«رابی» تنها شخصی است که در میان اعضا خانوادهاش توانایی شنیدن را دارد. هنگامیکه تجارت ماهی گیری خانوادگیشان به خطر میافتد، وی میبایست با ترس ترک کردن خانواده و تحقق رویاهایش مواجه شود و...
«رابی» تنها شخصی است که در میان اعضا خانوادهاش توانایی شنیدن را دارد. هنگامیکه تجارت ماهی گیری خانوادگیشان به خطر میافتد، وی میبایست با ترس ترک کردن خانواده و تحقق رویاهایش مواجه شود و...
برندهٔ ۳ جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۷۰ جایزه و ۱۵۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان317
میدانم جشنواره ساندنس پر است از فیلمهای تاثیرگذار و تحسینبرانگیزی که نویسنده-کارگردانها با تمام وجود خود را در هنر فیلمسازی و روایتگری غوطهور میکنند. انتظار داشتم خیلی از فیلمها مرا غافلگیر کنند و برخی تا آخر سال در قلبم بمانند؛ اما هرگز تصور نمیکردم نخستین دیدارم در این جشنواره کاندیدای اصلیِ فیلم مورد علاقهام شود.
CODA (کودک والدین ناشنوا) اولین فیلمی است که از سیان هدر...
میدانم جشنواره ساندنس پر است از فیلمهای تاثیرگذار و تحسینبرانگیزی که نویسنده-کارگردانها با تمام وجود خود را در هنر فیلمسازی و روایتگری غوطهور میکنند. انتظار داشتم خیلی از فیلمها مرا غافلگیر کنند و برخی تا آخر سال در قلبم بمانند؛ اما هرگز تصور نمیکردم نخستین دیدارم در این جشنواره کاندیدای اصلیِ فیلم مورد علاقهام شود.
CODA (کودک والدین ناشنوا) اولین فیلمی است که از سیان هدر میبینم و بعد از دیدنش بیصبرانه منتظر آثار قبلی و آتی او هستم. ایدهی فیلم جذاب است و بهصورت روایتی حتی احساسیتر از آنچه انتظار داشتم توسعه یافته است. از روایت تصویری غنی تا استفادهٔ برجسته از زبان اشاره، هدر موفق شده چیزی منحصربهفرد و عمیق را به مخاطب و جامعه امروز منتقل کند. امسال «صدای متال» پیام مهمی دربارهٔ ناشنوایی داشت و CODA این پیام را تقویت میکند که ناشنوایی نباید صرفاً بهعنوان یک معلولیت سهمگین یا نقص تلقی شود.
فیلم با فیلمنامهای بینقص بهخوبی نشان میدهد که داشتن نوعی «محدودیت» لزوماً آدمها را عجیب یا متفاوت نمیسازد و اعضای خانوادهٔ مربوطه کمتر یا کمتر از خانوادههای «طبیعی» همدیگر را دوست ندارند. بهجز یک رابطهٔ عاشقانهٔ نسبتاً جزیی که میتوانست موضوعی جداگانه و حتی حواسپرتکن باشد، من درگیر همهٔ خطوط داستانی فیلم شدم.
در واقع، هر تعامل درون آن خانوادهٔ ناشنوا برایم جذابتر از هر دیالوگ دیگری بود و این تا حد زیادی مرهون اجرای فوقالعادهٔ بازیگران است. دانیل دورانت (لئو، برادر) و مارلی ماتلین (جکی، مادر) در نقشهای مکمل خوب هستند، اما تروی کوتسور (فرانک، پدر) و اوجنیو دربز (برناردو ویلالوبوس، معلم موسیقی) با اجراهای پر احساسشان مرا به گریه آوردند. تعهدِ درخشانشان به نقشها کاملاً محسوس بود و خوشحالم که برناردو فقط یک کلیشهٔ مضحک نیست.
اما بزرگترین ستایش باید به چسب قویای اختصاص یابد که همه چیز را کنار هم نگه میدارد و فیلم را به سطحی دیگر میبرد: امیلیا جونز در نقش تنها شنوأی خانواده، روبی روسی. اول اینکه من عاشق موسیقیام و گروه پنتاتونیکس برایم خیلی دوستداشتنی است، پس شنیدن صداهای شگفتانگیز در کنار هم برایم نکتهٔ مثبتی بود. با این حال، نه تنها صدای جونز گرم و دلنشین است، بازی او همهٔ ویژگیهای لازم برای نامزدیهای بازیگری را دارد. مدتها بود که اینقدر با یک شخصیت بهطور عمیق همراه نشده بودم و جونز قطعاً یکی از دلایل مهم آن است.
همچنین باید از تصویربرداری چشمگیر پول هیدوبرو و موسیقی ظریف اما کارآمد ماریوس دِ وریس تقدیر کنم؛ کارشان بسیار خوب است.
CODA ممکن است تبدیل به فیلم مورد علاقهٔ من در دورهٔ ۲۰۲۱ ساندنس شود و قطعا وقتی در سراسر جهان منتشر شود جزو فیلمهای تماشایی خواهد بود. سیان هدر کارگردانی بینقص و فیلمنامهای زیبا ارائه کرده که پر از لحظات احساسی است و در چهلوپنج دقیقهٔ پایانی مرا بارها به گریه انداخت. با پیام آموزشی و مهم دربارهٔ جامعهٔ ناشنوا و تصویربرداری مخصوص و تعاملات جذاب درون خانوادهٔ ناشنوا، فیلم بسیار درگیرکننده و ارتقادهنده است. با کمک اجراهای صادقانهٔ بازیگران مکمل (بهویژه تروی کوتسور و اوجنیو دربز)، امیلیا جونز یکی از اجراهای زنانهٔ محبوبم در سالهای طولانی را ارائه میدهد. فیلمی اندیشمندانه و اشکآور که امیدوارم مخاطبان سراسر جهان را تسخیر کند.
امتیاز: A
نمیتوانم هیچ کسی را پیدا کنم که CODA را به او توصیه نکنم؛ فیلمی مفرح و پراحساس از سیان هدر. این فیلم موردپسند تماشاگران یکی از جواهرات اولیهٔ جشنوارهٔ ساندنس امسال بود و هنوز ساعتها بعد از دیدن، حس خوبی از آن با من مانده است.
دوران نوجوانی خودش سخت است، حالا روبی (امیلیا جونز) را در نظر بگیرید: او تنها شنوأی خانوادهٔ ناشنواست و بیشتر وقت آزادش را روی قایق ماهیگیری والدینش (مارلی ماتلین، تروی کوتسور) میگذراند و بهعنوان مترجمِ زبان اشارهٔ آنها عمل میکند. روبی بین مسئولیتهای خانوادگی، درسها و علاقهٔ تازهاش به کُر مدرسه (و شریک دوتایش، مایلز) در نوسان است. وقتی معلم موسیقیاش (اوجنیو دربز) صدای خاص او را میشنود، او را تشویق میکند که به زندگی فراتر از ماهیگیری فکر کند و از او در راهدادن به مدرسهٔ موسیقی معتبر حمایت میکند. این موضوع بار مسئولیت خانواده را روی شانهٔ روبی سنگینتر میکند و او باید بین حفظ معیشت خانواده و دنبال کردن رویایش یکی را انتخاب کند.
داستان صادق و در عین حال خندهدار است، اجراها دلپذیر و خانوادهای دوستداشتنی دارد که دلتان میخواهد وقت بیشتری با آنها بگذرانید. کوتسور و ماتلین بهعنوان والدین روبی عالیاند و دربز کاریزمای واقعیای به نقشِ مربی میبخشد. سه بازیگر ناشنوا در ترکیب بازیگران حضور دارند، بنابراین بخش زیادی از دیالوگها به زبان اشاره بیان میشود — و همهٔ اینها طبیعی بهنظر میرسد. این فیلم گام بزرگی در شکستن کلیشهها دربارهٔ افراد کمشنوا برداشته و این ستودنی است.
هدر فیلمی سرشار از بینش، دیالوگهای صریح و بازیگران کاملاً پرداختهشده خلق کرده که همه با هم به روایت مستحکمی میانجامند. این نه تنها داستان بلوغ روبی، بلکه داستان بلوغ خانوادهاش هم هست؛ چهار نفر با ناامیدیهای زندگی دستوپنجه نرم میکنند و تلاش میکنند با هم قویتر شوند.
صمیمی اما هرگز شعارزده، CODA فیلمی ویژه دربارهٔ حمایت بیقیدوشرط، عشق خانواده و معنای واقعی خانواده است.
تولید و پخششده توسط اپل در ۲۰۲۱، CODA فیلمی الهامبخش است که موسیقی و صدا را به دنیای ناشنوایان میآورد و موضوعات مهمی را برجسته میکند. داستان: روبی تنها شنوأی خانوادهٔ ناشنوای خود است. خانواده قایقدارانیاند که درآمدشان از راه ماهیگیری تأمین میشود و روبی بهعنوان مترجم زبان اشاره کمک و حمایت میکند؛ زندگیاش بین خانواده و آرزوهایش تقسیم شده است.
روبی استعداد شگفتانگیزی کشف میکند که باعث میشود احساس زندگی و شادکامی کند. اما مدیریت دو جهان برای او آسان نیست چون جامعه و والدینش آمادهٔ درک این وضعیت نیستند. نقش روبی برای خانوادهاش حیاتی میشود، خصوصاً وقتی قانونی جدید کسبوکارشان را تهدید میکند. برای ادامهٔ مسیر رویاهایش باید مبارزه کند، فداکاری کند و واقعیت اطراف داستانش را تغییر دهد. در مسیر، با شخصیتی فوقالعاده آشنا میشود و اتفاقی قدرتمند رخ میدهد. داستانی جذاب است. نظر کلی: فیلمی دربارهٔ شورش، اشتیاق، خانواده و دوستیها؛ دربارهٔ همزیستی و دشواریهایی که ناشنوایان هر روز با آن مواجهاند. قطعات موسیقی دقیق و فیلم از لحاظ ریتم و شتاب خوب است. اجراها چشمگیرند و فیلم را جذابتر میکنند. به نظرم دیدن این فیلم ضروری است چون ما را انسانتری میکند.
با این که از فیلم لذت بردم، اما دچار این مشکل هستم که نمیفهمم جنجالها از کجا برخاستهاند. امیلیا جونز در نقش روبی بازی میکند؛ خوانندهٔ جوان و بااستعدادی که میخواهد به کالج موسیقی برود. خانوادهاش در شهری ساحلی زندگی میکنند که ماهیگیران محلی روزبهروز سختتر امرارمعاش میکنند. وقتی کسبوکار پدرش در خطر قرار میگیرد، او باید بین ماندن در خانه یا دنبالکردن رؤیاهایش انتخاب کند. آنچه فیلم را جالب میکند این است که او تنها شنوأی خانواده است. والدینش (تروی کوتسور و مارلی ماتلین) و برادرش لئو (دانیل دورانت) همه ناشنوا هستند. هرچند این بعد داستانی به روایت عمق میدهد، خود قصه در اصل چیز چندان تازهای ندارد. ناشنواییشان دلیل مشکلات خانواده نیست؛ بخش زیادی از روایت صرف تلاش خانواده برای ادامهٔ زندگی در شرایط سخت میشود، در حالی که روبی با مسائل عشقی و معلم موسیقیاش (اوجنیو دربز) که دائماً او را به تلاش بیشتر وادار میکند دستوپنجه نرم میکند. فیلم شامل نسخهای روحبرانگیز از «Both Sides Now» جونی میچل است و گاهی ما از منظر خانواده بهعنوان افرادی که صدا را چگونه میشنوند (یا نمیشنوند) نزدیک میشویم که تأثیرگذار است. فیلم از نظر بصری خوب ساخته شده، تماشایش لذتبخش است و پویایی بین والدین و دخترشان اغلب خندهدار و تأثیرگذار است. فیلم باید آگاهی عمومی را افزایش دهد، اما از منظر سینمایی چندان استثنایی نیست.
با اینکه در فیلمنامه چیز خارقالعادهای نیست — بههمینخاطر امتیازم ۸ از ۱۰ است — خلاصهٔ داستان این است: نوجوانی که سعی دارد خود را در جهان و در میان خانوادهاش پیدا و اثبات کند، در حالی که خانوادهاش در صنعتی که از تجاریسازی و تغییرات اقلیمی آسیب دیده، برای بقا میجنگد. پیچش داستان این است که والدین و برادر شخصیت اصلی همگی ناشنوا هستند (CODA = Child of Deaf Adults).
اینجاست که وضعیت یکنواخت از بین میرود و دو نکته دارم: اول اینکه این فیلم شایستهٔ تمام تحسینها و جوایزی است که دریافت کرده؛ دوم اینکه شاید این اولین بار باشد که یک بازسازی بهطور قابلتوجهی از نسخهٔ اصلی فراتر رفته باشد.
بازی تقریباً همهٔ اعضای گروه بازیگری فوقالعاده است. ارزشهای تولیدی عالیاند. فیلم بسیار خندهدار است (تا حد زیادی مدیون اجرای درخشان تروی کوتسور) و در عین حال، بهطور غافلگیرکنندهای احساسی است. در آنچه میتوانست «فقط یک داستان بلوغ دیگر» باشد، امیلیا جونز سخت تلاش کرده تا شخصیتی بسازد که مخاطب را جذب کند.
به نیکی باید گفت که همهچیز در این تولید میدرخشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران