آرگو، که بر پایه داستانی واقعی ( غیر واقعی) و البته محرمانه، ساخته شده در سال ۱۹۷۸ یا ۱۳۵۷ رخ می دهد و محور اصلی آن انقلاب ایران است. یک مامور CIA هنگامی که انقلاب ایران به اوج میرسد، تصمیم میگیرد در یک عملیات خطرناک شش آمریکایی که در سفارت کانادا پناهنده شده اند را از ایران خارج کند…این نسخه از فیلم حدود 10 دقیقه بیشتر از بقیه ی نسخه ها است.
آرگو، که بر پایه داستانی واقعی ( غیر واقعی) و البته محرمانه، ساخته شده در سال ۱۹۷۸ یا ۱۳۵۷ رخ می دهد و محور اصلی آن انقلاب ایران است. یک مامور CIA هنگامی که انقلاب ایران به اوج میرسد، تصمیم میگیرد در یک عملیات خطرناک شش آمریکایی که در سفارت کانادا پناهنده شده اند را از ایران خارج کند…این نسخه از فیلم حدود 10 دقیقه بیشتر از بقیه ی نسخه ها است.
نه در حد بهترین فیلم سال، اما واقعاً در ایجاد تعلیق عالی عمل میکند. دو ساعت فیلم با این یکی سریع میگذرد. دیدن آلن آرکین واقعاً لذتبخش است.
بهراستی چیز دیگری برای گفتن نیست — لطفاً ایراد زبانم را ببخشید — «آرگو» را حتماً ببینید؛ تجربهای تکاندهنده و رضایتبخش است. جزو آثارِ «قطعاً ارزش دیدن» من است.
غیرمنتظره که برنده اسکار بهترین فیلم شد. فیلم نسبتاً خوب...
نه در حد بهترین فیلم سال، اما واقعاً در ایجاد تعلیق عالی عمل میکند. دو ساعت فیلم با این یکی سریع میگذرد. دیدن آلن آرکین واقعاً لذتبخش است.
بهراستی چیز دیگری برای گفتن نیست — لطفاً ایراد زبانم را ببخشید — «آرگو» را حتماً ببینید؛ تجربهای تکاندهنده و رضایتبخش است. جزو آثارِ «قطعاً ارزش دیدن» من است.
غیرمنتظره که برنده اسکار بهترین فیلم شد. فیلم نسبتاً خوب ساخته شده اما داستان آن چندان جذاب یا در هم تنیده نیست که ارزش خاصی در شیوه روایتش داشته باشد؛ شاید برعکس. با این حال بازیگران در مجموع خوباند.
در مورد خود عملیات شک و تردیدهایی دارم. این فیلم فیلمِ خوبی است، هرچند زمینه داستانی آن مادّهای غمانگیز دارد. ژانر مورد علاقهام نیست اما همسرم خواست آن را ببینیم و چون نقدهای کلی مثبت داشت آن را به مجموعهام اضافه کردم. دقت تاریخی فیلم مورد سوال قرار گرفته؛ من جزئیات آن رخدادهای تأسفبار در تاریخ خاورمیانه را به یاد ندارم، پس قضاوت دقیق برایم دشوار است. تا جایی که میدانم کلیت ماجرا با واقعیت سازگار است و برای من در این فیلم کافی به نظر میرسد. نگرانم اگر میخواستند صددرصد تاریخی عمل کنند، فیلم تبدیل به یک مستند کسلکننده میشد نه یک درام نسبتاً لذتبخش. جالب اینکه گاهی فیلم خندهدار هم هست؛ دیالوگهای افراد فیلمسازی هنگام شکلدادن به پروژه جعلی گاهی بسیار بامزهاند. بخشهایی هم تراژیکاند، مثل تسخیر سفارت توسط جمعیت خشمگین و هجوم افراد دیوانه در بازار. بعضی قسمتها هم کمی بچگانهاند؛ مثلاً چرا نیروهای امنیتی ایران باید در فرودگاه درهای خودشان را بشکنند بهجای اینکه با کنترلر برج تماس بگیرند و هواپیما را متوقف کنند؟ تعقیب خودروها از قِبَل هواپیما هم منطقی نبود؛ هواپیما خیلی زودتر از ماشینها از میدان دور میشد. همچنین مجبور شدن خودروها به ترمز ناگهانی نزدیک انتهای باند که باعث میشد هواپیما نزدیک مانع شود، با یک برخاست عادی تناسب ندارد. در کل فیلم خوبی است، هرچند ژانرش مورد علاقهام نیست و زمینهٔ داستان، یعنی تسخیر سفارت توسط افراطگرایان، غمانگیز است.
«آرگو» بدون تردید یکی از پرتنشترین تجربههای سینمایی است که تا به حال دیدهام. از قاب اول تماشاکننده را روی لبهٔ صندلی نگه میدارد و نفسها را حبس میکند. کارگردان با فیلمبرداری حس تنگی و اضطراب را استادانه ایجاد میکند؛ هر نما بر دلهرهٔ بیننده میافزاید. اتاقکهای کوچک سفارت، آپارتمان تنگ و خیابانهای شلوغ ایران همگی باعث احساس محبوس بودن بیراه فرار میشوند. چیزی که «آرگو» را برجسته میکند، ساختار داستانی دقیق و پرجزییات آن است؛ هر ثانیه از زمان فیلم بهخوبی استفاده شده و هر بخش از نقشهٔ پیچیدهٔ نجات توجه لازم را دریافت میکند. بازیها نیز در سطح بالایی قرار دارند؛ بن افلک نقش اصلی را برجسته اجرا میکند و بازیگران مکمل، بهویژه جان گودمن و اسکات مکنری، عمق و ظرافت به فیلم میافزایند. ریتم فیلم بینقص است و تماشاگر مجال نفسکشیدن پیدا نمیکند؛ بخش پایانی فیلم درس بزرگی در ایجاد تعلیق و استرس است که آن را به تجربهای بهیادماندنی تبدیل میکند.
«آرگو» بر اساس داستانی واقعی و با بازی بن افلک، برایان کرانستون، جان گودمن و ادام آرکین، روایت شگفتانگیز عملیاتی را نشان میدهد که یک متخصص خروج از منطقهٔ سیا برای نجات شش آمریکایی که در خانهٔ سفیر کانادا پناه گرفتهاند سامان میدهد. ماجرا از ۴ نوامبر ۱۹۷۹ آغاز میشود، وقتی افراد مسلح سفارت آمریکا در ایران را تصرف کردند؛ پنجاهودو آمریکایی به گروگان گرفته شدند و پس از ۴۴۴ روز آزاد گشتند، اما شش نفر توانستند از سفارت فرار کرده و ناشناخته پناه بگیرند. مأمور سیا، تونی مندز (بن افلک)، نقشهای میچیند تا با جعل یک پروژهٔ فیلم علمیتخیلی آنها را از کشور خارج کند: طعنه این بود که این شش نفر نقشهایی چون فیلمنامهنویس و کارگردان را بپذیرند و پس از «کشف لوکیشن» ظرف ۴۸ ساعت همه با هم کشور را ترک کنند. برای مشروعیت بخشیدن به طرح، مندز به یک تهیهکنندهٔ هالیوودی و یک متخصص جلوههای ویژه مراجعه میکند تا پروژه را معتبر نشان دهند. اگر کل ایده شبیه چیزی به نظر میرسد که فقط هالیوود میتواند بسازد، در واقع نیمهدرست است؛ اما افلک به وقایع واقعی وفادار میماند و فیلمی پرتنش و ناخنگازگیر ارائه میکند که استحقاق نامزدیهای مهم انتهای سال را دارد. هر نما و هر لحظهٔ «آرگو» اصالت دارد. افلک که در فیلم قبلیاش «The Town» تحسین شده بود، این بار با اعتمادبهنفس کامل فیلم را کارگردانی میکند و خود را در نقش قهرمانی که جان و حرفهاش را برای حفظ جان شش غریبه به خطر میاندازد، بهخوبی هدایت میکند. در فصلهای پایانی، حتی اگر نتیجهٔ تاریخی را بدانید، تماشاگران روی لبهٔ صندلی مینشینند. وقتی تلاش نجات به اوج میرسد، واکنش شدید تماشاگران گواهی بر توانایی کارگردانی افلک در درگیر نگهداشتن احساسات مخاطب و اهمیت دادن به سرنوشت شخصیتهاست. «آرگو» نه تنها قطعهای مهم از تاریخ است که بسیاری از ما از آن بیاطلاع بودیم، بلکه یکی از فیلمهای درخشان چند سال اخیر هم هست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران