«شیرشاه» فاجعهای است؛ نقطهعطفی تازه در کاهش پیوستهٔ بازدهیِ مجموعهٔ بیپایان بازسازیهای دیزنی. هیچ نکتهٔ نجاتبخشی در آن نیست؛ هر تصمیم یا بداندیشانه است یا آنقدر بد اجرا شده که به مرز ناتوانی میرسد. در دستان فاورو، «شیرشاه» تبدیل به اثری خفه و بیهیجان شده که تنش و شخصیتپردازی پیچیدهای ندارد، زمان زیادی صرف میکند تا به هیچجا نرسد و هیچگاه وجود بحثبرانگیز خودش را...
«شیرشاه» فاجعهای است؛ نقطهعطفی تازه در کاهش پیوستهٔ بازدهیِ مجموعهٔ بیپایان بازسازیهای دیزنی. هیچ نکتهٔ نجاتبخشی در آن نیست؛ هر تصمیم یا بداندیشانه است یا آنقدر بد اجرا شده که به مرز ناتوانی میرسد. در دستان فاورو، «شیرشاه» تبدیل به اثری خفه و بیهیجان شده که تنش و شخصیتپردازی پیچیدهای ندارد، زمان زیادی صرف میکند تا به هیچجا نرسد و هیچگاه وجود بحثبرانگیز خودش را توجیه نمیکند. حتی با وجود نفرت من از نسخهٔ اصلی، از اینکه فیلم چطور کاملاً از درک دلیل محبوبیت گستردهٔ نسخهٔ ۱۹۹۴ عاجز است، شوکه شدم. اگر هیچ چیز دیگر، این فیلم بهوضوح نشان میدهد که دیزنی علاقهای به ساخت سینمای بزرگ یا احترام گذاشتن به میراث خودش ندارد. برای آنها مهم نیست فیلم خوب باشد یا شما از آن لذت ببرید؛ تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد استفاده از نوستالژی برای فریب تماشاگر و فروش بلیت است تا تا حد ممکن از آن سود ببرند، و شاید با نمایش چند لحظهٔ آشنا از کودکی، تماشاگر را فریب بزنند که فکر کند لحظات خوبی داشته است. «شیرشاه» اوج شرورِ تجاریسازیِ نوستالژی است، و موفقیت باکسآفیس اجتنابناپذیرش فقط نشان میدهد چقدر آسان فریب میخوریم و چقدر خوب تربیت شدهایم که به کیفیت آنچه میبینیم اهمیت ندهیم. اگر این واقعاً آیندهٔ سینمای جریاناصلی باشد، پس ما در دردسر جدیای هستیم.
— دنیل لامین
*****
نقد بدون اسپویل:
نمیدانم چطور باید آغاز کنم، اما شاید بهتر باشد به چیزی که ممکن است مردم بپرسند اشاره کنم: بله، این یک نقد بدون اسپویل است. چرا؟ داستان ممکن است نقاط اصلی یکسانی داشته باشد و مسیرهای روایتِ شخصیتها شبیه هم باشد، اما جزئیاتی بسیار وجود دارد که این فیلم را مستقل میکنند؛ از تغییرات ریز در لحظاتی از نسخهٔ اصلی که در محیطی واقعگرایانه معنی ندارند تا اصلاحاتی در پیشزمینهٔ شخصیتها، لحظات موسیقایی یا بخشهای مهم دیگر. با این وجود باید در مورد جنجال اطراف این بازسازی هم صحبت کنم، اما طولانی نخواهم شد.
مردم باید بفهمند این بازسازیهای دیزنی برای جایگزینی نسخههای اصلی نیامدهاند؛ آمدهاند تا به آنها ادای احترام کنند و داستانها و شخصیتها را برای قرن جدید بازآفرینی کنند تا نسلهای جدید نگاهی دیگر به آثار محبوبشان داشته باشند و بچههای دههٔ نود یادشان بیاید چرا عاشق این فیلمها بودهاند. تأکید روی «اضافی» بودن این بازسازیهاست. بعد هم مردم باید اولویتهای خودشان را مشخص کنند: آیا میخواهید بازسازی «فریم به فریم» ببینید یا چیز کاملاً متفاوت؟ یا ترکیبی از این دو؟ اگر ندانید چه میخواهید، ممکن است رفتار متناقضی داشته باشید—از «نمیخواهم این بازسازیهای کپیپیست را» تا «چرا آن لحظه را تغییر دادند؟!» فقط روشن باشید که چه میخواهید. اگر صرفاً نمیخواهید دیزنی این بازسازیها را بسازد، پس اصلاً تماشا نکنید و پیش از دیدن فیلم در اینترنت آن را با نظرات منفی له نکنید. حرفم تمام.
من آن را دوست دارم. واقعاً دوستش دارم. همان چهار بار را که در نسخهٔ ۱۹۹۴ گریه کردم، اینجا هم همانقدر گریه کردم. در صحنهٔ افتتاحیه که یکی از چیزهایی است که در بازسازی بیشتر از نسخهٔ اصلی دوستش دارم، تمام بدنم مورمور شد. این بازسازی کپی یکبهیک نیست! نمیفهمم چگونه برخی منتقدان آن را چنین مینامند؛ یا حافظهٔ مردم از نسخهٔ اصلی کمرنگ شده یا کسی قطعاً فیلم دیگری دیده است. میتوانم یک نقد هزارکلمهای فقط دربارهٔ چیزهای جدید بنویسم. البته لحظات نمادین داستان همانطور ظاهر میشوند و بعضی دیالوگها بهطور گسترده تکرار شدهاند که ایکاش بیشتر توسعه پیدا میکردند. با این وجود، به نظر من دیالوگها و اجرای صداپیشگان برداشت متفاوتی دارند، حتی جیمز ارل جونز.
یک دلیلش این است که من در صحنهای گریه کردم که در نسخهٔ اصلی هرگز این احساس را نداشتم. نمیدانم آیا نحوهٔ تصویربرداری (یکی از زاویههای مختلفی که بازسازی به صحنههای شناختهشده میدهد) یا تأثیر بیشتر دیالوگها بود، اما نکته این است که این بازسازی یک کپی ارزان نیست. همیشه منتظر میمانم ببینم چه راهکارهایی برای پاسخ به پرسشهایی که نسخههای اصلی رها کردهاند ارائه میدهند. باید بگویم جف ناتانسون تغییرات/اضافههایی واقعاً درخشان داشته. یادتان میآید وقتی اولین تیزر آمد مردم ظاهر اسکار را نقد کردند؟ تنها با یک کلمه، تمام شکل فیزیکی، زخم و گذشتهاش توضیح داده میشود. یک کلمه. تصورش را بکنید. همین اضافهکردن یک واژه یا جملهٔ کوتاه گاهی چقدر با شخصیت یا داستان سازگار میشود.
در مورد اسکار، چیوتل اجیوفور شگفتانگیز است. اسکار ممکن است شخصیتِ محبوب من در این بازسازی باشد. تهدیدآمیزتر و ترسناکتر است، صدایش تاریکتر است و قوس شخصیتیاش بهتر کاوش شده. صدای جرمی آیرونز همیشه با این شخصیت گره خورده، اما اجیوفور واقعاً کار بلندی کرده و او را بهخوبی جایگزین کرده است. با این حال اگر یک صدایی باشد که نتوانم آن را از بازیگر دیگری ببینم، آن صدای مافاسا است. برای توصیف قدرت عاطفی صدای جیمز ارل جونز کلمات کم میآورم. همین که او در صحنهٔ انعکاس میگوید «سیمبا»، چشمهایم بارانی میشود. صدای او یک محرک احساسی است، بگذار اینطور بگویم. تیمون (بیلی آیکنر) و پومبا (ست راگن) اینبار حتی بیشتر دوستداشتنیاند. سکانسهایشان خندهدار است و رابطهٔ شخصیتها همچنان برجسته است. اگر نگران صحنهٔ هولا بودید که مبادا خوب از آب درنیاید یا حتی از نسخهٔ پیشی نگیرد… باید تجدیدنظر کنید. همچنین از اکستند شدنِ اجرای آخر خوشم آمد (نبرد نهایی نسخهٔ اصلی را خیلی ناگهانی مییافتم) و به والدین توصیه میکنم در نمایش این بازسازی به کودکان خیلی کوچک دقت کنند چون خشونت نشاندادهشده ملموستر و واقعیتر بهنظر میرسد.
جیدی مککریری و شَهادی رایت-جوزف (نالا جوان) عالیاند و هنگام آواز خواندن صدایشان شفاف است. دونالد گلاور و بیانسه (نالا بزرگسال) نیز عالیاند و صدایشان حتی بهتر است. آهنگ جدید «روح» (Spirit) در این بازسازی بهتر جا میافتد تا «بیصدا» (Speechless) در علاءالدین. دربارهٔ موسیقی، بازسازی در این بخش هم بهنظرم بهتر عمل کرده. هانس زیمر ثابت میکند میتواند قطعهٔ قدیمیاش را با قدرت و شور بیشتری زنده کند. هر قطعه برجستهتر است، هر ساندترک تأثیرگذارتر و قویتر. «آماده باش» تنها تکآوازی است که تغییر چشمگیری کرده و گرچه شاید اول کمي عجیب بهنظر برسد، اما هر بار که گوش میدهم بیشتر دوستش دارم. این موسیقی فراموششدنی نیست و این بازسازی به یادآوریِ عظمتش کمک کرده است. شایستهٔ جایزهٔ اسکار برای موسیقی.
بهترین را برای آخر گذاشتم: بصریها. نمیتوانم توصیف کنم که جلوههای بصری چقدر چشمنواز و خیرهکنندهاند. حرف زدنِ حیوانات هرگز مشکلساز نبود (بعضیها کلیپهای ۳۰ ثانیهای را بدون زمینه میبینند و سریع شروع به اعتراض میکنند… ویدئویی سی ثانیهای بدون زمینه روی لپتاپ هرگز نمیتواند نشان دهد فیلم در کل چگونه است). درست است که بیانِ حالتها در انیمیشن اصلی قابل دستیابی نیست، اما تا آن حد گفتنِ اینکه فیلم «روح ندارد» یا «شخصیتها هیچ واکنشی ندارند» نادرست است. لازم نیست دکترای رفتارشناسی داشته باشید تا بفهمید گوشِ بالا یا پایین بودن یک شیر معانی مختلفی دارد. حرکات ریز حیوانات آنقدر پیچیدهاند که هنوز شگفتزدهام چگونه توانستهاند اینها را بسازند. اگر مگسی نزدیکی صورتشان پر میزند، بهطرز خاصی چشمک میزنند یا تکان میخورند؛ طوری که حس کردم واقعاً دارم حیوانات زنده را تماشا میکنم. یک بار دیگر: شایستهٔ اسکار برای جلوههای ویژه.
مشکلات عمدهای با فیلم ندارم. گلایههای کوچکی هست، اما بزرگترین آن نبودِ ویژگیِ منحصربهفردتر است. در داستان یا تصمیمات شخصیتها عنصر شگفتی وجود ندارد. همیشه میدانیم چه اتفاقی میافتد، پس آمادهایم—نه بهمعنای طنز—برای هر چیزی که سرِ راهمان میگذارند چون قبلاً دیدهایم (با استثنای یک صحنهٔ خاص که مرا از جا پرید و فکر نمیکنم هیچکس بتواند از آن اجتناب کند). استدلالِ «حیوانات احساس نشان نمیدهند» یکی از بزرگترین ایرادهای ناعادلانه در تاریخ سینماست. شاید درست باشد که آنها بهاندازهٔ انیمیشن اصلی احساسات را نشان ندهند، اما تا آن حد که بگوییم هیچ احساسی ندارند صرفاً از سر نفرت است. همین برای اعتراض به اینکه «آیا تو میتوانی عشق امروز را حس کنی» در روز اجرا میشود صادق است؛ در نسخهٔ اصلی هم صحنه در شب نبود.
در نهایت میخواهم به بحث «این بازسازیها ضروری نیستند/کسی نخواسته» اشاره کنم. هیچکس وجود فیلم ۱۹۹۴ را تا زمان اکرانش درخواست نکرد؛ مردم نمیدانستند به آن نیاز دارند. جدی میگویم، همه باید بفهمند این بازسازیها برای جایگزینی نسخهٔ اصلی نیامدهاند. چند نفر از شما طی ده سال گذشته «شیرشاه» ۱۹۹۴ را دیده یا به کسی نشان دادهاید؟ چند بار موسیقیاش را در این مدت شنیدهاید؟ شرط میبندم اکثر پاسخها «هیچ» است. پس همین نشان میدهد اهمیت این بازسازی چیست: باعث میشود به عقب برگردیم، باعث میشود همه یادشان بیاید فیلم ۱۹۹۴ چقدر فوقالعاده بود، در حالی که هویت خود را حفظ کرده و قادر است مستقل بایستد. جان فاورو کار بزرگی کرده و امیدوارم به او اعتراف شود.
در پایان، مهم نیست داستان یکسان باشد اگر باز هم همانقدر گریه کنیم. مهم نیست اگر میدانیم چه میآید اگر هنوز نگران و دلواپس شخصیتها باشیم. «شیرشاه» (۲۰۱۹) یکی از بهترین بازسازیهای دیزنی تا کنون است، در سطح «جنگل»؛ جلوههای بصریاش پیشرو هستند، موسیقیاش قویتر و عاطفیتر از نسخهٔ اصلی است و داستان همان تأثیر دلنشین را دارد. صدای جیمز ارل جونز همهچیز است. تیمون و پومبا حتی خندهدارترند. اسکارِ اجیوفور بهترین شخصیت این بازسازی است. ایراد بزرگی ندارم مگر اینکه دقیقاً همان مسیر داستانی نسخهٔ اصلی را دنبال کند. آرزو داشتم بیشتر متمایز باشد، اما نمیتوانم به خودم دروغ بگویم؛ عمیقاً دوستش دارم. یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۱۹. برای دوباره دیدنش بیصبرم.
رتبهبندی: A
*****
«نمایش رک و خشک»
رتبهٔ نهایی: ۱/★½ — خستهکننده/ناامیدکننده. تا حد ممکن از آن دوری کنید.
*****
«از آن بدتر از «کتس» یا «جنگ ستارگان ۹» نیست.»
ناامیدکننده و ناهماهنگ. سال ۲۰۱۹ انگار سالی است که فیلمهای بزرگ ظاهر خوبی دارند اما در واقع توخالیاند و این فیلم هم استثنا نیست.
از نظر بصری عمدتاً خوب بهنظر میرسد (جز وقتی سیمبا «نوجوان» است و نبود اندام تناسلی باعث میشود حیوانات واقعاً طبیعی بهنظر نرسند)، اما بقیهٔ جنبهها زیر متوسطاند. واقعیبودن ظاهر حیوانات بعضی صحنهها را برای کودکان بسیار ترسناکتر کرده.
انتخابهایی که در این فیلم شده... عجیباند.
- انتخاب صداپیشگان نامنظم است (بعضیها صدای آفریقایی دارند، بعضی آمریکایی و برخی بین این دو)—مثل اینکه برنامهای وجود نداشته.
- صحنهها و دیالوگهای اضافی به فیلم کمکی نمیکنند و حتی نسبت به سلفِ خود آن را ضعیفتر کردهاند.
- نحوهٔ بازسازی/ضبط آهنگها اشتباه است و این اولین کارِ زیمر است که در مدتها از آن خوشم نیامده—مثل اینکه سطحی کار کرده باشد.
- در پایان ناگهان یک بچهٔ گراز زمینخرطوم ظاهر میشود کنار پومبا، اما مادرش کجاست؟!
هنوز یک داستان وجود دارد، پس بهتر از آشفتگیهایی مثل «خیزش اسکایواکر» یا «کتس» است.
یک فیلم دیگر که باید فراموش شود.
*****
کاملاً شبیه کارتونیِ قدیمی نیست اما هم بد هم نیست. راستش را بخواهید، هیچ کاری که میکردند نمیتوانست با کارتون اصلی «شیرشاه» رقابت کند. هیچچیز. من از روز اول طرفدار بزرگ «شیرشاه» بودهام و میدانستم این نسخه به آن خوبی نخواهد بود. بخشهایی هست که خیلی دوست دارم و بخشهایی که از آن متنفرم. از اینکه آهنگ اسکار را حذف کردند و فقط یک بریدگی کوتاه گذاشتند بدم میآید... خیلی چیزها حذف شده بود. میتوانست بهتر باشد اما واقعاً انتظار نداشتم حتی نیمی از کیفیت نسخهٔ اصلی را داشته باشد... از اینکه بهطور نسبتاً قابل قبولی درآمده تعجب کردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران