مادر بیوه، هالی، زمانی که دختر نوجوانش بتسی روشنگری عمیقی را تجربه می کند و اصرار دارد که بدنش دیگر متعلق به خودش نیست، بلکه در خدمت قدرتی برتر است، به شدت مورد آزمایش قرار می گیرد.
مادر بیوه، هالی، زمانی که دختر نوجوانش بتسی روشنگری عمیقی را تجربه می کند و اصرار دارد که بدنش دیگر متعلق به خودش نیست، بلکه در خدمت قدرتی برتر است، به شدت مورد آزمایش قرار می گیرد.
این فیلم ممکن است «A Banquet» نامیده شود، اما هیچ ضیافتی برگزار نمیکند. نه چیزی اضافه دارد و نه گوشت و مغز؛ لاغر است اما نه پرتوان — چیزی جز پوست و استخوان نیست. شاید اشتیاق شما را برای آثار مشابه اما پُرمغزتری مانند Take Shelter، Horse Girl یا فیلم آلمانی Kreuzweg برانگیزد — اما در این صورت بهتر است اصلاً از پیشغذا صرفنظر کنید...
این فیلم ممکن است «A Banquet» نامیده شود، اما هیچ ضیافتی برگزار نمیکند. نه چیزی اضافه دارد و نه گوشت و مغز؛ لاغر است اما نه پرتوان — چیزی جز پوست و استخوان نیست. شاید اشتیاق شما را برای آثار مشابه اما پُرمغزتری مانند Take Shelter، Horse Girl یا فیلم آلمانی Kreuzweg برانگیزد — اما در این صورت بهتر است اصلاً از پیشغذا صرفنظر کنید و مستقیم سراغ غذای اصلی بروید.
آنچه از رویداد میتوان نام برد با پدیدار شدن ماه بزرگ و سرخرنگی آغاز میشود که بتسی (جسیکا الکساندر) را که ممکن است تنها کسی باشد که آن را میبیند، به حالت خوابنما و واپسوبازمیبراند. این موضوع مرا یاد پیشگوییهای «ماه خونین» کشیشان مسیحی جان هِیگی و مارک بیلتز میاندازد که در مورد سریای از چهار ماه کامل در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ سخن گفتند. آن پیشگوییها میگفتند که آن تتراد (چهار خسوف پیدرپی ماه) که با خسوف ماه آوریل ۲۰۱۴ آغاز شد، آغاز روزگار آخر است همانگونه که در کتاب یوئیل و اعمال رسولان 2:20 آمده است — همراه با بازگشت ثانوی مسیح و ربایش.
این شباهت به این دلیل در ذهنم میماند که تتراد آمد و رفت و عملاً اتفاقی رخ نداد، و درباره «A Banquet» هم پس از پخش تیتراژ پایانی چیزی چندان رخ نمیدهد. لااقل پیشگوییهای هیگی و بیلتز تا حدی به واقعیت پیوند داشتند؛ خسوفها واقعی بودند، هرچند با توضیحات کاملاً منطقی — و «توضیح» چیزی است که در این فیلم بهشدت کم است.
منظورم این نیست که راز و ابهام نباشد؛ کمی رمزآلود بودن میتواند مؤثر باشد، اما فیلمنامهنویس جاستین بول و کارگردان روت پَکستون حتی زحمت نکردهاند سرِ ماجرا را بخراشند. آنچه این ماه سرخ در سمت تاریکش پنهان میکند دست هر بینندهای را میگیرد. نمیگویم باید اسطورهپردازی مفصلی مثل Equus میساختند (هرچند آنجا یک کار خوب است)، اما میتوانستند بهراحتی به یک دین موجود رجوع کنند، همانطور که Kreuzweg چنین میکند؛ به هر صورت، برایمان یک قاب مرجع فراهم کنید.
در اینجا بتسی میگوید که «برگزیده» شده، اما هیچگاه مشخص نمیکند توسط چه کسی. نوع نگاه او به آخرالزمان از چیزی بیش از تکرار عباراتی درباره «سوختن ستارگان» فراتر نمیرود. با این اوصاف، صحبت از ماه و ستارگان به نوعی برازنده است، زیرا «A Banquet» همهچیزش جو و فضاست و خیلی زود در خلأ محو میشود. همینطور تلاش سطحی برای ایجاد ابهام در قالب مادربزرگ شکاک بتسی؛ نه او و نه شمار زیادی از پزشکان بتسی اهمیتی به توانایی او در حفظ وزن ثابت بدون خوردن نمیدهند. اگر حقیقت داشته باشد، این یک شگفتی پزشکی است؛ اگر نه — و احتمال اینکه او در حال مرتکبشدن یک تقلب متدینانه باشد هیچگاه مطرح نمیشود. راستی، هدف روزه گرفتن این است که شامل یک فداکاری باشد (مانند آنچه در Kreuzweg دیده میشود)؛ اما بتسی، از طرف دیگر، فقط گرسنه نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران