فیلم برداشتی از رمانی نوشته "ژول ورن" است و داستان مردی انگلیسی را روایت می کند که تلاش دارد در مقابله با کشتی بخار و راه آهن دور دنیا را در 80 روز بگردد...
فیلم برداشتی از رمانی نوشته "ژول ورن" است و داستان مردی انگلیسی را روایت می کند که تلاش دارد در مقابله با کشتی بخار و راه آهن دور دنیا را در 80 روز بگردد...
برندهٔ ۵ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۱۵ جایزه و ۵ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان3457
بر پایه نگارش برجستهٔ ژول ورن، «دور دنیا در هشتاد روز» کمی کمتر از سه ساعت است. این اولین باری بود که فیلم را میدیدم و واکنش کلیام مثبت است، هرچند کمی احساس نارضایتی و ناتمامی هم در دل مانده است.
فیلیاس فاگ روی شرطی با اعضای باشگاه لندنیاش حساب میکند که نمیتواند در ۱۸۷۲—در دورهای که وسایل نقلیه آنچنان سریع و متنوع نبود—در هشتاد روز...
بر پایه نگارش برجستهٔ ژول ورن، «دور دنیا در هشتاد روز» کمی کمتر از سه ساعت است. این اولین باری بود که فیلم را میدیدم و واکنش کلیام مثبت است، هرچند کمی احساس نارضایتی و ناتمامی هم در دل مانده است.
فیلیاس فاگ روی شرطی با اعضای باشگاه لندنیاش حساب میکند که نمیتواند در ۱۸۷۲—در دورهای که وسایل نقلیه آنچنان سریع و متنوع نبود—در هشتاد روز دور دنیا را طی کند. فاگ با خدمتکار وفادارش پاسپارتو راهی سفری میشود که پر از ماجراها و اتفاقات طنزآمیز است. آنها با شخصیتهای جالبی برخورد میکنند و از انواع وسایل نقلیه استفاده میکنند؛ خلاصه اینکه سفری جادویی است.
تولید فیلم به کارگردانی مایک تاد بسیار پرزرقوبرق است، دکورها شگفتانگیزند و تنوع لوکیشنها با جمع بازیگران متعدد تناسب دارد (در این فیلم میتوانید از پیدا کردن بازیگران مشهور لذت ببرید). طراحی لباس و موسیقی مناسباند، و فیلمبرداری لایونل لیندون که بهدرستی جایزهٔ اسکار گرفت، تصویری غنی و لذتبخش به داستان داده و چشم تماشاگر را نوازش میکند. دیوید نیون در نقش فاگ بینقص ظاهر شده و کانتینفلاس بهعنوان پاسپارتو تقابلی عالی با رفتار باوقار و خشک فاگ ایجاد میکند.
با این حال، علیرغم زیبایی آشکار فیلم، تا حدی طولانی بهنظر میرسد؛ برخی صحنهها بیش از حد کش آمدهاند، در حالی که نسخهٔ کوتاهتر احتمالاً تأثیر مشابهی میداشت. پایانبندی اما کوتاه و شیرین است؛ بله این پایان برازنده است، ولی بعد از تقریباً سه ساعت تماشا انتظار دیدن پایانی باشکوه چندان بیمورد نیست. با این وجود، این موضوع از ارزش سینمایی فیلم کم نمیکند. اینکه ارزش بازبینی مکرر دارد یا نه باید دید... امتیاز: 7.5 از 10.
خیلی دوست داشتم این فیلم را دوست داشته باشم. بازیگران درجهیک و بینظیری دور هم جمع شدهاند تا داستانی اپیک و پرجزئیات را روایت کنند. چه چیزی میتوانست اشتباه شود؟ متأسفانه خیلی چیزها.
دیوید نیون در نقش فاگ خوشپوش و متین خوب است، و پاسپارتوی آکروباتیکِ کانتینفلاس بهعنوان خدمتکار مخصوصی که تنها برای یک روز همراه او میشود، حضور سرگرمکنندهای دارد. با قطارهای بخار، بادکنکها، کشتیها، شترها، اسبها و حتی قایقهای پارویی سفر میکنند و تقریباً همهٔ ستارههای سینما در این سفر کوتاه بهعنوان بخشهایی از جهانگردی رنگارنگ و سرگرمکننده حضور دارند. بین دو مسافر نوعی شیمی وجود دارد، اما آنها اغلب در قابهای جدا از هم ظاهر میشوند و متأسفانه همین تنوعِ بیشازحد داستانها ضعف کار است.
فیلم بیش از حد اپیزودیک است؛ روایت اغلب پیوستگی لازم را ندارد و بیشتر شبیه یک گزارش سفر رنگی و گاه کنایهآمیز است تا یک داستان یکپارچه. حتی حضور بازیگر برجستهای مثل رابرت نیوتون در نقش بازرس فیکس—که گمان میکند فاگ در واقع دزد بانکی بدنامی است—و شیطنتهای دلپذیر شرلی مکلین در نقش پرنسس آئودا هم نتوانسته فیلم را نجات دهد یا بهطور کامل نگه دارد. طولانی بودن فیلم خود مشکل نیست (حداقل اینکه هشتاد روز نیست)، اما اثر کمی بیروح و تخت بهنظر میرسد؛ میتوانست خیلی چیزهای بیشتری داشته باشد که ندارد.
در بیست دقیقهٔ پایانی فیلم اوضاع تا حدودی هیجانانگیز میشود و کشمکشها به اوج میرسند، اما این برای جبران کافی نیست. از نظر فنی فیلم بینقص است—بهویژه فیلمبرداری—طراحان لباس با چالشی بزرگ روبهرو بودهاند و موسیقی ویکتور یانگ با تمهای بینالمللیاش شایستهٔ جایزهٔ اسکار است. شاید فیلم زمان و بودجهٔ زیادی داشته، اما در نهایت کمی ناامیدکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران