«هپی گیلمور» (سندلر)، جوان ساده و خوش قلبی است که همیشه آرزو داشته بازیکن حرفه ای هاکی بشود. او با خبر می شود که مادر بزرگش قادر به پرداخت بدهی مالیاتی دوست و هفتاد و پنج هزار دلاری خود نیست و به زودی خانه اش را از دست خواهد داد. کمی بعد «هپی» به طور اتفاقی متوجه می شود که استعدادی در ورزش گلف دارد...
«هپی گیلمور» (سندلر)، جوان ساده و خوش قلبی است که همیشه آرزو داشته بازیکن حرفه ای هاکی بشود. او با خبر می شود که مادر بزرگش قادر به پرداخت بدهی مالیاتی دوست و هفتاد و پنج هزار دلاری خود نیست و به زودی خانه اش را از دست خواهد داد. کمی بعد «هپی» به طور اتفاقی متوجه می شود که استعدادی در ورزش گلف دارد...
آقای عصبانی خشمش را بهخوبی بروز میدهد... داستان واقعی: همه دوستانم گلفبازند، ولی این ورزش برای من نیست. یکبار بعد از اصرارشان با آنها بازی کردم؛ در یک هول پار ۴ بهجای درایور از پاتر استفاده کردم تا روی گرین بروم؛ عملاً محکم و مستقیم زدم و توپی که زدم را در سه ضربه وارد سوراخ کردم، که دوستانم را حسابی شکه کرد! هدف این خاطره توضیح...
دیدگاه های کاربران