پنج دانش آموز دبیرستانی که هر یک اخلاق و خصوصیات های خاص خود را دارند در یکی از جلسات تنبیهی با هم آشنا میشوند. آشنایی که زندگی همه ی آنها را عوض میکند.
پنج دانش آموز دبیرستانی که هر یک اخلاق و خصوصیات های خاص خود را دارند در یکی از جلسات تنبیهی با هم آشنا میشوند. آشنایی که زندگی همه ی آنها را عوض میکند.
مغز، ورزشکار، شاهدخت، آشفتهحال و مجرم — بله، داریم دربارهٔ «باشگاه صبحانه» صحبت میکنیم. این فیلم بهعنوان یکی از آثار نمادین دههٔ ۱۹۸۰ شناخته شده و جایگاهی کلاسیک میان نسلها پیدا کرده است.
«آنها پنج دانشآموز بودند که هیچ نقطهٔ مشترکی نداشتند و مجبور بودند یک شنبهٔ کامل را در کتابخانهٔ مدرسه به نگهبانی بگذرانند. ساعت هفت صبح حرفی برای گفتن نداشتند، اما تا چهار بعدازظهر...
مغز، ورزشکار، شاهدخت، آشفتهحال و مجرم — بله، داریم دربارهٔ «باشگاه صبحانه» صحبت میکنیم. این فیلم بهعنوان یکی از آثار نمادین دههٔ ۱۹۸۰ شناخته شده و جایگاهی کلاسیک میان نسلها پیدا کرده است.
«آنها پنج دانشآموز بودند که هیچ نقطهٔ مشترکی نداشتند و مجبور بودند یک شنبهٔ کامل را در کتابخانهٔ مدرسه به نگهبانی بگذرانند. ساعت هفت صبح حرفی برای گفتن نداشتند، اما تا چهار بعدازظهر روحشان را به هم گشودند و تبدیل شدند به باشگاه صبحانه.»
این فیلم را جان هیوز کارگردانی کرده و جاد نلسون، مِولی رینگوالد، امیلیو استِوِز، آنتونی مایکل هال و الی شیدی در آن بازی میکنند؛ فیلم شایستهٔ آن احترام است. فیلم در ژانر کمدی-درام قرار دارد و در بخشهایی غافلگیرکننده عمیق میشود؛ مثل صحنهٔ پایانی که همه توضیح میدهند برای چه کارهایی تنبیه ماندهاند. بازیها درخشان است و با وجود بازیگران اندک — اساساً پنج عضو باشگاه و معاون مدیر — بهخوبی توجه شما را جذب میکنند.
آنچه برایم جذاب بود، نحوهٔ کنار گذاشتن و بازکاوی تدریجی کلیشههای معمول دربارهٔ گروههای دانشآموزی طی فیلم است؛ نشان میدهد که آنها در باطن اشتراکات زیادی دارند. همهٔ آنها عشقها و نفرتها، حساسیتها و بار توقعات والدین، مدرسه و اجتماع را با خود دارند.
فیلم خندهدار است، غمانگیز هم هست و در پایان روحیهبخش میشود. اگر مدتی است که ندیدهاید، بد نیست دوباره تماشا کنید. اگر هرگز ندیدهاید، پیشنهاد میکنم تماشا کنید؛ فیلمی گرچهِ یادگاری از آن دهه است اما مضمونهایش هنوز هم طنین دارد.
گفتوگوها مصنوعی و شوآفگونهاند و قوسهای شخصیتی زیاد باورپذیر نیستند
این فیلم که در سال ۱۹۸۵ منتشر و توسط جان هیوز نوشته و کارگردانی شده، یک درام-کمدی نوجوانانه دربارهٔ پنج دانشآموز دبیرستانی از پنج زیرفرهنگ متفاوت است که یک روز کامل را به نگهداری در مدرسه میگذرانند. مِولی رینگوالد دختری محبوب، امیلیو استِوِز ورزشکار، آنتونی مایکل هال نابغهٔ درس، جاد نلسون شورشی و الی شیدی شخصیت گوشهگیر را بازی میکنند. پاول گلیسون و جان کاپِلسو هم بهترتیب نقش معاون مدیر و نظافتچی را دارند.
این فیلم شهرت زیادی بهعنوان یک اثر نوجوانانهٔ دههٔ هشتاد دارد، اما من کاملاً ناامید شدم. بیشتر گفتوگوها بین پنج دانشآموز از گروههای مختلف مصنوعی و غیرقابلباور است. بعضی دیالوگها واقعاً باعث شرمندگی میشوند.
شخصیت لات میتوانست موفق باشد، مثل فونز یا وینی باربارینو، اما او آنقدر آزاردهنده و پرحرف است که همذاتپنداری با او از بین میرود، بهویژه وقتی چندین بار به دختری روسنمو حملهٔ لفظی میکند بیآنکه دلیل واضحی داشته باشد. هشدار لو دادن: این دو در پایان با هم میشوند که بهنوعی توهینآمیز است. همچنین دو شخصیت دیگر هم بهطرزی غیرواقعی با هم جفت میشوند.
جالب است که «باشگاه صبحانه» بهعنوان یک کمدی معرفی میشود، در حالی که خندهدار بودنِ فیلم کم است، هرچند گاهی سرگرمکننده است، مثل برخی سکانسهای موسیقی. هیوز علاقهٔ زیادی به راکِ سنگین نداشت و موسیقی متن عمدتاً از گروههای موج نو دههٔ هشتاد تشکیل شده—همانطور که در فیلمهای نوجوانانهٔ دیگرش هم دیده میشود. چند آهنگ خوب هست، اما جای خالی یک ترک واقعاً «راک» حس میشود.
با این حال موسیقی مشکل اصلی فیلم نیست. بازیگران مناسباند، اما دیالوگهای هیوز قابلباور نیستند. در نتیجه شخصیتها را باور نمیکنید. فیلمنامه نیاز به بازنویسی جدی داشت.
مدت فیلم ۹۷ دقیقه است و در حومهٔ شمالی شیکاگو فیلمبرداری شده بود.
نمره: C-
یک کلاسیک مطلق، و ایرادی هم ندارد. اگر مخالفید، متأسفم—اشتباه میکنید. جان هیوز نابغهٔ تمامعیار بود.
جاد نلسون در این فیلم واقعاً میدرخشد. او آشکارا سرکش بین پنج نوجوانی است که برای یک شنبهٔ نگهداری به مدرسه کشانده شدهاند. این وضعیت برای مدیر مدرسه «ورنون» (با بازی پاول گلیسون) نعمت است، کسی که از اعمال اقتدار رو به کاهشش لذت میبرد. در حالی که او آنها را رها میکند تا کار کنند، آنها شروع میکنند به تجزیه و تحلیل شخصیت یکدیگر. نلسون («بندر») قانونشکن؛ پرصدا، جسور و دردسرساز است. «اندرو» (امیلیو استِوِز) ورزشکار مدرسه است؛ «کلر» (مِولی رینگوالد) کمی کنارهگیر؛ «برایان» (آنتونی مایکل هال) اهل درس و «آلیسون» (الی شیدی) معمای گروه است که به ندرت صحبت میکند. بندر شروعی میکند که یک ساعت و نیم اجازه میدهد هر کدام بعضی از جنبههای خصوصی و جنجالی شخصیتشان را افشا کنند—بعضی با میل، بعضی بیمیل. در حالی که سرپرست آنها در زیرزمین با سرایدار «کارل» (جان کاپِلسو) غرق حواسپرتی میشود، این گروه ظاهراً متفرق کمکم درمییابند که اشتراکات بیشتری دارند تا آنچه فکر میکردند و به لطف فیلمنامهای نسبتاً قدرتمند و بازیهایی بسیار طبیعی، چیزی کمتر قابلپیشبینی در آنها پدیدار میشود. البته موضوعات کلاسیک شکست خانوادهها یا توقعات افراطی والدین یا شورش هست، اما اینها با طنز و واقعنمایی بیشتری نسبت به بسیاری فیلمهایی که همان داستانهای تکراری را مثل یک سخنرانی دانشگاهی بیان میکنند، ارائه میشوند. تقریباً هیچ خط قرمزی وجود ندارد، اما چیزی هم بهصورت صریح نمایش داده نمیشود؛ آنها در تلاشاند جهت جدیدی برای زندگیشان پیدا کنند. جان هیوز کمدی را با جدیتِ بیشتر بهخوبی آمیخته و این بازیگران چیزی متفاوت و مؤثر ارائه میدهند.
من این فیلم را دوست دارم. وقتی دیدم دوباره نمایش داده میشود، فوراً بلیت خریدم تا آن را روی پردهٔ بزرگ ببینم.
هنوز هم فکر میکنم «باشگاه صبحانه» فیلمی فوقالعاده است و پیام اصلی آن حتی امروز هم بسیار مهم و مرتبط است.
از ایدهٔ فیلم خوشم میآید: گروهی از دانشآموزان که بهظاهر تصادفی در نگهداری جمع شدهاند—ورزشکار، بچهٔ حساس، دختر محبوب، نخبهٔ درسخوان و قانونشکن—همگی کنار هم قرار میگیرند. با گذشت روز، برچسبها کنار میروند و پیوندی شکل میگیرد. آنها درمییابند هرکسی با مشکلات خودش دستوپنجه نرم میکند، هر کس صدا، هدف و جایگاهی در دنیا دارد.
همان حس اتحاد و همدلی، کنار آمدن با هم علیرغم تفاوتها، چیزی است که من بیش از همه دوست دارم. فیلم پیام قدرتمندی میفرستد: فرقی نمیکند که چه کسی هستی، تو کافی هستی. تو جای خودت را داری. من این پیام را دوست دارم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران