیوترگرافیک در صحنههای اکشن خوب جواب داده است. توصیه میکنم فیلم را ببینید — ممکن است عاشقش نشوید، اما قطعاً ارزش دیدن را دارد.
تو انتخابشده بودی! قرار بود فیلمهای بد اقتباسی را نابود کنی، نه اینکه به آنها بپیوندی! قرار بود به سینما تعادل ببخشی، نه اینکه آن را در تاریکی رها کنی!
نحس فیلمهای اقتباسی از بازیهای ویدئویی. بهنظر میرسد لعنت یا بیماریای بر این نوع آثار نشسته، چون نمونههای شایستهٔ توجه بسیار کماند و تعداد آثار افتضاح بسیار بالاست. با وجود شناخت جزئی از بازی—که خودم بازی نکردهام اما دربارهاش خواندهام—امیدوار بودم فیلم خیلی بد نباشد. فیلم در گسترهٔ ژانر خود نکات مثبتی دارد، مخصوصاً جنبههای فنی و بصری و صحنههای اکشن با کرئوشنهای بسیار سبکدار و گاهی غیرواقعی ولی تماشایی. فیلمبرداری خوب است و استفادهٔ چشمگیر از CGI و منابع دیجیتال قابلستایش است. بهنظر میرسد جاستین کورزل کارگردان ترجیح داده فیلم را به جشنوارهای از جلوههای بصری تبدیل کند تا اثری منسجم بسازد؛ این تمرکز افراطی بر تصویر شامل نماهای هوایی خیرهکننده و دکورهای مفصل دوران اسپانیا میشود که با لوکیشنهای واقعی مثل الحمرا ترکیب شدهاند. این موضوع ما را به نخستین مشکل فیلم میرساند: فقدان مصلحتآمیز دقت تاریخی. با اینکه فیلم برگرفته از بازی است و شاید این موضوع تا حدی قابل چشمپوشی باشد، اما وقتی از محبوبیت شوالیههای معبد استفاده میشود و آنها را در زمان پادشاهان کاتولیکِ اسپانیا قرار میدهند، خطا مشخص میشود؛ چون تشکیلات معبدی در 1312 منحل شده بود، که تقریباً 250 سال قبل از زمان پادشاهان کاتولیک است. کسی که فیلمنامه را نوشته ظاهراً کتابهای تاریخ را نادیده گرفته. بازیگران شناختهشده و توانا هستند اما به آنها چیزی قابلتوجه داده نشده؛ شخصیتها در حد اسماند و بازیگران بهنظر میرسد به نوعی دارند از خود بازی میکنند. مایکل فَسبندر تا حدی خودش با کلاهی بر سر ایفای نقش میکند، چون شخصیت بیشتر کلیشهای و بیهویت است. مَریون کوتِیارد، بازیگر بزرگی است و بعید نیست برای پذیرفتن چنین نقشِ سخیفی دستمزد خوبی گرفته باشد، و جرمی آیرونز هم دوباره همان منفیپردازی تکراریاش را انجام داده. آنچه واقعاً فیلم را رنجآور میکند، فیلمنامهٔ ناکارآمد و کارگردانی ضعیف است. نگارش فیلمنامه آشفته است و ایدههای متناقض و در هم مانند سفر در زمان، حافظهٔ ژنتیکی، ماشینهای آیندهنگر، اینکوئیزیشن، معبدیها، کلمبوس، پادشاهان کاتولیک اسپانیا، یک فرقهٔ اسلامی از فارس و دیگر عجایب را کنار هم گذاشتهاند. فیلم بیش از حد خودبزرگبین و خستهکننده است و حس کلیاش خلأ وجودی است، انگار هیچ دلیلی برای این همه وجود ندارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران