"اوان" (کیانو ریوز) مرد متاهلی است که برای یک آخر هفته در خانه تنها است. دو دختر جوان با تقاضای کمک به خانه او پناه می آورند. "اوان" بزودی متوجه می شود آنها می خواهند با عوامل تحریک کننده او را اغفال کنند، بیخبر از اینکه او قرار است وارد یک موش و گربه بازی مرگبار شود...
"اوان" (کیانو ریوز) مرد متاهلی است که برای یک آخر هفته در خانه تنها است. دو دختر جوان با تقاضای کمک به خانه او پناه می آورند. "اوان" بزودی متوجه می شود آنها می خواهند با عوامل تحریک کننده او را اغفال کنند، بیخبر از اینکه او قرار است وارد یک موش و گربه بازی مرگبار شود...
مراقب «دو برش پیتزای رایگان» باشید که تا دم در برایتان میآورند.
فیلمی دیگر که در محیطی منزوی و با بازیگران محدود رخ میدهد؛ فیلمی کمبودجه و بازسازیِ «بازی مرگ». پس از نقشآفرینی قوی در فیلم قبلیاش، کیانو ریوز اینبار دقیقاً خلاف آن نقش بازی میکند. یادتان هست در «جان ویک» چه بلایی سر دو نفری آمد که به خانهاش نفوذ کردند؟ اینجا حالتی شبیهِ «اگر...
مراقب «دو برش پیتزای رایگان» باشید که تا دم در برایتان میآورند.
فیلمی دیگر که در محیطی منزوی و با بازیگران محدود رخ میدهد؛ فیلمی کمبودجه و بازسازیِ «بازی مرگ». پس از نقشآفرینی قوی در فیلم قبلیاش، کیانو ریوز اینبار دقیقاً خلاف آن نقش بازی میکند. یادتان هست در «جان ویک» چه بلایی سر دو نفری آمد که به خانهاش نفوذ کردند؟ اینجا حالتی شبیهِ «اگر او نتواند کنترل اوضاع را در دست بگیرد یا کاری از دستش برنیاید» وجود دارد.
او نقش یک مرد خانوادهٔ عادی را بازی میکند؛ پدری با دو فرزند، همسری زیبا و خانهای بزرگ. تریلر نصف داستان فیلم را لو میدهد، اما باقیِ فیلم چندان بد نیست—هرچند این جمله تعریفی بیش از حد نیست. فیلم بهخاطر فیلمنامهای شُل، در حد میانگین باقی میماند؛ نه تنها قابل پیشبینی، بلکه بیهدف جلو میرود و انگیزهها هم هرگز خوب توضیح داده نمیشوند. بنابراین رمز و راز، همچنان رمز و راز میماند.
این از آن فیلمهایی است که پس از دیدن، مخاطب را به حدس و گمان دربارهٔ احتمالات وامیدارد. فضای بازِ فراوانی برای دنباله وجود دارد، اما احتمال ساخت دنباله کم است. بازیگران زن زیبا و خوشظاهرند و بازیشان هم خوب است. فیلم تلاش کرده ترکیبِ جنایی-هیجانی-اروتیک باشد؛ آیا موفق شده؟ نمیدانم—اثرِ اصلی در دههٔ هفتاد منتشر شد و شاید آن زمان برای مخاطبِ آن دورۀ زمانی بیشتر «جذاب» بوده، اما در دنیای امروز چندان ویژه یا مؤثر نیست، مثل «به قبرت تف میاندازم». میتوان آن را دید و لحظهای لذت برد، اما از نظر سینمایی اگر فیلمنامه، بازیها و پیچشهای دراماتیک قویتری داشت، تأثیرگذارتر میبود.
امتیاز: 5/10
فقط بگو «نه»!
الی راث کارگردانی کرده و فیلمنامه را با نیکولاس لوپز و گیلرمو آمئدو نوشته است. در فیلم کیانو ریوز، لورنزا ایزو و آنا د آرماس بازی میکنند. موسیقی از مانوئل ریرویرو و فیلمبرداری از آنتونیو کوئرسیا است.
ریوز نقش ایوان را بازی میکند؛ همسری وفادار و پدری که در خانه تنهاست و دو دختر جوان خیس و گمشده به در خانهاش میآیند. او از سر مهربانی آنها را راه میدهد؛ اما اوضاع بهسرعت از کنترل خارج میشود.
شاید فکر کنید الی راث از تماشای واکنشها به فیلمش در خانه میخندد؛ این فیلم معمولاً اثری کاملاً متوسط است، اما از مخاطب واکنش میگیرد و این چیزی است که راث از آن رضایت دارد. فیلم در واقع بازسازیِ «بازی مرگ» (۱۹۷۷) اثر پیتر اس. ترینور است.
گاهی احساس میشود که بخشی از یکی از خوابها یا شوخیهای مریض راث را میبینیم. با این حال بازیگران در ایجاد سنگینی دراماتیک ناتواناند (دختران گاهی بیشتر آزاردهندهاند تا ترسناک) و راث سراغ تمهای روانشناسانه رفته تا خون و خشونتِ جلوهای—در نتیجه نوعی حکایت اخلاقی ضعیف در هوا پخش میشود. اشارههایی هم به فیلم نوآر در روایت و تصاویر دیده میشود که کافی نیست تا فیلم را نجات دهد، اما بهعنوان جنبهای فرعی در آشوب خانه جالب توجه است.
امتیاز: 5/10
در نهایت، راث چیزی باارزش به ما داده: با وجود کاستیها، این فیلم تماشاگرش را سرگرم میکند و کار میکند.
سالها پیش فیلمی آمد که در آن دو زن اغواگر به خانهٔ مردی ثروتمند در میلغزند، او را فریفته و شکنجهاش میکنند: «بازی مرگ» از آن آثاری است که حالا تقریباً کسی آن را به یاد ندارد. من آن نسخهٔ قدیمی را ندیدهام، اما پس از دیدن این بازسازی مدرن، کنجکاوم نسخهٔ اصلی را ببینم.
الی راث یک فیلم بسیار ساده به ما داده. ایوان وبِر یک شوهر و مرد خانوادگی معمولی است که اشتباهِ پناه دادن به دو دختر بسیار جذاب را انجام میدهد؛ آنها پس از دوش و لباس تمیز، تصمیم میگیرند شب را با رابطهای زناکارانه و کاملاً گناهآلود جبران کنند. اما آنچه شبیه رؤیای اروتیک بهنظر میرسید، وقتی آنها شروع به آزار و وحشتافکنی میکنند به کابوسی بدل میشود.
این فیلم درخشان یا غافلگیرکننده نیست و هرگز جایگاهش را در میان آثار بزرگ بهدست نخواهد آورد، اما کارش را انجام میدهد و آنچه وعده میدهد—حسی از تهدید، تنش لذتبخش، سرگرمی و داستانی قابل قبول—را منتقل میکند. البته مشکلاتی هم دارد؛ برای مثال چگونه این دختران اینقدر دربارهٔ ایوان و خانوادهاش میدانستند بیآنکه مدت زیادی او را زیر نظر گرفته باشند؟ فیلم گاه نشان میدهد که او تصادفی انتخاب نشده و هدفی در کار بوده، اما توضیحدهیِ این انگیزهها ضعیف است. شخصاً فکر میکنم بهتر بود فیلم انگیزههای آنها را خیلی صریح نشان نمیداد و فقط با اطلاعاتی که آنها در آن شب کوتاه از ایوان بهدست میآورند بازی میکرد.
به هر حال، تا آنجا که من دیدهام این بهترین فیلم الی راث تا کنون است: «تب کابین» تلاش قابل قبولی بود اما بیش از حد نمایشی، و «هاستل» در تقلید از بدترین وجوهِ «اره» بسیار ناخوشایند شده بود. بهنظر میرسد راث سرانجام آموخته آنچه بیش از همه ما را میترساند، چیزی است که بیرون از دید یا پیشبینی ماست. لیترها خون مصنوعی و قطعهقطعه شدنِ بدنها فقط کسبوکار فروشندهٔ پاپکورن سینما را خراب میکند.
کیانو ریوز ستارهٔ بزرگ فیلم است و شاید پردستمزدترین بازیگر اینجا. او نقش را خوب بازی کرده؛ شخصیتی که میتوانست در دست بازیگری دیگر سطحی و تکبعدی شود، اما ریوز بهتدریج مردی ساده، واقعی و قابلپسند به ما نشان میدهد؛ کسی که اشتباه میکند اما با مجازاتی بیش از حد تند روبهرو میشود و همچنان ترحم برمیانگیزد. ریوز هرگز اجازه نمیدهد شخصیتاش صرفاً عروسک بماند. با این حال، فیلم بیشتر با اجرای بازیگران زن شکل میگیرد: لورنزا ایزو (همسر کارگردان) و تازهوارد کوبایی، آنا د آرماس، ظریف و خطرناکاند و شایستهٔ توجه کاملند.
از نظر فنی، فیلم با سادگیاش متمایز است: همهچیز در محیطی واحد رخ میدهد و دکور و لباسها تا حد ممکن ساده، ولی کاربردی و مؤثرند. فیلمبرداری نوآوری خاصی ندارد و به شکلهای متداول و راهحلهای عملی تکیه میکند. موسیقی نیز چندان چشمگیر نیست.
من فیلم را میفهمم. فیلم صرفاً آنقدرها هم خوب نیست؛ عملاً شبیه یک فیلم پورن نرمِ ضعیف است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران