خوششانس بودم در دوران دبیرستان؛ معلمهای زبان انگلیسیِ خوبی داشتم. در حالی که کلاسهای دیگر «گتسبی بزرگ»، «پِیگمن» و «هملت» را میخواندند، من با «فرانکنشتاین»، «در خون سرد» و «مکبث» سروکار داشتم. یکی از کلاسیکهایی که ازش معاف شدم «جزیره گنج» بود. بعد از دیدن نسخه سینماییِ 1934، حس میکنم کتاب رابرت لوئیس استیونسون احتمالاً بهتر است.
داستان: جیم هاوکینز (جکی کوپر) و مادرش (دوروتی پیترسون)...
خوششانس بودم در دوران دبیرستان؛ معلمهای زبان انگلیسیِ خوبی داشتم. در حالی که کلاسهای دیگر «گتسبی بزرگ»، «پِیگمن» و «هملت» را میخواندند، من با «فرانکنشتاین»، «در خون سرد» و «مکبث» سروکار داشتم. یکی از کلاسیکهایی که ازش معاف شدم «جزیره گنج» بود. بعد از دیدن نسخه سینماییِ 1934، حس میکنم کتاب رابرت لوئیس استیونسون احتمالاً بهتر است.
داستان: جیم هاوکینز (جکی کوپر) و مادرش (دوروتی پیترسون) در انگلستان یک مسافرخانه کوچک اداره میکنند. شبی مردی مشوش و مست بهنام بیلی بونز (لاینل بریریمور) وارد میشود و از جیم میخواهد مواظب مردی یکپا باشد که به دنبال او و رازی است که در صندوق کشتیاش پنهان کرده. بیلی که به خودی خود جلب توجه میکند، با نوشیدن زیاد زودتر از موعد درمیگذرد و مأموران مرموزی به مسافرخانه میآیند تا نقشه گنج او را پیدا کنند. جیم نقشه را برمیدارد، آن را به دکتر/قاضی محلی لاویسی (اتو کروگر) نشان میدهد و اسکایر تریلونی (نیگل بروس) هزینه یک سفر به کارائیب را برای یافتن گنج تأمین میکند. کشتی «هیسپانیولا» را کاپیتان اسمولت (لوئیس استون) هدایت میکند، اما پیش از عزیمت، خدمه استخدامشده یکییکی ناپدید میشوند. مرد میانسال یکپا و صاحب میخانه محلی، لانگ جان سیلور (والیس بیری)، بهعنوان آشپز استخدام میشود و دوستان خودش را هم به جمع خدمه اضافه میکند — و البته سیلور همان مرد یکپاییست که بیلی جیم را نسبت بهش هشدار داده بود. سیلور با جیم رفیق میشود و در عین حال بهتدریج به محل گنج پی میبرد. خدمهٔ سیلور کمکم اعضای خدمهٔ اصلی را به قتل میرسانند، و پس از اینکه جیم کاپیتان و دیگران را از نقشهٔ سیلور آگاه میکند، وقتی کشتی به جزیره میرسد، هر کس بهدنبال گنج میافتد.
نکات اجرایی: بیری و کوپر قبلاً هم در «قهرمان» با هم بازی کرده بودند که آن اجرا بهگفتهٔ برخی موفقتر بود. در آن فیلم، گریههای مداوم کوپر تماشاگران را تحتتأثیر قرار میداد و از کلیپهایی که دیدهام، میفهمم چرا — او آنجا بسیار خوب، باورپذیر و نه بیشازحد مظلومانه بازی میکرد. اینجا هم، در نقش جیم، باز گریه میکند اما نتیجه چندان دلنشین نیست. هرچه سیلور جیم را دستکاری میکند و وقتی لو میرود مورد مواخذه قرار میگیرد، جیم گریه میکند و دوباره به همان تله برمیگردد. این مسئله باعث میشود سادهلوحی جیم کمکم به حماقت آزاردهنده تبدیل شود؛ او از آغاز فیلم تا آن صحنهٔ پایانی عجیب، انگار هیچ چیز یاد نمیگیرد.
کارگردان و لحن فیلم: ویکتور فلمینگ را بیشتر بهعنوان کارگردان آثار اکشنی میشناسند — فیلمهای شناختهشدهاش مثل «جادوگر شهر اوز» و «بر باد رفته» مشخصهشان این است که او در هر دو اثر از کسی دیگر کار را تحویل گرفته بود. «جزیره گنج» حتی برای دههٔ 1930 خشونتآمیز است: مردی زیر چرخ ارابه له میشود و با فریاد و تکان خوردن نشان داده میشود؛ قتلها با سرعتی نگرانکننده در اطراف جیم رخ میدهد؛ جیم تهدید میشود، گرفته میشود و حتی به اجبار مرتکب قتل میشود. با این حال، جیم همچنان خوبی را در سیلور میبیند و فلمینگ صفحهٔ تصویر را از آشوبِ خونین پر میکند — همراه با آوازهای دریایی سبک و طنزِ چارلز «چیک» سیل در نقش بن گان، مردی که سه سال است در جزیره بدون تماس انسانی زندگی کرده. لحن فیلم بهشدت نامتوازن و عجیب است؛ من کنجکاو بودم ببینم چه وحشتی بعدی جیم تجربه خواهد کرد و چطور درونش جمع خواهد شد. شاید کسی باید دنبالهای بنویسد که در آن جیم در آسایشگاهی دیوانهخانهمانند بهسر میبرد، لرزان و منتظرِ کسانی مست و یکپا که ناگهانی ظاهر شوند و او را حمله کنند.
اجراها و کیفیت فنی: بیری و کوپر حتی سعی هم نمیکنند لهجهٔ انگلیسی داشته باشند و اگرچه تصویربرداریِ فیلم خوب است، کلیت اثر صحنهای و نمایشی بهنظر میرسد. صحنههای کشتی عملکرد قابلقبولی دارند و برخی اجراهای مکمل بسیار خوباند — بهویژه بریریمور — اما گاهی میشود دید که پای بیری فقط برای القای تکپا بودن خم شده، که ناشی از تدوین ضعیف است. این نسخهٔ «جزیره گنج»، با اینکه بینقص نیست و از عصر طلایی سینما در دههٔ 1930 آمده، در مجموع مأیوسکننده است. دفعهٔ بعد که هوس کشتیها و آبهای بیکران کردم، شاید سراغ «شورش در ناوگان» یا «شجاعان کاپیتان» بروم.
---
تفسیر دیگر (دیدگاهی مثبت): اجرای جکی کوپر در نقش تازهنفس «جیم هاوکینز» جذاب است و در برابر شخصیت کاریزماتیک و دوچهرهٔ والیس بیری در نقش «لانگ جان سیلور» خوب جواب میدهد. ویکتور فلمینگ ما را به اقتباسی هیجانانگیز از ماجرای دریایی رابرت لوئیس استیونسون میبرد. جیم در میانهٔ قصه گرفتار انتقام دزدان دریایی در میخانهٔ مادرش میشود وقتی بیلی بونز (لاینل بریریمور) نقشهای به او میسپارد که به گنجی عظیم در جزیرهای بیابانی اشاره دارد. خوششانس که از مرگ نجات مییابد، از دکتر (اتو کروگر) و اسکایر پرحرف (نیگل بروس) کمک میطلبد تا کاپیتان اسمولت (لوئیس استون) را بهکار گیرد و راهی سفر شوند. البته خدمه را کاپیتان انتخاب نکرده، بلکه سیلور که قبلاً با صاحب اولیهٔ غنیمت خدمت کرده، دوستان بیرحمش را بهعنوان خدمه گردهم میآورد تا وقتی به جزیره رسیدند، غنیمت را بازپس گیرند. آیا جیم و دوستانش زنده میمانند تا گنج را پیدا کنند و نقشهٔ سیلور را نقش بر آب کنند؟
این یکی از داستانهای محبوب دوران کودکی من است و بیری با دل و جان در نقش سیلور حاضر میشود. گروه بازیگران مکمل — از بروس دستوپاچلفتی، چهرهٔ تهدیدآمیز چارلز مکناختون در نقش «بلک داگ»، تا چیک سیل در نقش دیوانهٔ دوستداشتنی بن گان — همگی خوب کنار هم جمع میشوند و به پایانی میرسند که سرشار از شیطنت لذتبخش است. شمشیرزنی، شور و هیجان و کمی خطرِ واقعی در دریا! چه چیزی را نمیتوان دوست داشت؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران