بخش قابل توجهی از «This Much I Know to Be True» در یک صحنهٔ ضبط رخ میدهد. داخل آن صحنه چیزی شبیه به یک دایرهٔ واقعی نور وجود دارد و درون آن دایره، نیک کیو مرکز توجهی تاحدی بیمیل است.
تاحدی بیمیل، چون حتی اگر چهرهٔ کیو روی پوستر باشد، فیلم میکوشد کارِ یک شریکِ هنری را به تصویر بکشد که نیمهٔ دیگرش وارن الیس است....
بخش قابل توجهی از «This Much I Know to Be True» در یک صحنهٔ ضبط رخ میدهد. داخل آن صحنه چیزی شبیه به یک دایرهٔ واقعی نور وجود دارد و درون آن دایره، نیک کیو مرکز توجهی تاحدی بیمیل است.
تاحدی بیمیل، چون حتی اگر چهرهٔ کیو روی پوستر باشد، فیلم میکوشد کارِ یک شریکِ هنری را به تصویر بکشد که نیمهٔ دیگرش وارن الیس است. در ظاهر این همکاری برابر نیست؛ کیو شعرها را مینویسد، در موسیقی همنویس است، کیبورد مینوازد و خوانندهٔ اصلی است — او چهرهٔ مرتب و تراشیدهٔ هر مجموعهای است که او و الیس در آنند (چه Bad Seeds، چه Grinderman یا هر دو بهعنوان یک دوئت)، در حالی که الیسِ ژولیده دور او میچرخد مثل یک قمر مصنوعی.
با این حال الیسِ چندآلاتنواز خیلی بیشتر از یک گردش ساده انجام میدهد و شاید هدف ضمنی این مستند، جلبِ توجهِ شایسته به نقشهای الیس در گروه باشد — بخشی از نور صحنه که یقیناً کیو آن را مزاحم یا نامشروع نمیداند.
کیو ضدِ تصویر معمولِ یک ستارهٔ راک است؛ روشنفکری بیادعا که خودش را «بهعنوان یک انسان… بهعنوان شوهر، پدر، دوست و شهروندی که موسیقی میسازد و چیزهایی مینویسد» میبیند، نه لزوماً یک اجراکننده در درجهٔ اول؛ هرچند که او هم ذاتاً سرگرمکننده است و قصهگوی دلربایی نیز هست.
کیو در این هشت سال از زمانِ «20,000 Days on Earth» کوچکترین تغییر ظاهری نکرده (من هنوز «One More Time with Feeling» ساختهٔ ۲۰۱۶ را ندیدهام). گویی چشمهٔ جاودانِِ جوانیِ لاغر و توانمند را یافته است. ماریان فیثفول اما بهنوعی هم پُفکرده و هم شکننده بهنظر میرسد که ناخوشایند است؛ با این حال صدایش همانقدر خشن — اگر نگوییم خشنتر — مانده که خوشایند است. روح بیقرار، جذبهٔ حیوانی و کاریزمای ظاهراً بیپایان کیو نیز همچنان دستنخورده باقی ماندهاند.
«This Much…» دنبالهای است بر «Once More…»، و هر دو را اندرو دومینیک کارگردانی کرده است. «20,000 Days…» کارگردانی متفاوت و رویکردی متفاوت داشت (که بهخودیخود درخشان است)؛ با این حال در «This Much…» پیشرفتی دیده میشود که میتوان ردِ آن را تا همان «20,000 Days…» دنبال کرد.
در آن فیلم، کیو فلسفهٔ آهنگسازیای را مطرح میکرد که از دیونیزیوسی به آپولونیایی میرفت — از هرجومرج و آنارشی تا ساختاری منظم و خوشایند از نظر زیباشناختی، هرچند بههیچوجه متعارف نبود. در «This Much…» این فرایند خلاقانه و این روش هنری به یک جهانبینی فراگیر بدل میشود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران